قهرماني، ابوالفتح. "سكه، نشان قوميت و آزادگي. "دوره 8-9، ش 92 (خرداد49): ص 21-35، تصوير.

 

خلاصه:  شرحي برقدمت تاريخي سكه‌ها از قرن هفتم ق.م، چراسكه بوجود آمد،‌رواج سكه درايران و معرفي سكه‌هاي هخامنشي و سكه‌هاي سلوكيدها، و اقوام ديگر ـ رواج سكه‌هاي ايراني و انواع آن درعهد اشكاني و ساساني و خصوصيات كلي سكه درروزگار ساساني.

سكّه، نشان قوميّت و آزادگي

گفتگو و نوشته از: ابوالفتح قهرماني

سرگذشت جالب سكّه سكه‌هاي اوليّه

سير تحوّل و تكامل سكه از ديرباز تا صدر اسلام

حاصل چند جلسه ديدار و گفتگو

با آقاي دكتر شمس الدين جزايري استاد دانشگاه چند جلسه اي گفتگو داشتيم كه نتيجة آن مطالبي است كه در پي مي‌آيد. آقاي دكتر شمس الدين جزايري كه جدا از علاقه خاص، تخصص و تجربة ويژه اي در سرنوشت سكه دارد، خود سالها به گردآوري سکه هاي گوناگون پرداخته و طي دهسال رنج كوشش و كاوش يكي از مجموعه هاي جالب سكه را در ايران بوجود آورده اند. از نشانه‌هاي خدمتگزاري و علاقة مطلق اين استاد دانشمند به توسعة علم و فرهنگ گفتن يكي ضروري است كه استاد با كمال ميل و اشتياق اين گنجينة نفيس را كه حدود 5500 سكه از زمان هخامنشي تا عصر حاضر ميباشد براي استفادة همگان در اختيار بانك سپه قرار داده اند. فكر مي كنم اين خود مي تواند از غناي فكري و فروتني ويژة استاد جزايري و صرفاً وقف علم شدن كه در اين روزگار بدان نياز فراوان داريم حكايت كند. حكايتي ارزنده و در خور، از آنها كه به هرگونه پاسداران صديق ميراث گرانبهاي اين سرزمين كهنسال هستند.

از گذشته شروع مي‌كنيم:

بهتر است براي مطالعة بوجود آمدن سكه، سيرتحول و پيشرفت آن، از قرن هفتم قبل از ميلاد شروع كنيم به بحث و گفتگو، كه در آن روزگار سكه ميان مردم »سارد« در آسياي صغير و  «ليدي» و ديگر شهرهاي آن مناطق رايج بود. و موجوديت آن با نوع موجوديت سكه‌هاي امروزي تفاوت كلي داشت. زيرا كه هدف از تهيه سكه در آنروز چيز ديگر بود و امروزه چيزي ديگر. از قبل از اين دوران نيز سكه‌هاي  ابتدايي و ساده اي بدست آمده است كه شكل غالب آنها به صورت حلقه اي بوده با جنس نقره يا مفرغ و هر يك نيز داراي وزن بخصوصي بوده كه هدف آن سهولت در مبادلات كالا بوده است. اما يوناني‌ها سكه‌هاي زيبايي از جنس طلا و نقره داشتند.

سكه‌هاي داريوش سوم آخرين پادشاه هخامنشي. بعضي از سكه‌ها ممكن است پس از سقوط داريوش سوم ضرب شده باشد.

سكه‌ها بترتيب از چپ براست متعلق به داريوش اول، سكه‌هاي وسطي خشايارشا و دو سكه آخر متعلق به اردشير اول ميباشد.

سكه‌هاي نخستين بدين شكل و بيشتر از جنس نقره بوده است.

