|
|
||
شفقي، سيروس. "مشخصات ايلات ايران". دوره 8، ش 90 (فروردين 49): ص 22-30،تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:ريشه
لغت ايلا و عشيره. بررسيهايي درباره آمار
جمعيت، كوچ زمستانه و
تابستانه، اعتقادات و مذهب مردم
ايلات، سلسله مراتب، نحوة معيشت، اسكان
عشاير،
منابع
مورد بررسي. |
|
|
|
|
مشخصات ايلات ايران
دكتر سيروس شفقي از دانشگاه اصفهان
ايل لغتي است تركي مغولي كه هم بجاي
اسم و هم صفت بكار ميرود ومعني دوست، يار،
همراه و قبيله ميدهد و نيز ايل را بمعناي
بز نر كوهي و گوزن آورده اند و در زبان تركي
بمعني سال است1. لغت عشيره كه مترادف ايل ميباشد
لغتي است عربي2 و بمعني برادران و تبار و
نزديكان از جانب آبا (پدران ) ميباشد و جمع
آن عشاير و عشيرات است. عشيره اسم فارسي
مأخوذه از تازي به معني خويشان و نزديكان و
تبار و اهل خانه و قبيله و طايفه است3. |
|
||
نمونهاي از زندگاني ايل شاهسون در مياندوآب و نوع چادر آنها |
چادر ايل قشقايي در موقع قشلاق در منطقه پهنا پهن |
|
گرچه آمار صحيح ودقيقي در باره
جمعيت ايلات ايران
[22] در دست نداريم ولي از
روي قرائن ميتوان حدس زد كه در حدود 3 تا 4
ميليون نفر از ساكنين كشور ما داراي زندگي
ايلاتي و نيمه ايلاتي هستند. منظور از نيمه ايلاتي
دستههايي از مردم هستند كه مدتي از
سال در مساكن ثابت و دهات و بقيه آنرا در
چادرهاي خود بسر ميبرند و منظور از ايلات
يا ايلات كامل به گروههائي اطلاق ميشود كه
تمام مدت سال را در چادرهاي خود بسر برند.
از بررسي جمعيت كل ايلات اين نتيجه حاصل
ميگردد كه تقريبا يك ششم تا يك هفتم مردم
ايران داراي زندگي ايلاتي هستند. اين نكته
قابل ذكر است كه
از اين جمعيت تعداد كمي
زندگي كاملا ايلاتي دارند و بقيه بصورت
نيمه ايلاتي زندگي ميكنند. طبق گزارش مركز آمار ايران كه جمعيت
متحرك اين كشور را در سال 1345 معادل 640000 نفر
اعلام داشته است باحتمال بسيار قوي همان
ايلات كامل ايران هستند كه تمام 12 ماه از
سال را در چادرهاي خود بسر برده و دائما در
حال كوچ هستند. هر ايل در سرزمين محدودي زندگي
ميكند كه بر اصل آداب و سنت و قراردادهاي
ديرين و قديمي بآنها استوار است. |
|
شعاع رفت و آمد ايلات ايران متغير
بوده وبين 50 تا 500 كيلومتر تخمين زده ميشود.
از ايلات مهم ايران كه فاصله ييلاق و قشلاق
آن زياد است ميتوان ايل قشقائي را نام برد
كه قشلاق آنها در جنوب شيراز و ييلاق آنها
در جنوب اصفهان است. اكثر ايلات ايران در
چند سال اخير دهات و قصباتي را بوجود آوردهاند
كه در آنها زندگي ميكنند ولي با وجود اين
نيمي از سال را در چادرهاي خود بسر ميبرند،باين
عده نميتوان افراد ده نشين اطلاق كرد زيرا
كيفيت زندگي آنها خواه از نظر اقتصادي و
خواه از نظر اجتماعي با افراد ساكن و ده
نشين واقعي كاملا فرق ميكند. |
|
چنين تصور ميرود كه در اثر بالارفتن
سطح معلومات افراد ايلاتي بعضي از آنها از
زندگي عشايري كه كوچ و حركت دائمي است دست
كشيده و بزندگي روستائي و ده نشيني
پرداخته اند. شايد عامل ديگري نيز در اسكان
اين افراد مؤثر باشد و آن دست كشيدن از
اقتصاد متزلزل دامداري و پاگذاشتن به
اقتصاد ثابت و استوار كشاورزي است. و يا
اينكه با اسكان خويش بتوسعه هردو پرداختهاند. در مورد مذاهب ايلات بايد گفت كه
ايلات ايران صد در صد پيرو دين اسلام
ميباشند و مذهب آنها شيه و سني است ولي
دربين آنها طوايف مشخصي وجود دارد كه بعضي
از افراد آنها سني و برخي شيعه هستند مانند
قاجارها و كردها. اقليت بسيار كمي نيز علي
اللهي و گروهي شيطان پرست هستند كه در غرب
اين سرزمين زندگي ميكنند. از نظر اداره امور ايل، خان مسئول اصلي شناخته ميشود كه مقام او
موروثي بوده و از پدر به پسر بارث ميرسد، اداره ايل
سلسله مراتبي دارد كه بالاترين آن ايل بيگ
