[14]

زماني،‌عباس. "پيچ تزئيني در آثار تاريخي اسلامي ايران". دوره 8، ش 93 (تير49): ص ‌14-29، تصوير.

خلاصه:الهام از طبيعت در هنرهاي تزئيني،‌ تعريف پيچ، سرچشمه‌هاي گوناگون پيچ‌تزئيني: منشاء طبيعي، گياهي، حيواني و انساني آن ـ پيچ تزئيني دربعضي از اشياء‌قبل ازاسلام، پيچ تزئيني در بعضي ازبناهاي اسلامي، تحول و اشاء پيچ تزئيني در معماري.

پيچ تزييني در آثار تاريخي اسلامي ايران

نوشته: دكتر عباس زماني   استاديار دانشكده ادبيات و علوم انساني دانشگاه تهران

 

هنرهاي تزييني به آن دسته از هنر گفته ميشود كه غير از مشخصات خاص از نظر نقوش و رنگ آميزي مفيد فايده يي هم باشد. يك مشخصه هنري ملت ايران اين است كه همواره در ساختن لوازم زندگي و وسائل مورد احتياج بكار برده است و بهمين جهت است كه هنرهاي ايراني غالباً تزييني است. ساختمان، ظروف مختلف، كاشي و سفال، وسايل چوبي و مبلمان، انواع فرش و پارچه از جمله لوازم زندگي است ولي هنرمندان ايراني در ساختن همين وسائل چنان ذوقي به کار برده اند که بعضي از آن لوازم از شاهكارهاي هنري محسوب شده و جاي خود را در موزه‌هاي مشهور عالم يافته است. در هنرهاي تزييني ايران موضوعات مختلفي چون انسان، حيوان، گياه، مناظر طبيعت و يا قسمتهائي از آنها انتخاب شده و بكار رفته است ولي چون عملاً در منسوج و سفال و كاشي و كار روي چوب نمي‌توان آنطوريكه بايد شباهت با طبيعت را رعايت كرد هنرمندان ايراني در مراحل اوليه نقوش هنري را ترجيح داده و درمراحل بعدي نقوش طبيعي را خلاصه كرده اند. از جمله در آن دسته از قاليهاي تركمني كه نقش خورشيد و ستاره دارند بجاي خورشيد غالباً يك هشت گوشه گذارده و شعاع خورشيد را با رنگهاي متنوع و خطوط عمودي تزيين نموده اند و يا ستاره‌هايي را كه در حاشيه گذارده اند شباهت چنداني با ستارة واقعي ندارد و در واقع نشاني از آن مي‌باشد.

البته از اين مثال نبايد نتيجه گرفت كه هنرمندان ايراني همه اشكال طبيعي را بصورت هندسي در آورده اند و يا اينكه اساساً خطوط مورب و انحناهاي لازم را بكار نبرده اند بلكه بايد يادآور شد كه هر چه هنر ايراني پخته تر ميشود خطوط پيچ و خم بيشتر پيدا مي‌كند و هنرمندان با مهارت از عهدة انحناها و خطوط مورب در انواع هنرهاي تزييني استيلپزه است و مي‌توان در اين مورد بته جقه را كه در واقع نقش استيليزه سرو است بيان كرد يكي از موضوعاتي كه هنرمندان ايراني انتخاب كرده اند پيچ تزييني است كه در آرايش بناهاي اسلامي بكار رفته است. پيچ معاني و اشكال مختلف دارد ولي نظر ما در اينجا معرفي پيچي است كه بشكل فنر استوانه يي مي‌باشد.

اين پيچ تزييني در نبش قوس ايوانها و محرابها و يا نبش خارجي ديوارهاي طرفين ايوانها و يا نبش قوسهاي داخلي تالارهاي مربع بناهاي اسلامي بكار رفته است و مي‌تواند شكل استيليزه عناصر طبيعي، گياهي، حيواني و يا انساني باشد ما اين موضوع را بشرح ذيل مورد بررسي قرار ميدهيم:

1ـ تعريف پيچ.

2ـ منشأ پيچ تزئيمي.

3ـ پيچ تزئيمي در بعضي از اشياء قبل از اسلام.

4ـ پيچ تزييني در بعضي از بناهاي اسلامي.

5ـ‌تحول و اشاعه پيچ تزييني درمعماري.

