شفائيه ، هادي . "عکاسي". دوره 8، ‌ش 92 (خرداد 42 ): ص 56 - 59 ، تصوير.

 

خلاصه:  نقش خطوط دركمپوزيسيون تصاوير: شرحي دربارة مجموعة همة انواع خطوط، نظام وتعادل دروني مابين خطوط.

عكاسي   (5)

به دنبال مقالات «نقش خطوط در كمپوزيسيون تصاوير» نقل مطلب زير را كه «ري‏بترز» عكاس و نقاش مشهور انگليسي در مجله‏ي «فتوگرافي» نوشته بود بسيار مناسب ديدم:

معماري تصوير

هر موضوع كه براي عكسبرداري در نظر گرفته شود آكنده از فرم ها و خطوط بسياري است كه در ميان آنها تعداد كمي از نظر نظم و ترتيب با يكديگر تناسب و ربط ميتواند داشته باشد. در نتيجه هر عكس تصادفي كه بدون دخالت ذوق و فكر گرفته شود ناقص و گنگ بنظر خواهد رسيد. به عبارت ساده‏تر ميتوان گفت كه نسبت يك عكس تصادفي ، عاري از نظم و ترتيب ، به تصويري منظم و مرتب و داراي نقشه و فرم صحيح همچون هياهوي و صداي ناموزوني است نسبت به قطعه‏يي موسيقي زيبا!

بدين ترتيب ميتوان گفت كه نوعي نظم و نسق، نظام و آرايش براي هر عكسي كه معنايي قابل فهم از آن انتظار ميرود لازم است. اين نظم و نسق به منزله و مثابه‏ي گرامر تصوير است و عيناً مانند دستور زبان قابل تحصيل و تدريس است و بايد آنرا فرا گرفت اما نبايد تصور كرد كه بي‏زحمت و به آساني ميسر است. همچنانكه هنگام آموختن يك زبان وقت زياد براي دستور آن بايد صرف گردد.

انسان طبعاً موجودي است منظم و مرتب. خانه‏هاييكه ميسازد، ديوارهاييكه بر اطراف آن قرار ميدهد همه از طرحي هندسي پيروي ميكند. حتي دگمه‏هاي لباسش با فاصله هاي معين و حساب شده دوخته ميشود و فواصل آنها بطور رياضي قابل مقايسه و محاسبه است.

از طرف ديگر موجودي است متوازن. شاهكار موازنه‏ي انسان راه رفتن قائم و راست اوست؛ انسان وقتي ايستاده است وضع عمودي دارد ، در حالت خميدگي و زاويه‏دار ميافتد و بالاخره هنگام خواب و استراحت وضع افقي به خود ميگيرد.

اين دو خصوصيت انساني ، يعني «نظم» و «موازنه» (كه درحقيقت رابطه‏ي علت و معلول با هم دارند) شامل حس باصره‏ي انسان نيز هست و چشمش به اين «نظام و تعادل» خوگرفته و تربيت يافته است.

 

3ـ آرامش افقي ـ فرم افقي القا كننده‏ي سكون و آرامش است. ميتواند سرعت را نيز نشان دهد.     [56]

2- شكل دو نيمه ـ در تصاوير افقي ، يعني تصاويري كه عرض آنها نسبت به ارتفاعشان كمتر است، فرم عمودي بي مناسبتي ميتواند آنرا دو نيم كند.

1- وقار خط قائم ـ فرم عمودي داراي وقار است. همچنانكه در ساختمان بلند ، درختان بزرگ و اشخاص بلند قد مشهود است. هر نوع انحراف از خط عمود مطلق فوراً به چشم ميخورد.

خصوصيات ديد را در اينجا به شكل تابلوهايي مشاهده ميكنيد كه در آنها فرم هاي مجرد و جهات مختلف با معاني خاصشان نشان داده شده‏اند . شكل هايي كه به نظرتان ميرسد طرح‏هاي ساده شده‏يي است از طرز ديد مرتب و آراسته. گرچه اينها فرم هاي مجرد و انتزاعي (آبستره) بيش نيستند اما به خوبي ميتوانند گوياي احساسي باشند كه از آنها بر ميخيزد. اين معاني ، بدون دقت و بطور دلخواه به شكل‏هاي مزبور عطف نشده، بلكه مخلوق تاثير قواي طبيعي است كه انسان به حكم تجربه‏ي روزانه آنها را فرا گرفته است، و نيز ، اين معاني كشفي جديد نيست و از روزگارانيكه بشر به ياد دارد آنها را ديده و احساس كرده است.

اين فرم ها و جهات مجرد از لحاظ عواطف و تاثرات ، و نيز ، از نظر نظم و ترتيب در تماشاگر تاثير ميكند. براي مثال ميتوان صحبت از وقار و استواري خط عمود كرد كه نه تنها به علت موازات با تاثير نيروي جاذبه ، بلكه از لحاظ اينكه تكراري از دو طرق چهارچوب مستطيلي است ، معني مزبور را تاييد ميكند.