هدف از ايجاد سكه:

نخستين هدف در بوجود آوردن سكه از روزگاران قديم، نشانة قوميت، حاكميت،  [21]   استقلال و آزادي بوده است، يعني بمحض آنكه جماعتي نسبتاً متشكل استقلالي بدست مي آوردند، براي اظهار وجود و نشان دادن آزادي و استقلال خويش به تهية سكه مبادرت مي‌كردند. با اين وجود، در آن زمان نيز سكه از جمله وسايل آسان كردن مبادلات و تجارت بحساب مي‌آمد و شايد بتوانيم بگوييم بعدها اين جنبه، بر جنبة ديگر كار برتري يافت. ضرب سكه امتياز ديگري هم براي يك قوم به حساب مي‌آمد و آن نشانة پيشرفت تمدن و توجه به معارف و فرهنگ بود. در حقيقت مردم كشورهايي كه به ضرب سكه مبادرت مي‌كردند، به يقين پيشرفته تر و متمدن تر بودند.  [22]

سكه‌هاي سلاطين اولية اشكاني مربوط به تيرداد و فرهاد اول

آغاز رواج سكه در ايران:

گفتم كه: سكه علاوه بر استفاده در مبادلات و دادوستدها، نشانه اي از قوميت، استقلال و مهمتر از همه پيشرفت در تمدن و فرهنگ يك قوم و ملت بوده است. از اين رو خيلي ساده مي‌توان به تمدن ديرپاي ايران اعتقاد داشت؛ چرا كه ما سكه‌هاي جالب و پرارزشي از زمان داريوش دردست داريم كه در حد خود تكامل يافته و برخوردار از ذوق و هنر و استعداد خاص ايراني ميباشد.

سكه بتدريج بين اقوام كوچك و بزرگ رايج شد و معمول چنين بود كه سكه‌هاي مخصوصي هم در زمان تاجگذاري بوجود مي‌آوردند و برحسب ثروت، هنر و انتظام مملكت، سكه‌ها از جنس طلا يا نقره و به اشكال گوناگون بود.

آورندة فكر سكه در ايران «سيروس» است، در آن زمان كه ايرانيان ليدي و سارد را فتح كردند و كرزوس را به ايران آوردند. فتح ليدي و سارد و تشكيل امپراطوري با عظمت هخامنشي، به نشانة ويژه اي نياز داشت، كه سكه مي توانست گوياترين و رايج ترين نشانه‌ها باشد. سكه‌هاي هخامنشي بنام: «دريك» شايد نه در زمان سيروس كه در اين قسمت اختلاف هست بداريوش منتسب است. در اين زمان چون دولت هخامنشي يكي از دو دولت بزرگ، با قدرت و مستقل در مقابل يونان بود، سكه‌هاي بسيار جالب و زيبايي بوجود آمد كه دليل اين برتري قدرت و آزادي بود. اين سكه‌ها كه از طلاي خالص ساخته شده بود، در اندك زماي شهرت و قدرت امپراتوري هخامنشي را به قلب كشورهاي دوردست رساند و كار ترقي و رواج اين سكه‌ها به جايي رسيد كه دربار يونان نيز معتبر بود و از آن براي دادوستد استفاده ميشد. بخصوص    [23]    اين سكه‌ها در سراسر آسياي صغير گردش داشت 1 .

سكه‌هاي ساساني مربوط به اردشير اول كه به شكل سكه‌هاي اشكاني ضرب شده است   [25]

سكه‌هاي مهرداد اول اشكاني  [24]

 

بر يك سوي اين سكه‌ها تصوير داريوش پادشاه مقتدر هخامنشي، در حاليكه تير و كمان بدست دارد و مشغول تيراندازي است ديده مي‌شود و بر سوي ديگر آن حفره‌اي قرار دارد.

جنس طلاي سكه‌هاي هخامنشي در سراسر دنياي متمودن آن روزگار رواج و اعتبار داشت، و از جنس نقرة آن بيشتر در خود ايران استفاده مي‌شد. در دورة هخامنشيان ضرابخانه‌ها غالباً در آسياي صغير بود و بهمين علت سكه‌هاي هخامنشيان از اين حوزه بدست مي آيد 2.