الف- تعريف پيچ- هر خط غير مستقيم درواقع پيچ است و مي‌توان آنرا از حركت مار و گردباد و گرداب ادراك نمود. پيچ گاهي با مرادف خود تركيب و كلماتي چون«پيچ و خم»، «در پيچ و تاب» و غيره ميسازد. در صفحه 754 فرهنگ نفيسي به اين ترتيب از پيچ تعريف شده است: «تابيده شده و تا شده و غلطيده شده و تاب داده شده و بهم پيچيده و حلقه شده و خميده و ملتوي و مشوش و اعوجاج و كجي و زلف و جعد و تاو تاب و چين . . . .». از اين تعريف بخوبي نقشي كه خط منحني    در تشکيل پيچ دارد اطلاق ميشود چون پيچك و پيچ امين الدوله. «پيچ- نام نوعي از گلها و گياهان پيچنده، برخي گلهائي كه ساق محكم ندارند و بر درخت يا ديوار بالا روند و آن شامل اقسام زير است:

پيچ امين الدوله گياهي از تيره بداغها كه بصورت درختچه اي بالا رونده و پيچنده است. اين گياه مخصوص نواحي معتدل است و گونه‌هاي زياد دارد . . . .» 1 . پيچ طرح هنري كه در آن كاشيهائي (عموماً برنگ آبي فيروزه يي) بصورت منحني مطبق در نبش ايوانها و سر در بعضي مساجد قرار ميدادند. زينتي هنرمندانه و جالب بشمار ميرود» 2.

گاهي پيچ از جريان سريع آب ادراك ميشود. «لوليسه- آب بسيار كه جهت بسياري و تنگي دهانه كاريز يا ماشوره بوقت برآمدن گردان و به صورت نايژه باشد» 3. گاهي حركت و يا شكل جانوري ادراك پيچ را ميدهد: «حلزوني منسوب به حلزون، خط يا شكل شبيه به حلزون، مارپيچي» 4. كلمه پيچ و مرادف‌هاي آن در اعصار مختلف مورد توجه شعرا و نويسندگان بوده است و بخصوص در مورد موهاي تابيده و حلقه شده و چين و شكن و خم و جعد آنها داد سخن داده شده است. 

 

2ـ نقش مربوط به قرن هفتم قبل از ميلاد كه ريختن آب را بصورت پيچ نشان ميدهد از بين النهرين.

1ـ پلاك برنزي مربوط به هزارة دوم قبل از ميلاد كه از لرستان بدست آمده است

اين كلمات ده‌ها بار در اشعار حافظ استعمال شده است و بعضي از آن اشعار به اين قرار مي‌باشد:

زتاب جعد مشكينش چه خون افتاده در دلها 5 [15]

كاين دل غمزده سر گشته گرفتار كجا است 6

نقطه دوده كه در حلقه جيم افتاد است 7

كوته نتوان كرد كه اين قصه دراز است 8

از آن كمانچه ابرو و تير چشم نجاح 9

چه يود ديد ندانم كه اين تجارت كرد 10

از بند و زنجيرش چه غم هر كس كه عياري كند 11

طره را تاب نده تا ندهي بر بادم 12

ببوي نافة كاخر صبا زان طره بگشايد

باز پرسيد زگيسوي شكن در شكنش

در خم زلف تو آن خال سيه داني چيست

شرح شكن زلف خم اندر خم جانان

ز چين زلف كمدت كسي نيافت خلاص

دلم زحلقه زلفش بجان خريد آشوب

زان طره پر پيچ و خم سهلست اگر بينم ستم

زلف را حلقه مكن تا نكني در بندم

حكيم نظامي شاعر معروف نيز پيچ و معاني ديگر آن را بكار برده است:

گشاده باد نسيرن را بنا گوش 13

دو گيسو چون كمند تاب داده 14

زهر حلقه جهاني حلقه در گوش 15

سر نرگس مست بركش زخواب 16

بنفشه تاب زلف افكنده بر دوش

دو شكر چون عقيق آب داده

كمندي حلقه وار افكنده بر دوش

زجعد بنفشه برانگيز تاب

 

ساير شعراء نيز به پيچ و صورتهاي ديگر آن توجه داشته اند:

پيچ و گره و بند و خم و تاب و شكن 17

(قابوس و شمگير)  [16]

نرگس جزع تو در چشمه خور يافته ام 18

(بدر حاجرمي)

كه بهر حلقه موييت گرفتاري هست 19

(سعدي)

دل در شكن حلقه گيسوي تو ديديم 20

(مغربي تبريزي)

تا چشم گشائي همه دور است و تسلسل 21

(قا آني)

در سلسله شد دجله چون سلسله شد پيچان 22

(خاقاني شرواني)

شش چيز در آن زلف تو دارد معدن

 

سنبل زلف تو بر عارض مه تافته اند

 

به كمند سر زلفت نه من افتادم و بس

 

سرحلقه رندان خرابات مغان را

 

پيچ و خم زلف تو علي رغم حكيمان

 

تا سلسله ايوان بگسست مدائن را

 

7ـ دست بند بشكل پيچ مربوط به دورة هخامنشي.

6ـ دست بند به شكل پيچ. مربوط به دورة هخامنشي.

5ـ قوچها يا بزهاي كوهي كه شاخ و دنده آنها با پيچ تزئين شده است. مربوط به دورة هخامنشي.