يا رئيس و رهبر ايل ميباشد، در بعضي مواقع
اگر خان شخص نالايقي باشد امكان بر كناري
او از اين مقام وجود دارد ولي بهر حال قدرت
اقتصادي و نفوذ اجتماعي از شرايط اصلي و
اساسي بقاي
[26] وي در رأس ايل است. |
|||
|
دوشيدن دامها از وظايف مهم زنان ايلات بشمار ميرود |
|
در مورد خوانين ايلات ايران بايد
متذكر شد كه بعد از جنگ بين الملل دوم كم كم
از قدرت و نفوذ آنها كاسته شده بطوريكه
امروزه صاحب هيچگونه قدرت سياسي و اجتماعي
نيستند. كردها كه در منطقه شمال غربي ايران
زندگي ميكنند، ارتفاعات آذربايجان و
كرامانشاهان محل ييلاق آنهاست و دره دجله
و فرات و ساير درههائيكه بادگير نباشند و
داراي زمستانهاي ملايمي هستند محل قشلاق
آنها را تشكيل ميدهد. ايل بختياري در چهارمحال بختياري و قشقائيهاي ترك زبان در ارتفاعات شمالي فارس و جلگههاي جنوبي آن بسر ميبرند. در فارس و خوزستان به گروهي از ايلات بر ميخوريم كه بنام كعب (كعاب) ناميده ميشوند و باحتمال قوي در قرن 16 ميلادي از زمان پادشاهي شاه عباس كبير از نجد بايران آمده اند بلوچها در حاشيه خليج فارس و بحر عمان و سيستان و بلوچستان زندگي ميكنند و در خراسان به گروههاي ايلي افغان و كرد و عرب برميخوريم و در شمال آن منطقه دستههاي ترك زبان را مشاهده مينمائيم، از قبيل افشارها و قاجارها كه در اواخر قرون وسطي باين نواحي آمده اند و تركمنها كه از زمانهاي نزديك به زمان ما در مناطق غربي خراسان و گرگان رحل اقامت افكنده اند. |
|
زندگي ايلات ايران اصولا بر مبناي دامپروري استوار ميباشد ولي در چند سال اخير به زراعت نيز پرداختهاند مخصوصا بعد از اجراي قوانين اصلاحات ارضي افرادي كه قبلا كشت و كار نميكردند صرفا براي مالكيت و تصاحب زمين به زراعت پرداختهاند. |
|
اين زراعت معمولا با از بين بردن
مراتع و جنگلها و پوشش گياهي انجام ميگيرد
لذا در چند سال اخير از وسعت مراتع ايلات
تا حد زيادي كاسته شده است و مشكل بسيار
مهم ديگر اين است كه
بعد از اصلاحات ارضي زمينهائي زير كشت
رفته است كه مدتي از سال بصورت آيش باقي
ميماند و اين عمل،فرسايش شديد خاك را پيش
خواهد آورد كه خود ضرر غير قابل جبراني را
بوجود ميآورد. تقريبا هشتاد درصد زمينهائي را كه
ايلات در دست دارند ديم زار ميباشد و بقية
بيست درصد بصورت آبياري اداره ميگردد و
اين امر بواسطه كوچ ايلات است و زمينهاي
آبي كه موظبت بيشتري لازم دارد اكثرا در
اختيار افراد ساكن و تخته قاپو4
ميباشد.
بهترين و ارزانترين مبارزه با فرسايش خاك
در مناطق ديم زار ايلات ايران بوجود آوردن
مراتع مصنوعي بتوسط خود ايلات است كه با
نظارت كامل سازمانهاي مسئول مانند وزارت
كشاورزي و اصلاحات ارضي باين كار مبادرت
نمايند. البته اين احتمال وجود دارد كه توسعه زمينهاي زير كشت در مناطق نفوذ عشاير كمك شاياني به اسكان عشاير بنمايد زيرا بر اثر از بين رفتن مراتع بعنوان توسعة زمينهاي كشت مطمئنا دامها دچار كمبود علوفه شده و ايلات ناچارند زندگي كشاورزي [28] را پيش گيرند و يكجانشيني را پيشه خود سازند. |
|||
|
قسمتي از جنگلهاي
بلوط منطقه ييلاق كردستان در سردشت كه بر
اثر چاهاي بيش از حد چهار پايان و
بهرهبرداري ساكنين آن در حال از بين رفتن
است |
|
ولي از بين رفتن مراتع ضرر غير قابل جبراني به اقتصاد دامپروري ايران وارد ميسازد، از طرفي كمي مراتع باعث ميشود كه از مراتع بطور اينتزيف 5 استفاده شود و در واقع بيش از ظرفيت واقعي از چراگاهها بهره برداري گردد و چنين كاري خود يكي از عوامل بزرگ فرسايش خاك ميباشد. |
|
علاقمند بودن به زمين كشاورزي در
مناطق مختلف ايلات باعث اسكان گروهي از
آنان گرديده ولي مالكيت و داشتن زمين در دو
نقطه معين ييلاق و قشلاق مانع بزرگي براي
اسكان و يكجانشيني عشاير گرديده است.
