|
|
||
شفائيه، هادي."عکاسي" ، دوره8و10 ، ش91 (ارديبهشت49): ص 68-71، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
نقش خطوط
دركمپوزيسيون تصاوير: قوسها، خطوط
موجدار، دايرهها، مارپيچها،
مجموعة انواع مختلف خطها. |
|
|
عكاسي
نقش خطوط در كمپوزيسيون تصاوير(4)
هادي
قوسها
– خطوط موجدار – دايرهها – مارپيچها در مورد جام، پياله، كاسه، مخزن
وطشت با وجود اين كه بر عكس گنبد، در جهت
مخالف رسم شده، از آنجا كه همه براي جمع
كردن و بهم پيوستن بكار ميرود بازهم نشانه
و مظهر الحاق، اتصال، رابطه و تجمع بشمار
ميرود. از قوسهاييكه يك در ميان، رو به بالا و پايين واقع شده خطي بوجود ميآيد که شكل موج به خود ميگيرد و بيان كنندهي حركتي است كه محتوي چيزي بوده و يا مضموني در بر دارد. از ديدن چنين خطي (نفس كشيدن) يا (آهسته قدم برداشتن) در نظر مجسم ميشود. |
|
اگر تنها به چيدن انواع مختلف خطها در كنار هم اكتفا كرده به اميد القاي احساس و تأثير آنها باشيم نتيجهاي عايد نخواهد شد زيرا براي خلق و ايجاد اثري كامل قادر نخواهد بود. برعكس، بايد دانست كه تلاقي و بر خورد خطهاي گوناگون است كه چيزي نو و بيسابقه و غير معمول خواهد آفريد: مجموعهاي كه ابدا شباهتي به اجتماع سادة خطها و فرمها ندارد. بطور مسلم خطوط بزرگ اصلي، كه قصد از آنها حفظ و تقويت و تأكيد كمپوزيسيون است، خاصيت و طبيعت و كاراكتر خود را حفظ خواهد كرد و بدين ترتيب گيرندة عكس خواهد توانست بگذارد تا خطوطي كه از طرف خود موضوع تحميل و ديكته شده و اساس و پايةهماهنگي تصوير است مركز انتشار كمپوزيسيون را تشكيل دهد. وقتي اين قيود و محدوديتها شكل رضايت بخشي به خود گرفت، كمپوزيسيون، با اعتقاد و يقين، پيام هنري خويش را باز گو خواهد كرد. [69] در موقع گرفتن هر عكس جهت و سمت خطوط (هر خط جهتي را نشان ميدهد)، همچنين كنتراست و تضاد آنها بايد در نظر گرفته شود؛ مثلا اگر لازم است يك خط قوي به وسيلة خط ديگري از همين جنس و طبيعت، واقع در جهت مخالف و معكوس، تكميل شود حتما بايد آنرا وارد كمپوزيسيون كرد. |
|
خطها در تركيب و كمپوزيسيون
تصاوير داراي چنان كاراكتر قاطعي هستند كه
بي وجودشان امكاني براي طرح ريزي تصوير
نيست. چون نوع و جنس آنها نقش اساسي در اينمورد
[70]
بازي ميكند لذا در انتخاب لبهها، حاشيهها
و فرمها دقت كافي بايد كرد. به نسبتي كه
در تركيب تصوير، خطوط و تقسيمات و رنگهاي
بي ملاحظه و مطالعة كمتري به كار رفته باشد
در حافظة تماشاگر آسانتر ثبت و نگهداري
ميشود. از اينروست كه در كمپوزيسيون
تصاوير از شلوغي و بي نظمي بايد دوري جست و
فراموش نكرد كه زيبايي در سادگي است. اما،
سادگي با فقر و بيمايگي اشتباه نشود! خلاصه، خلق و ايجاد تصويري كه به حد
و پاية كمال برسد كار آساني نيست زيرا صفحة
عكاسي، بي آنكه عقيدة موافق و يا مخالفي
نسبت به اهميت جزئيات موضوع داشته و در اين
خصوص چون انساني انديشناك باشد، آنچه را
كه بدو عرضه شود ثبت و ضبط ميكند. اين وظيفة
انسان است كه پيش از فشار دادن به دكمة
دوربين مجموعة كمپوزيسيون را مورد مطالعة
بسيار دقيق قرار دهد و پس از اطمينان كامل
دكلانشر را بفشارد. متأسفانه اين امر مهم
اكثرا فراموش و به دست تقدير سپرده ميشود
كه نتيجة آن عدم توفيق است و به دست آمدن
محصولي فاقد ارزش هنري! در اين لحظه است كه تأثير هر يك از
خطوط بايد به خوبي درك و از القاي آن به
تماشاگر اطمينان حاصل گردد. زيرا مشكل
اساسي و در حقيقت ارزش و هنر عكاسي انتقال
و تلقين احساسي است كه قبلا عكاس شخصاً آنرا
درك و حس كرده است. |