4ـ دسته خنجري مربوط به قرن هشتم قبل از ميلاد كه داراي زينت پيچ است. از لرستان.     [17]

3ـ نقش زني از تل حلف بين النهرين كه موهاي او بصورت پيچ حلقه شده است.

ب) منشأ پيچ تزييني- پيچ تزييني مي تواند داراي منشأهاي متعدد باشد:

اول منشأهاي طبيعي چون گردباد، جريان رودخانه‌ها، پيچ و خم دره‌ها، گرداب در مسير رودخانه‌ها و جهش آب از منافذ كوهها يا فرو رفتن آب و تنوره شدن آن كه همه كم و بيش در منظر و معرض ديد بشر ابتدائي و بعد از او بوده است. شعله آتش و صعود دود بخصوص بخارات قبل از آتش فشاني كوههاي آتش فشان نيز چون مدل در چشم رس مردم بوده است. دوم منشأهاي گياهي چون پيچ امين الدوله يا پيچ مو، سن و غيره كه از اين نوع گياهان در تزيينات اشياء مختلف زندگي از معماري تا بافندگي استفاده شده است.

سوم منشأهاي حيواني:

1ـ پستانداران- قصبه الريه تمام حيوانات مي‌توانسته چون يك پيچ كامل در دسترس بشر باشد بطوريكه جهش گردان آب گاهي به نايژه تشبيه شده است 23. دنده‌ها و شاخ بعضي از حيوانات مي‌تواند مدل روشني براي پيچ باشد (شكل شماره 5). شاخ قوچ كوهي در اعصار و قرون به كرات در تزيين اشياء بكار رفته و حتي كلّه اين حيوان در سر در برخي از بناهاي قصبات و قراء بطور طبيعي يا مصنوعي بكار رفته است.

2ـ خزندگان- در درجه اول مي‌بايد مار را نام برد كه هم حركت و هم طرز حلقه زدن و رويهم قرار گرفتن قطعات مختلف بدن دراز او مدل روشني از پيچ است و كلمه مار پيچ دليل مدعاي ما است (شكل شمارة 6). حركت مار از زيباترين خطوط هنري محسوب ميشود 24. ويليام هو گارت (W.Hogarth) ميگويد: «سنبل زيبائي عصائي است كه ماري دور آن به پيچد» 24.

3ـ كرمها و حشرات و غيره كه قطعات حلقه مانند پوست بدن آنها نشاني از پيچ است چون كرم خاكي، دم عقرب، دم سنجاقك و حلزون. جانور اخير مي تواند مدل كاملي براي پيچهاي خميده باشد كه در سر ستونهاي ايوني 25 بكار رفته است.

چهارم منشأهاي انساني- بهترين مدلي كه انسان به تزيينات پيچي داده است موهاي تابيده شده او است كه بكرات در نظم و نثرها يادآوري شده و بنام زلف، طره يا پيچ و خم و غيره ناميده شده است 26(شكل شماره 3 و 10).

ج- پيچ تزييني در بعضي از اشياء ما قبل اسلام- از هزاران سال قبل در نقاط مختلف دنيا پيچ به عنوان يك موضوع تزييني قوي استعمال شده است و اين استعمال مداوم دليل توجه بشر به اين فرم خط يعني خط پيچي بوده و مي‌باشد. مناسب است يادآور شود كه خط مفهوم وسيعي دارد. گاهي در معماري [18] زيبائي ظاهري بنا را از نظر استتيك بوجود مي‌آورد و گاهي در مجسمه سازي موادي مانند لباس و غيره را به بيننده القاء مي‌كند و گاهي زينتي است كه بر سطحي لغزنده است.

9- نقش داريوش كبير هخامنشي در نقش رستم. در طرفين نقش پيچ ديده مي‌شود.[19]

8- سر ستون هخامنشي از تخت جمشيد كه پيچ فنري را بطور افقي مشان مي‌دهد.

اين خط سرشار از پيچ و خم و قوس و هلال است و در وجود تأثير شگرفي دارد. اين خط داراي جنبش است و بهتر از خطوط ديگر هدف را كه جنبش و حركت است تأمين مي‌كند. خطوط عمودي بطور يكنواخت و سريع نظر را ببالا مي‌كشاند و خطوط افقي آرامش بخش است و بهمين علت است كه در مساجد خطوط عمودي چون مناره و در بيمارستانها خطوط افقي و سقف‌هاي مسطح بكار ميبرند در حالي كه انحناها نرم و مطبوع و حد واسط بين دو نوع خط قبلي مي‌باشد. خطوط منحني واجد شرايط هر دو خط افقي و عمودي است يعني هم نرم است و هم نظر را ببالا مي‌كشاند و در مسير ديد نيز مرتباً متنوع است 27.

 

12ـ پلاكي از دورة ساساني كه داراي دو پيچ و نيم دايره است.