در ايندوره نيز فراواني سكه‌ها، زيبايي و نظم بودن آنها، بستگي كامل به وضع حكومت داشت. هر زمان كه مملكت غني تر و منظم تر بود، سكه‌ها با اشكال زيباتر و هنرمندي بيشتري ساخته مي‌شد. و در اينجا باز بايستي يادآور شويم كه: سكه مي‌تواند خود نوعي تاريخ ترقي و تحول مردمان يك سرزمين باشد. زيرا از روي مطالعة انواع سكه‌هاي دورانها و اقوام گوناگون ميشود به جنبه‌هاي قدرت و ضعف حكومت و نيز قدرت فكري و هنري و پيشرفت تمدن و فرهنگ مردمان آن عصر پي برد.

دورة هخامنشيان يكي از اعصار درخشان تاريخ ايران بوده است، چرا كه وجود سكه‌هاي بي‌نظير و با ارزش، كه آميخته‌اي از ذوق و هنر ايراني است اين مطلب را ثابت مي‌كند، بدانگونه كه مي‌توان گفت: ملت ايران از اقوام پيش افتاده، متمدن و حاكم بر سرزمين‌هاي پهناور در آن عصر و زمان بوده است. نكتة مهمي كه بايد بدان اشاره شود: دموكراسي و بلندنظري و آزادمنشي پادشاهان هخامنشي است كه به همة قدرت سلطه و برتري كه داشتند به مردم سرزمين‌هاي تحت الحمايه اجازه داده بودند كه چون گذشته از سكه‌هاي خودشان استفاده بكنند و حتي اجازه ضرب سكه را هم داشتند. تنوع و گوناگوني سكه‌ها، خود مي تواند دليل ديگري بر پهناوري و قدرت امپراتوري هخامنشي باشد، اما در مجموع اين سكه‌ها نيز بهر گونه هنر و ذوق و نيز اصالت سكه‌هاي ايراني اثر دارد.

سقوط هخامنشيان و تغيير وضعي كوتاه مدت

پس از سقوط امپراتوري هخامنشي، علاوه بر سكه‌هاي يك در يكي و دو در يكي طلاي اردشير سوم كه براي مدتي ضرب ميشد، تا مدت محدودي در ضرابخانه‌هاي شوش و اكباتان، سكه‌هاي اسكندر و سلوكيد‌ها نيز ضرب ميشد. حقيقت آنكه سكه‌هاي ايندوره بوضوح از شكل و طرح واقعي سكه‌هاي ايران بدور مانده. بيشتر سكه‌هاي اين زمان به گونة سكه‌هاي يوناني است با تصاويري از جانشينان اسكندر.

پشت سكه‌ها هم بطور كلي غير از پشت سكه‌هاي دوره هخامنشي ميباشد، كه البته اين دوره چندان هم طولي نكشيده است. بعد از دوران هخامنشي، و قبل از اينكه سكه‌هاي اشكاني در ايران ضرب شود و رواج يابد سه نوع سكه جدا از هم وجود داشت:

     1-    سكه‌هاي سلوكيدها.

      2-     سكه‌هاي قوم الي‌ماييد.     [26]

      3-    سكه‌هاي قوم خاراسُن.

سكه‌هاي شاپور اول ساساني

سكه‌هاي اردشير اول ساساني كه به شكل سكه‌هاي معمولي ساساني ضرب شده است   [27]

 

كه دو قوم نامبردة اخير در جنوب ايران و در آن منطقه محدود خودشان تا روي كار آمدن اشكانيان سكه ضرب مي‌كردند. زماني كه مهرداد اول، ديمتريوس دوم را اسير كرد، ديگر حكومت قطعي و مركزي حكومت اشكانيان و پارتها شد وسلوكيد‌ها فقط در كناره‌هاي مديترانه سكه مي‌زدند. تمام طول مدت رواج سكه سلوكيدها را نبايد به حساب تاريخ سكة ايران گذاشت؛ جز دوره‌‌هاي ابتدايي حكومت اسكندر و جانشينان او كه متجاوز از نيم قرن بوده است.