موضوع اسكان عشاير يكي از مسائل مهم روز
است كه دولت توجه خاصي بآن دارد و انجام
موفقيت آميز چنين كاري بدون مطالعات عميق
جغرافيايي و شناخت روحيات عشاير و مردم
شناسي امكان پذير نيست و در چند سال اخير
دولت باين نكات حساس در مورد اسكان عشاير
پي برده و در اين مورد در چند سال اخير
تحقيقات مفيد و دامنه داري در مورد ايلات
كهكيلويه و بوير احمد از طرف مؤسسه
تحقيقات اجتماعي دانشگاه تهران بعمل آمده
است كه بدون شك در عمران و آبادي آن منطقه
تأثير فوق العادهاي خواهد داشت. در مورد اسكان عشاير ايران نفوذ
خوانين را نبايد از نظر دور داشت زيرا
رؤساي ايلات به اسكان عشاير راضي نيستند
چون با ساكن شدن ايلات نفوذ و قدرت خود را
تا حد زيادي از دست خواهند داد. تصور ميرود كه ايجاد مدارس عشايري و
توسعه سريع آموزش و پرورش در بين ايلات اثر
بسيار مفيدي در اسكان عشاير داشته باشد.
زيرا در اثر بالا رفتن سطح معلومات و دانش
افراد ايلات ايران از دامداري اكستنزيف
6
فعلي دست خواهند كشيد و بدامپروري انينتزيف مبادرت خواهند كرد، از اختصاصات
اين زندگاني وجود مساكن دائمي براي افراد و استفاده دام آنها از طويله در
فصل زمستان و بهره برداري از چراگاههاي مناطق مرتفع توسط عده معدودي چوپان
ميباشد و بنابر اين ديگر احتياجي به كوچ كردن تمام افراد ايل نخواهد بود.
اين نوع زندگي را ميتوان با اقتصاد ترانس هومانس7 در ممالك بالكان
مقايسه كنيم. چادرهائيكه مورد استفاده ايلات
ايران قرار ميگيرد دو نوع آن كاملا مشخص
است يكي سياه چادر كه اكثر ايلات از آن
استفاده ميكنند و معمولا از موي بز بافته
ميشود و انواع و اقسام مختلفي دارد و شكل
آن مكعب مستطيل است. نوعي ديگر كه گرد بشكل
نيم كره است و به احتمال بسيار قوي وطن
اوليه اين نوع چادرها آسياي مركزي است و از
نمد تهيه ميگردد كه اغلب در ساختن آن از
موي شتر استفاده ميكنند. در مورد آموزش و پرورش در ايلات،
مدارس عشايري از چند سال قبل بوجود آمده
است و همچنين دانشسراهاي تربيت معلم
عشايري تأسيس گرديده كه عدهاي را با
شرايط خاص جهت تعليم افراد ايل تربيت
مينمايند و روزبروز بر تعداد مدارس و دانش
آموزان افزوده ميگردد چنانكه استان فارس
امروز متجاوز از 700 مدرسه عشايري دارد. ضمنا براي آشنائي خوانندگان محترم
به محيط و زندگي گروههاي مختلف ايلات
ايران چند قطعه عكس كه ضمن تحقيقات علمي
توسط نگارنده تهيه گرديده است تقديم ميگردد. منابع
و مآخذ
1-
فرهنگ فارسي معين جلد اول چاپ تهران
1342. 2-
فرهنگ آنندراج جلد اول چاپ تهران
1335. 3-
المنجد چاپ بيروت 1956. 4-
نشريات مركز آمار ايران 1345. 5-
تاريخ اجتماعي و سياسي ايران در
دوره معاصر تأليف سعيد نفيسي تهران 1344.
6- Dr. Rolf Herzog” Sebhaftwerden von Nomaden. Koln und Opladen 1963.
7 - Walter Hirschberg,
Worterbuch der Volkerkunde.Stuttgart 1965.
8- R. Knapp; Weide- Wirtschaft in Trockengebieten.
Stuttgart 1965.
(پاورقيها) 1- فرهنگ فارسي معين . جلد اول . چاپ تهران 1342 . صفحه 418 . 2- فرهنگ آنندراج . جلد اول . چاپ تهران 1335 . صفحه 525 . 3- المنجد . چاپ بيروت 1956 ميلادي . صفحه 529 . 4- تخته قاپو لغتي است که از زبان ترکي گرفته شده و بمعني درب تخته اي است و منظور از آن افراد اسکان شده اي هستند که داراي مساکن ثابتي ميباشند . 5- Intensive کامل .
6-
ناقص Extensive
7-
Tranchumanc لغتي
است فرانسه و منظور از آن يك نوع زندگي
نيمه ايلاتي است. زندگي آنها از كشاورزي و
دامپروري تأمين ميگردد و مساكن آنها ثابت
ميباشد و بيش از همه در خاورميانه و اروپاي
جنوب شرقي و شمال آفريقا باين نوع زندگي
اقتصادي بر ميخوريم. |