11ـ نقشي بشكل آتشدان مربوط بدورة ساساني كه داراي دو پايه پيچدار است.

10ـ كِر تير پيشواي روحاني عهد ساساني كه موهاي او بصورت پيچ درآمده است.

ديده در روي آن ميلغزد و صعود مي‌كند ولي حتي در يك سانتي متر يكنواخت نيست و بدون شك مي‌توان گفت كه مناسب ترين خطوط منحني پيچ مورد بحث ما است. آنچه مسلم است همين خصوصيات و اثر احساس خطوط منحني است كه بصورت پيچ در تزيين اشياء مختلف تجلي نموده است و ما نمونه‌هائي بشرح ذيل ارائه مي‌كنيم:

Iـ مصر. در اين كشور از دير زمان پيچ تزييني در مجسمه‌ها و نقاشي‌ها و ظروف مختلف بكار رفته است.

1ـ يك لوح چوبي از مقبره هسي رِ (Hésiré) شاهزاده مصر باستان در سقارا بدست آمده است. در اين لوح نقش برجسته يي مجسم شده كه در روي دامن راست لباس آن چهارده رشته پيچ وجود دارد 28.

2ـ نقش برجسته ديگري مربوط بهمين عهد بدست آمده كه صحنه‌هاي زندگي را نشان ميدهد. در دو گوشه اين نقش دو پيچ بصورت دو طناب كوتاه تابيده بچشم ميخورد 29.

3ـ در مجسمه اخناتون كه از كرنك بدست آمده است موهاي ريش او چون يك ستون پيچي مجسم شده است 30.

4ـ ظرفي منسوب به عهد سلسله 18 (1322-1580 قبل از ميلاد) است. اين ظرف سنگي بشكل برة خوابيده است كه شاخ يا بطور بهتر دسته پيچي آن از جلو گوشها به وسط شانه‌اش وصل ميشود 31.

5ـ نقش كم برجسته يي از سنگ منسوب به عهد سلسله 19 (1210-1346 ق.م) است كه ستي اول فرعون مصر و الهه هتور (Hathor) را نشان ميدهد. در تجسم پاچه چپ شلوارش پيچهاي فراوان و منظمي وجود دارد 32.

IIـ يونان و روم

1ـ جام دو دسته دهانه گشادي مربوط به حدود 530 قبل از ميلاد است. در بدنه اين ظروف دو خروس و دومار نقش شده است. مارها به دور خود و بدور هم پيچيده اند و زينت پيچ را بطور بارزي نشان ميدهند 33.

2ـ در مجسمه دِمتر (Démétre) الهه كشاورزي يونان موهاي او در دو طرف گردن تابيده شده است34.

3ـ ظرفي از دورة هلني (Hélénistique) يونان در موزة لوور است كه داراي دو دسته پيچدار مي‌باشد 35.

IIIـ آسياي غربي

1ـ جام پايه داري مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد از آناتولي شرقي بدست آمده كه پاية‌آن باپيچ مزين شده است 36.

2ـ يك سنجاق از همين منطقه بدست آمده كه دسته آن با پيچ مزين شده است 37.

3ـ يك مجسمه كوچك از ملاتيه (Malatya) مربوط به قرن نهم قبل از ميلاد بدست آمده و پيچهاي موزوني را نشان ميدهد 38.

IVـ بين النهرين

1ـ مجسمه سارگن دوم مربوط به قرن هشتم قبل از ميلاد از فرساباد بدست آمده است. پائين ريش او بصورت حلقه‌هاي پيچي مجسم شده و شاخ بز كوهي كه در بغل دارد نيز پيچدار است 39.

2ـ نقشي مربوط به آشور باني پال (626-668 ق.م) است كه در مراسمي از يك ظرف آب بپائين ميريزد (شكل شماره  [20]  2). جريان ريختن آب بصورت پيچ نشان داده شده است 40.

16ـ محراب مسجد جامع ابرقو مورخ 738 هجري.  [21]

15ـ محراب مسجد جامع اشترجان اصفهان مورخ 715 هجري.

14ـ محراب مقبره پير بكران اصفهان مورخ 698-712 هجري.

13ـ قسمتي از نماي خارجي مقبره شاه اسمعيل ساماني مربوط به آخر قرن سوم هجري. در طاقنماهاي بالا پيچ ديده ميشود.

3ـ نقش زني ازتل حلف بدست آمده است. در اين نقش موهاي سر در دو طرف صورت بشكل دو ستون پيچيده مجسم شده است41 (شكل شماره 3).

Vـ ايران- اول دورة قبل از ايلام:

1ـ ظرف سفالي است مربوط به 2200 تا 2400 سال قبل از ميلاد كه از البرز بدست آمده است. در اين ظرف گردني بشكل گردن انسان تعبيه و با حلقه‌هاي پيچ دو طرفي مزين شده است 42.