قدرت يابي اشكانيان و رواج سكه‌هاي ايراني:

اشكانيان به محض آنكه از مشرق ايران برخاستند و صاحب قدرت شدند، براي اثبات قوميت و استقلال خود، به ضرب سكه‌هاي اشكاني پرداختند. حدود دو سال قبل نخستين سكه‌هاي    [28]   اشكاني كه منتسب به تيرداد اول و فرهاد اول ميباشد در ايران بدست آمد. سعي در حفظ قدرتمندي فراوان و برتري مادي و معنوي ايران همچنين حفظ اصالت سكه‌هاي زمان هخامنشي، انگيزه‌اي شد تا ايرانيان با توجه به فترتي كه در عصر سلوكيدها از نظر ضرب سكه در ايران بوجود آمد به ضرب سكه‌هاي زيبا و جالبي بپردازند.

سكه‌هاي بدست آمده از ايندوره نوعي زيبايي و ظرافت تماشايي و قابل تحسين دارد. شكل واندازة اين سكه‌ها متفاوت است. پشت بعضي از اين سكه‌هاي بدست آمده از گرگان حروف آرامي ديده مي‌شود. نقش روي اين سكه‌ها باز هم تصاويري از سلاطين آنزمان است و پشت تمامي آنها «َارشَك» سرسلسلة اشكانيان، در حاليكه روي صندلي نشسته، نقش بسته است. دورادور پشت اين سكه‌ها كلماتي با خط يوناني ديده مي‌شود؛ و علت اين مطلب را مي‌توان خطوط يوناني در پشت سكه‌هاي اشكاني موجب شده است كه بعضي از موزه‌هاي بزرگ جهان، از جملة موزة بريتاينا در كاتالوگي كه براي سكه‌ها منتشر ساخته به اشتباه سكه‌هاي دوره هخامنشي و اشكاني را جزو سكه‌هاي يوناني طبقه‌بندي کند 3 .

سكه‌هاي بسيار كمياب بهرام سوم ساساني

سكه‌هاي بسيار كمياب هرمز اول ساساني

سكة بسيار كمياب بهرام دوم و ملكه ايران در زمان بهرام دوم

سكه‌هاي خسرو اول انوشيروان ساساني

سكه‌هاي بسيار كمياب اردشير دوم     [30]

ولي آنچه مسلم است چند خط در پشت يك سكه نمي‌تواند معرف مليت و تغيير نوع سكه   [29]   يك ملت باشد. اين مسأله را فقط مي‌توان بحساب حسن ارتباط ايران با كشورهاي ديگر گذاشت كه در اصل موضوع چندان تأثيري ندارد. بنابراين به يقين مي‌توان گفت كه سكه‌هاي هخامنشي و اشكاني سكه‌هاي ايراني است و بهيچوجه قابل طبقه بندي در رديف سكه‌هاي ديگر نمي‌باشد.

سكه‌هاي دورة اول اشكاني خيلي غني تر از دوران بعدي اين عصر بوده است. تصوير سلاطين هر دوره بر تمام اين سكه‌ها بطور برجسته و با نوعي ظرافت خاص هنري كه اعجاب انگيز است نقش بسته و غالباً اين سلاطين در حاليكه نشسته اند، افرادي در حال تقديم هدايايي به آنان ديده مي‌شوند. سكه‌هاي اين زمان بيشتر از جنس نقره بوده و سكة طلا اصولاً وجود نداشته و بطور كلي مي‌توان گفت كه سكه‌هاي اين عصر هم از نظر اندازه و هم از نظر هنري تكامل يافته تر از سكه‌هاي دوران قبل است. اما علت اينكه چرا در اين زمان سكه طلا وجود نداشته هنوز مشخص نشده است.

در قسمتي از دوران اشكانيان، در فارس شاهزادگان فارس كه منتسب به هخامنشيان بودند زندگي مي‌كردند، كه از خود سكه‌هايي بجاي گذاشته‌اند. در روي اين سكه‌هاي بجا مانده، صورت پادشاه نقش بسته و پشت آنها، بيشتر نقش يك آتشكده ديده مي‌شود. اين سكه‌ها كه از جنس نقره ميباشد خيلي كمياب است و بطرز زيبايي ضرب شده است.

سكه‌ها عموماً در ايندوره بدو قسم بوده:

- يك دراخمي (نقره‌اي کوچک ) 4

      -          چهار دراخمي.