5- زواياي ديناميك ـ زواياي مختلفي كه در آنها خطوط افقي و عمودي وجود نداشته القا كننده‏ي هيجان ، شدت، انفجار و نظاير آن است. زواياي ديناميك ناپايدارند.   [57]

4- زاويه‏ي سقوط ـ عبارت از سقوط عمودي است. به طرف افقي . به همين جهت نماينده‏ي حركت ميباشد.

 بدين علت خط‏هاي عمود و قائم متعددي ميتوان در يك تصوير عمودي جاي داد بدون اينكه تشويش و آشفتگي به وجود آيد.  هم بدينگونه است حال و وضع خطوط افقي در يك تصوير افقي.

اما مجموعه‏يي از منحني‏ها و زواياي مختلف توليد آشفتگي ميكند و ربط دادن آنها به يكديگر كاري است مشكل.

شكل‏هاي مثلث ، همچنانكه در اسكلت  بناها و ساختمان ‎ها مشهود است ، القا كننده‏ي حس ثبات و استحكام و استقامت است. يك انحناي ساده و زيبا به راحتي و آساني از طرق نگاه تعقيب ميشود و منحني مارپيچي و هم اندرخم و يا لطيف راهي است كه به دنياي تصورات و تخيلات باز ميشود.

درست است كه تصوير بايد نظم و ترتيبي داشته باشد . اما مبالغه در اين زمينه نيز موجب بروز يكنواختي ميگردد و لازم است كه نظم و ترتيب هم تنوعي در بر داشته باشد.

با چنين توضيحات و دستوالعما‏هايي شايد گفته شود : عكاس كه هيچيك از آزادي عمل‏هاي نقاش را ندارد چگونهميتواند دست به اين كارها بزند؟

7- مثلث ثابت و استوار ـ مثلثي كه بر سطح تصوير موازي باشد ثابت و استوار بنظر ميرسد اما اگر از آن دور شود ، مانند زاويه‏ي فضايي ، بعد سوم (عمق) خواهد بود.

6- زواياي فضايي (پرسپكتيو)- از زوايايي كه نوك آنها به سوي افق باشد احساس عمق ميشود و فضايي كه در دنياي ما وجود دارد بسيار متفاوت است.

10- منحني مسطح ـ چشم باريتم و به سهولت و آزادي ميتواند يك منحني هندسي را ، كه بطور مسطح بر سطح تصوير قرار يافته ، تعقيب كند.

9- دو قطر متقاطع ـ اگر آزادانه و  تصادفي رويهم  قرار گرقته باشند القا كننده‏ي برخورد ، پيكار ، خصومت ، رقابت و اختلاف ميتواند باشد. در صورتيكه بطور دقيق و هندسي رويهم واقع شوند از آن احساس ثبات و استواري خواهد شد.    [58]

8- مثلث‏هاي تنظيم يافته ـ مثلث بلند رابطه‏ي مستقيم با شكل عمودي دارد . يعني اگر تصويري عمودي و بلند باشد چنين مصلصي با آن متناسب خواهد بود. مثلث كوتاه و پهن براي تصوير افقي بهتر است.

13- منحني هاي باوقار- منحني هاي عمودي كه در قسمت بالاي آنها انحنا و خميدگي شدت ميبابد القاكنند‏ي وقار است. بهترين مثال ساختمان كليساهاي عظيم سبك گوتيك ميباشد كه از همين فكر الهام گرفته اين منحني‏ها همچنين قادرند غم و اندوه برانگيزند.  [59]

12ـ منحني‏هاي حركت و عمل- منحني‏هاي هندسي اگر با هم رابطه‏ي موزون و ريتميك داشته باشند ميتوانند احساس شادي و خوشي بيافرينند . نگاه به آساني و سهولت از يكي به ديگري منتقل ميشود.

11- منحني فضايي ـ از يك منحني كه رفته رفته باريكتر شده و از ما دور ميگردد احساس فضا و بعد سوم خواهد شد. در تصاويري كه چنين خطوطي وجود داشته باشد نگاه تماشاگر به دورها كشيده خواهد شد.

فكر و سوال كاملاً درست و بجايي است . يك عكاس هرگز آزادي‏هاي يك نقاش را نميتواند به دست آورد. ارزش هنري عكاسي نيز در همينجاست. پيش از گرفتن هر عكس بايد موضوع را به دقت بررسي كرد و از خط‏ها ، زاويه ها و جهت ها براي فراهم ساختن وحدت تصوير و ايجاد كمپوزيسيون زيبا و صحيح استفاده كرد. اين عوامل همچنانكه ميتوانند كمك موثري در راه ساختن بكنند ، در صورت عدم اطلاع و بي دقتي قادر به خرابي و انهدام نيز ميباشند. گاهي فاصله‏ي ميان اين دو فقط چند سانتي متر است:يكقدم به راست يا چپ رفتن ، اندكي پاشنه‏هاي پا را بلند كردن و يا چمباتمه‏زدن قادر است تصويري را از حالت ابتذال به شاهكاري تبديل كند.