2ـ مجسمه الهه يي است مربوط به هزاره سوم قبل از ميلاد كه از تورنگ تپه بدست آمده است. دو دست و گردن اين مجسمه با پيچ حلقه اي مزين شده است 43.

دوم دورة ايلام (2000 تا 640 قبل از ميلاد)

1ـ در روي يك ظرف استوانه اي شخصي در روي يك صندلي نقش شده است. حاشيه لبه ظرف با دو طناب بهم تابيده مزين شده و موهاي شخص نشسته بصورت شش دسته از بالاي يك گوش به بالاي گوش ديگر پيچيده شده است 44.

2ـ قسمت چپ دهنه اسبي است مربوط به 1200 تا 1000 قبل از ميلاد كه از لرستان بدست آمده و از برنز مي‌باشد. اين شئي بشكل چهار پاي بالداري است كه دم او بصورت پيچ (تابيده) مجسم شده است 45.

3ـ پلاك برنزي است كه از لورستان بدست‌آمده و مربوط به هزاره دوم قبل از ميلاد است (شكل شماره 1). در اين پلاك زني در بين دو نقش استيليزه ايستاده و از روبرو مجسم شده است. بين او و دو نقش استيليزه طرفينش دو درخت با خطوط پيچي صعود مي‌كند و در كنار گوشهايش هر يك پنج برگ ميدهد. اين برگها بطور متقارن بالا آمده و دربالاي سرش مانند دو جناح يك قوس هلالي بهم مي‌پيوندد بطوريكه عملاً در داخل يك طاقنماي هلالي ديده ميشود. موهاي اين شخص از بالاي پيشاني در شش دسته پيچيده شده و در هر طرف سه دسته بپائين مي‌‌آيد و من حيث المجموع نمايش يك قوس سه قسمتي جناغي است 46.

4ـ در استل (لوحه) اونتاشگال پادشاه مقتدر ايلامي مربوط به قرن 13 قبل از ميلاد نقوشي است كه در آن‌ها پيچ بصورتهاي مختلف بكار رفته است. در يكي از اين نقوش انسان شاخداري مجسم شده كه شاخ او در روي سر مانند شاخ قوچ كوهي است و موهايش در پشت گردن حلقه شده است. در نقش ديگر جهش آب در سه رشته بشكل نخ تابيده شده مجسم شده است 47.

5- دو دهنه ديگر اسب مربوط به قرن 8 و 7 قبل از ميلاد از لرستان بدست آمده که طرفين هر دو را قوچهاي کوهي با شاخ پيچدار تشکيل ميدهند 48 .

6ـ دسته خنجري از لرستان بدست آمده و مربوط به قرن 8 تا 7 قبل از ميلاد است. در اين دسته خنجر پيچ به فراواني بكار رفته و از جمله دو پيچ بشكل دو قوس هلالي مجسم شده است 49.

سوم دورة هخامنشي (330-559 قبل از ميلاد)

1ـ قوچهاي كوهي اين دوره بهترين پيچ را در شاخها و يا عضلات پا نشان ميدهند 50 (شكل شماره 5).

2ـ اسبها در يال خود پيچهاي زيبا و مطبوعي نشان ميدهند 51.

3ـ در ريش، موهاي سر، دامن لباس و آستين آن و كلاه انسانها پيچهاي ملايم و خوشايند القاء شده است 52.

4ـ اشياء زينتي چون دستبند اغلب بصورت جانوران بخصوص مار تهيه و در آنها پيچ بكار رفته است 53 (شكل 6و7).

21ـ ايوان مدرسه طلاكاري شده سمرقند مورخ 1055-1070 هجري.

20ـ تزئينات پيچي داخل تالار مربع مسجد شيخ لطف الله اصفهان در زمان سلطنت شاه عباس كبير.

19ـ محراب مسجد بلند بخارا قرن دهم هجري .[22]

18ـ نمائي از مدرسه الغ بيك در بخارا. مورخ 1417 ميلادي.

17ـ سر در مسجد كبود تبريز. مورخ 870 هجري.

5ـ نقش بعضي اشياء را پيچهاي زينتي در برگرفته است 54.

6ـ در سر ستونهاي تخت جمشيد و شوش پيچ فنري بصورت افقي بكار رفته و در هر يك از دهانه‌هاي پيچ يك گل چند پر قرار داده شده است 55(شكل شماره 8).

چهارم دورة اشكاني

در اين دوره نيز پيچ تزييني بكار رفته ولي مطبوع ترين آن در دامن لباس و شلوار القاء شده است. بهترين مثال در اين مورد مجسمه يك سردار اشكاني است كه از شمي بدست آمده و علاوه بر لباس چينهاي ظريفي در موي سر و سبيل و ابروها صورت گرفته است 56.