اين سكه‌ها نزديك به پانصد سال و در تمام دوران حكومت اشكانيان رايج بوده و مورد استفاده قرار مي‌گرفته است.

كشف قبور دورة اشكاني بوسيلة سكه‌هاي بدست آمده:

بنابراين تصور عده‌اي از باستان شناسان و محققان و نيز آنهايي كه در‌آثار تمدن و فرهنگ اين    [31]    سرزمين مطالعه مي كردند، بيشتر آثار فراوان بدست آمده در آذربايجان و تپه‌هاي مغان به ما قبل تاريخ تعلق داشت. در سالهاي اخير با مطالعات و حفريات دقيقي كه در مناطق ياد شده از طرف اداره باستان شناسي بعمل آمد با كشف سكه‌هاي اشكاني در قبور وظروف بجامانده كه قبلاً همة آنها را به ما قبل تاريخ نسبت ميدادند اين تصور از بين رفت و قسمت عظيمي از نشانه‌هاي تمدن، فرهنگ و آثار هنري اشكانيان بدست آمد و كشف شده‌هاي قبلي نيز خودبخود بدورة اشكاني وابستگي يافت.

در حقيقت تا قبل از كشف سكه‌هاي اين دوره در قبور، بسياري از آثار جالب بدست آمده در آذربايجان و دشت مغان به دوران ماقبل تاريخ تعلق گرفته بود كه خوشبختانه با پژوهش دقيق و دست يابي به سكه‌هاي فراوان اشكاني در قبور از طرف ادارة با ستان شناسي پرده از اين راز مهم تاريخي و فرهنگي برداشته شد. سكه‌هاي اشكاني در همين آذربايجان و دشت مغان و از ميان قبور و كوزه‌ها و ظروف گلين و مفروغي بطور فراوان بدست آمده و نشانة وابستگي تمام آثار موجود بدورة اشكاني ميباشد.

دورة ساسانيان، دورة تغييرات كلي سكه‌ها:

در دورة ساسانيان بطور كلي سكه‌ها شكل و صورت سابق خود را از دست دادند و نوعي تغييرات كلي در همة سكه‌هاي رايج اين زمان پديد آمد. بيدن معني كه سكه از جنس طلا و نقره هردو ولي نازكتر و بزرگتر شد، كه يك طرف آن صورت پادشاه نقش بسته بود و طرف ديگر آن آتشدان با دو محافظ دو طرف كه گاهي اينان تاج سلطنتي نيز بر سردارند، ديده مي‌شود. در رو و پشت اين سكه‌ها به خط پهلوي محل ضرب و سال و تاريخ ضرب سكه نوشته     [32]    شده است.

سكه‌هاي كمياب پوراندخت ساساني

سكه هاي خسرو دوم و آناهيتا

 

ظرافت و دقت در كار ضرب اين سكه‌ها از جمله امتيازات خاص آنهاست. بدين معني كه از روي اين سكه‌ها مي‌توان به صورت و شكل تاج سلاطين ساساني اطلاع كامل يافت. اين تصاوير و مشخصات درست همانهايي است كه ما مي‌توانيم آنها را در حجاريهاي بدست آمده از آثار ساساني در جنوب و ديگر قسمت‌هاي ايران بيابيم و خود مي‌تواند از هنر ارزندة ايراني و ذوق و استعداد فراوان تهيه كنندگان سكه‌ها، نشاني باشد. در دورة ساسانيان ضرب سكه طلا و نقره هر دو رايج بود كه نمونه‌هايي از آن در ايران و در موزه‌هاي كشورهاي خارج وجود دارد.

بعلاوه از ايندوره نيز مانند دورة اشكاني سكه‌هاي مفزغي كوچك و بزرگ نيز ديده مي‌شود.

نكتة ديگر آنكه علاوه بر ضرب سكه‌هاي خاص دورة ساساني، در زمان سرسلسله پادشاهان ساساني، بعضي سكه هاي كوچك و بزرگ نقره‌اي و مفرغي با شكل سكه‌هاي اشكاني ضرب شده است. اما سكه‌هاي بعدي تا آخر دورة ساسانيان صورت اصلي خود را داشته و از صورت سكه‌هاي اشكاني بكلي خارج شده است.