پنجم دورة ساساني

1ـ آرايش لباس و مو- موهاي شخصيتهاي ساساني بصورت لوله‌هائي در آمده و روي شانه‌هاي آنها قرار گرفته است (شكل شماره 10).  در اين مورد مي‌توان گرتير پيشواي روحاني عهد ساساني را مثال آورد 57. موهاي بهرام دوم ساساني و همراهان او در نقش رستم نيز مثال روشن ديگري است 58.

2ـ فلزات- در ده‌ها قطعه فلز به اشكال تنگ و جام و سيني و غيره زينت پيچ بكار رفته است چون سيني نقره يي كه يك منظره شكار را نشان ميدهد 59 و سيني كه جدال با گاو وحشي   [23]   را نشان ميدهد 60 و تنگي كه يك صحنه مذهبي را نشان ميدهد61 و سيني كه اسب بالداري را نشان ميدهد 63 و تنگ كتابخانه ملي پاريس كه گردن و پاية آن پيچ دار است 64.

 

24ـ ستونهاي پيچدار تالار مسجد وكيل شيراز. مربوط به زمان كريم خان زند.

23ـ نماي مدخل مدرسه چهار باغ اصفهان كه پيچ دو قلو را نشان ميدهد. مربوط به زمان شاه سلطان حسين صفوي.

22ـ نماي مدخل مسجد شاه اصفهان كه پيچ دو قلو را نشان ميدهد. مربوط به زمان شاه عباس كبير صفوي.

3ـ نيمكتها- در بعضي نيمكتهاي عهد ساساني نيز پيچ بكار رفته است و در اين مورد مي‌توان به دو پلاك كه در موزة بريتانيا موجود است اشاره نمود 65.

4ـ آتشدانها و علائم سنبلي- پلاكي در كتابخانه ملي پاريس موجود است كه آتشداني را در پائين و سر انساني را در بالا نشان ميدهد (شكل شماره 11). در طرفين اين آتشدان دو پيچ متقارن بشكل ستون وجود دارد 66. در پلاك ديگري يك جفت پيچ نيمدايره علائمي را در بر گرفته است (شكل شماره 12). اگر اين پلاك را وارونه بگيريم درست نمايش يك قوس هلالي را در دو پيچ ملاحظه مي‌كنيم 67.

د- پيچ تزييني در بعضي از بناهاي اسلامي:

1ـ مقبره شاه اسمعيل ساماني- يكي از قديمترين بناهائي كه داراي اين تزيين است مقبره شاه اسمعيل ساماني در بخارا مي باشد. اين مقبره در اواخر قرن سوم هجري ساخته شده وپلان آن مربع است و سقف آنرا يك گنبد مدور تشكيل ميدهد. سطح خارج بنا داراي تزيينات برجسته آجري است كه مشبك بنظر مي‌آيد و از لحاظ زيبائي كم نظير است. در بالاي اين تزيينات آجري و زيرقر نيز انتهاي ديوارهاي خارجي طاقنماهائي وجود دارد كه پايه قوس آنها در روي ستونهاي استوانه اي وصل به نبش طاق نما قرار دارد. اين ستونها داراي تزيين پيچي است كه در دو ستون متقارناً ببالا صعود مي‌كند 68(شكل شماره 13).

2ـ مسجد جامع گناباد- اين مسجد از جمله مساجد دو ايواني است و در نبش داخلي قوس ايوان بزرگ آن كه در جهت قبله واقع است دو قطار پيچ از طرفين در روي دو مخروط وارونه (نشان گلدان) شروع ميشود ودر كليد قوس بهم مي‌پيوندد. تاريخ اين مسجد بر طبق تحقيق گدار فرانسوي 609 هجري قمري است 69.

3ـ مقبره قره طاي در قونيه- اين بنا که در سال 1251 ميلادي (649 ) ساخته شده و متأسفانه پوشش كاشي ديوار آن از بين رفته است داراي مدخل زيبائي است كه در هر يك از دو ديوار طرفين آن يك ستون پيچ دار و وصل به نبش متقارناً   [24]   به بالا صعود مي كند 70.

4ـ مقبره پير بكران- در محراب اين بنا كه مورخ 698-712 هجري و واقع در لنجان اصفهان است يك جفت پيچ جالب توجه وجود دارد به اين معني كه پيچها در نبش طرفين محراب آن به بالا صعود مي‌كند و هنگامي كه بپايه قوس ميرسد بخطوط مستقيم تبديل و با فاصله كمي دوباره بصورت پيچ متقارناً تا كليد قوس ادامه پيدا مي‌كند 71 (شكل شماره 14).

5ـ محراب مسجد جامع اشترجان- اين بنا در سال 715 هجري قمري در قريه اشترجان در 33 كيلومتري جنوب غربي اصفهان ساخته شده است. در نبش داخلي محراب آن يك تزيين پيچي قراردارد كه از كف محراب بدواً بطور مستقيم شروع ميشود و بعداً بصورت پيچ ببالا صعود مي‌كند و در كليد قوس بهم متصل ميشود 72 (شكل شماره 15).