سكه‌هاي طلا و نقره سلاطين اوليه ساساني بسيار زيبا بوده كه معرف هنر و صنعت پيشرفته آن دوران است. در دوره‌هاي سلاطين آخري ساساني سكه‌ها شايد به زيبايي سكه‌هاي سلاطين اوليه نباشد، ولي از زمان بعضي از اين سلاطين، از جمله انوشيروان و خسروپرويز سكه‌هاي نقره‌اي فراوان بجاي مانده است كه خود دليل و معرف ثروت فراوان حكومت آن زمان ميباشد.

سكه‌هاي ساساني بعد از شكست يزد گرد سوم نيز تا مدتي در كشور ايران ضرب ميشد و حتي با وجود حكومت اسلامي تا مدتي سكه‌هايي با صورت خسروپرويز و تعداد كمي با صورت بهرام پنجم و يزد گرد سوم ديده شده است. با اين تفاوت كه در سالهاي نخستين بعد از اسلام گاهي    [33]    جملاتي مانند: «بسم الله» و غيره دور سكه ضرب ميشده است.

سكه‌‌هاي يزد گرد سوم آخرين پادشاه ساساني

بطوريكه در دو قرن اول و دوم اسلامي در بعضي از نقاط ايران سكه‌هاي ساساني با نام حاكم عربي و با خط پهلوي و يا خط كوفي ضرب ميشده، و خود معرف اين است كه متجاوز از صد سال بعد از اسلام و تسلط اعراب بر ايران هم در قسمت‌هايي از نقاط ايران همان سكه‌هاي ساساني ولي با اضافه شدن كلماتي به آن رواج داشته و مورد قبول عامة مردم بوده است.

از امتيازات ديگر سكه‌هاي اين دوره بايد به از بين رفتن خطوط يوناني از پشت سكه‌‌هاي ايراني اشاره كنيم. سكه‌هاي ساساني در تمام مناطق ايران و حتي در كشورهاي با قدرتي چون روم رواج داشت. دليل اين در آن است كه تعدادي از سكه‌هي دورة ساساني در كشور يونان بدست آمده است و همچنين در حفريات ايران نيز نمونه‌هايي از سكه‌هاي يوناني ديده شده است. در اين زمان بطور كلي تنها سكه ايراني در سراسر امپراتوري ايران رواج داشت و مورد استفادة همه طبقات قرار مي‌گرفت.

سكه‌هاي دوران ساساني بطور فراوان در غالب نقاط ايران بدست آمده است. بخصوص  [34]   از كرمانشاه كه نزديك به مراكز حكومت ساسانيان بوده سكه‌هاي نقره بطور فراوان بدست آمده است. همچنين سكه‌هاي بدست آمدة طلا از خراسان قابل توجه است. با نگرش ساده اي به اين سكه‌هاي بدست آمده بسادگي‌، قدرت، عظمت و شوكت عصر ساساني مشخص مي‌شود. مطالعه در روي اين سكه‌ها نشان ميدهد كه سلاطيني كه طول مدت سلطنت آنها كمتر بوده سكه‌هايشان كمياب تر و در حال حاضر پرقيمت تر ميباشد و از آن قبيل است: سكة هرمز اول- بهرام ششم- پوراندخت و غيره، و به عكس آنهايي كه سلطنتي طولاني داشته‌اند، سكه‌هاي فراوان‌تري از خود بجاي گذاشته‌اند.

اصولاً سكه‌هاي طلاي ساساني ارزش فراوان دارد. سبك خاص ساخت وتغييرات كلي آن با سكه‌هاي قبلي عامل اصلي علاقه جمع آوري مجموعه داران سكه در ايران و خارج ميباشد. سكه طلا را در زمان ساساني (دينار) مي‌گفتند و سكه‌هاي نقره (دراخم) نام داشت كه بعد‌ها اين دارخم به (درهم) بيان شد. سكه‌هايي كه از ايندوره بجاي مانده است بدو گونه ميباشد: يكي آن دسته سكه‌هايي است كه بعلت قرار داشتن در ظروف گلين، سفالي و چوبي سالم و با شكل اصلي خود باقي مانده است و دسته دوم سكه‌هايي است كه مرور زمان آنها را فرسوده و غير روشن كرده است. سال گذشته تعداد زيادي از سكه‌هاي سلاطين دوره‌هاي آخر عصر ساساني در استان فارس بدست آمد، كه مشخصات خاص سكه‌هاي دورة ساساني را بخوبي دارا ميباشد.