6ـ محراب مسجد جامع ابرقو- ابرقو در تقاطع راههاي يزد- شيراز و اصفهان كرمان واقع است. مسجد اين قريه در 738 هجري قمري ساخته شده ودر نبش محراب آن يك جفت پيچ متقارناً ببالا صعود مي‌كند و در كليد قوس بهم مي‌پيوندد 73 (شكل شماره 16).

7ـ مسجد جامع كرمان- تاريخ اين مسجد 750 هجري است و در نبش طرفين مدخل آن يك جفت پيچ ابتدا بطور مستقيم و بعداً بصورت پيچ و متقارن تا كليد قوس صعود مي‌كند 74.

8ـ مسجد كبود تبريز- تاريخ اين مسجد 870 هجري قمري است و در نبش داخلي طرفين سر در آن ستونهاي متصل به بنا بشكل مارپيچ بالا رفته و در قسمت فوقاني قوس بهم مي‌پيوندد 75 (شكل شماره 17).

9ـ مقبره تركان آغا- اين بنا در شازنده سمرقند و از جمله مجموعه ساختمانهائي است كه در دورة تيمور لنگ ايجاد شده است. اين بنا در سالهاي 1371و1372 ميلادي (773-774) ساخته شده و نقش مورد نظر ما در تزيينات موزائيكي سقف در جنب محيط دايره و يك ستاره هشت پر در اطراف كليد طاق تقسيم ميشود. در حد فاصل هشت شبه مثلث هشت تزيين پيچي وجود دارد كه هر يك بشكل قصبه الريه در جوار ستاره هشت پر بدو شاخه تقسيم ميشود 76.

10ـ مدرسه الغ بيك در بخارا- اين بنا در 1417 ميلادي (819) ساخته شده و در نبش طاقنماي سردر آن يك جفت پيچ زيبا از روي دو پاية كوچك (بشكل گلدان) ببالا صعود مي‌كند و در كليد قوس بهم مي‌پيوندد و بيش از 180 حلقه در آنها وجود دارد 77 (شكل شماره 18).

11ـ مدرسه الغ بيك در سمرقند- اين بنا در 1420 م (822) ساخته شده و اضافه بر قطار پيچ نبش ايوان يك جفت پيچ تزييني در نبش خارجي ديوارهاي طرفين آن تعبيه شده است 78.

12ـ مجموعه قصر شيروانشاهان در باكو- يكي از بناهاي اين مجموعه كه مورخ 1435-1436 ميلادي (838-839) مي باشد آرامگاهي است كه در لبه قوس مدخل آن دو جفت پيچ تزييني ديده ميشود 79.

13ـ مسجد جامع يزد- اين مسجد در سال 841 هجري قمري ساخته شده و در نبش داخلي قوس محراب آن يك جفت پيچ متقارن تا كليد قوس ادامه دارد 80.

14ـ مقبره خواجه ابونصر پارسا- اين مقبره مورخ قرن نهم هجري و واقع در بلخ است. در نبش خارجي دو ديوار طرفين ايوان مدخل آن دو قطار پيچ جالب توجه وجود دارد. خطوط هر يك از اين دو قطار پيچ ابتدا مستقيماً جستن مي‌كند و پس از ارتفاع كمي بصورت پيچ صعود مي‌كند و در نزديك انتهاي ديوار مجدداً راست ميشود81.

15ـ‌محراب مسجد بلند در بخارا- اين محراب كه در قرن شانزدهم ميلادي (دهم هجري) ساخته شده و نما و داخل آن با بهترين نقوش اسليمي كاشي و موزائيك و كتيبه و نقوش هندسي مزين شده داراي يكي از زيباترين پيچهاي تزييني است. يك جفت قطار پيچ در نبش طرفين محراب از روي دو طاق نماي كوچك شروع و به كليد قوس ختم ميشود كه بيش از 220 حلقه دارد 82 (شكل شماره 19).    [25]

16ـ مسجد شيخ لطف الله- اين مسجد توسط شاه عباس كبير (996-1038) ساخته شده و در نبش داخلي دو ديوار طرفين مدخل آن متقارناً يك جفت پيچ بسيار زيبا تا كليد قوس صعود مي‌كند. در داخل سالن مربع اين مسجد زه قوسهائي كه در پاية گنبد مدور آن قرار دارد عبارت از پيچهاي زيبائي است كه به كليد قوسها ختم ميشود 83(شكل شماره 20).

17ـ مدرسه طلا كاري شده سمرقند- در طرفين يكي از ايوانهاي اين مدرسه كه بين سالهاي 1646و 1660 ميلادي (1055-1070 هجري قمري) ساخته شده است يك جفت پيچ ديده ميشود كه در واقع لبه خارجي ديوار طرفين را تشكيل ميدهد 84 (شكل شماره 21).