براي ضرب سكه در عصر ساساني در نقاط مختلف امپراتوري وسيع ايران ضرابخانه‌هاي متعدد بود و بين سكه‌ها و بزرگي شهرها و قدرت حكومت نوعي رابطه مستقيم وجود دارد. بدين معني كه سكه‌هاي باز مانده از حكومت‌هاي مقتدر و شهر‌هاي بزرگ داراي زيبايي و جلوه فراوان مي‌باشد. خصوصيات كلي سكه در عصر ساساني شامل: تغيير شكل سكه، بوجود آمدن مجدد سكة طلا، تغيير خط سكه، و در عين حال باقي ماندن سكه‌هاي مفرغي بزرگ و كوچك چون عصر اشكاني مي‌باشد.

ياد‌آوري ضروري

٭ مطلبي را كه بايد در اينجا يادآور شد اين است كه در سال 1965 جلد 38 يادداشت‌هاي هيئت باستان‌شناسي فرانسه در ايران و هيئت مأمور فرانسوي حفاريهاي شوش بوسيلة Georges le Rider منتشر گرديد كه تحت عنوان «شوش در زمان حكومت سلوكيدها و اشكانيان» مي‌باشد. و در اين كتاب موضوع سكه‌‌هاي پيدا شده در حفاريهاي شوش از طرف هيئت نامبردة فوق به تفصيل بيان گرديده و تعداد آنها نيز منتشر شده است. بطوريكه در صفحة 435 كتاب نگاشته شده است: تعداد 1960 سكة نقره كوچك و بزرگ در اين حفاريها پيدا شده كه بعضي از انواع آنها از كمياب ترين و پر ارزش ترين سكه‌هاي سلوكيد و مخصوصاً اشكاني بوده است.

در صفحه‌هاي آخر اين كتاب تصاوير كلية اين سكه‌ها چاپ شده است. بطوريكه ميدانيم نتيجة اين حفاريها بايستي بين ايران و فرانسه تقسيم شود. متأسفانه تاكنون هيچگونه نمونه‌اي از سكه‌هاي يافته شده كه در كتاب نامبردة فوق به معرض معرفي قرار داده شده است در موزة ايران باستان و در قسمت سكه‌ها ديده نمي‌شود و با اطلاعاتي كه بدست آمده ظاهراً سهم ايران از اين سكه‌ها داده نشده است و كلية‌آنها به فرانسه منتقل شده است و معلوم نيست بعد از انتشار اين كتاب كه خود بمنزلة يك سند رسمي ميباشد مسئولان امر براي بدست آوردن سهم ايران از سكه‌هاي يافت شده در شوش چه اقدامي كرده‌اند.     [35]

”پاورقي‌ها”

      1-     براي اطلاع بيشتر مراجعه كنيد به كتابهاي: «ايران هخامنشي» از ارنست بابلون و «سكه‌هاي شرقي» از ژان دومورگان.

      2-      آقاي دكتر جزايري خود نخستين سكه هخامنشيان را در اسلامبول خريداري كرده و در ايران نيز سكه‌هاي طلاي يك دريكي و دو دريكي و سكه‌هاي نقره ديده و براي تهية مجموعة خويش خريداري كرده اند.

      3-     استاد جزايري كه در گردآوري سكه شوق و دقت نظر خاصي دارند سه سال پيش ضمن سفر به انگلستان اين نكته را به مسوولان موزه و تهيه كنندگان آن كاتالوگ يادآوري كرده اند كه نظر استاد مورد توجه و قبول قرار گرفت.

      4-     واحد سكه در زمان اشكانيان.