18ـ مسجد حكيم اصفهان- مسجد حكيم به وسيله محمد داود ملقب به تقرب خان شاه عباس دوم بنا شده و در سال 1073 هجري به اتمام رسيده است. اين مسجد داراي محراب زيبائي است كه در اطراف آن كتبيه يي بخط ثلث زرد بر زمينه كاشي لاجوردي قرار دارد. قبل از اين كتيبه يعني در نبش طرفين محراب يك جفت پيچ تزييني بسيار زيبا از پائين شروع ميشود و در كليد قوس بهم مي‌پيوندد. پيچهاي اين محراب نيز ابتدا مستقيم صعود مي‌كند و بعداً پيچ شروع مي‌شود 85.

19ـ مسجد شاه- بناي اين مسجد توسط شاه عباس كبير پايه گذاري و در 1047 اتمام يافته است. در نبش داخلي ديوار طرفين ايوان مدخل يك جفت پيچ دو قلو از داخل دوگلدان به بالا صعود مي‌كند و در كليد قوس بهم مي‌پيوندد 86 (شكل شماره 22).

20ـ آستانه حضرت رضا در مشهد- در يكي از ايوانهاي اين بناي مقدس كه به ايوان شاه عباس دوم مشهور است يك جفت پيچ تزييني در نبش ديوار طرفين تا كليد قوس صعود مي‌كند 87.

21ـ مدرسه چهار باغ اصفهان- اين بنا كه در دورة شاه سلطان حسين (1105-1135) ساخته شده است داراي پيچهاي زيبائي است. در سردر اصلي بنا دو جفت پيچ هر يك از داخل يك گلدان متقارناً ببالا صعود مي‌كند و در كليد قوس بهم مي‌پيوندد (شكل شماره 23). پيچ دو قلو كه قبلاً در مسجد شاه ديديم تاكنون در بناهاي اسلامي كم سابقه بوده است 88. در نبش محراب مقرنس كاري شده اين بنا نيز يك جفت پيچ وجود دارد 89.

22ـ مسجد وكيل شيراز- اين مسجد بوسيله كريم خان زند در سال 1187 ساخته شده است و داراي صحن وسيع و شبستاني است كه در جنوب آن قرار گرفته است. سقف شبستان را گنبدهاي كوچك تشكيل ميدهد و اين گنبدها در روي پنج رديف ستون كه با قوسهاي جناغي بهم متصل مي‌باشد زده شده است. اين ستونها داراي سرستونهاي مزين به نقوش گياهي است و در تزيين ساقه ستونها از پيچ استفاده شده است (شكل شماره 24). پيچها در ابتدا و انتهاي ساقه ستون بخطوط راست منتهي ميشود و تفاوت آن با پيچهاي قبلي اين است كه اينها واقع در نبش ايوان با محراب و يا وصل به طرفين ايوان نيست بلكه مستقل است 90.

26ـ داخل مقبره پهلوان محمود. مربوط به قرن نوزدهم ميلادي در خيوه.

25ـ ستونهاي پيچدار ايوان تخت مرمر كاخ گلستان مربوط به اواخر زمان كريم خان زند و اوايل قاجار.

23ـ ايوان تخت مرمر- اساس اين بنا بوسيلة كريم خان زند طرح ريزي شده و در زمان آقا محمد خان قاجار و فتحعلي   [26]   شاه تكميل گرديده است. اين ايوان در كاخ گلستان است و در جلو آن دو ستون پيچي تعبيه شده كه شباهت كامل بستونهاي سالن ستوندار مسجد وكيل شيراز دارد 91 (شكل شماره 25).

مدرسه و مقبره پهلوان محمود- اين بنا بنام پهلوان محمود كشتي گير و شاعر قرن 14 ميلادي نام گذاري شده است طرفين نماي ايوان مدرسه را يك جفت پيچ تزييني زينت ميدهد و داخل مقبره با اسليمي‌هاي ظريف و پيچهاي تزييني مزين شده است. در طرفين نماي ايوان يك جفت پيچ از داخل دو گلدان ببالا صعود مي‌كند و در كليد قوس بهم مي‌پيوندد. بعلاوه در داخل آن سه مثلث تزييني ديده ميشود كه اضلاع اين مثلثها با پيچهاي تزييني مشخص شده است. اين بنا در سالهاي 1810 تا 1835 ميلادي در خيوه ساخته شده است 92 (شكل شماره 26).

ـ تحول و اشاعه پيچ تزييني در معماري. پيچ فنري از قديم الايام در ايران و ساير ممالك به عنوان موضوع تزييني اشياء مختلف انتخاب شده و مي‌توانسته از مدلها و منشأهاي مختلف تقليد گرديده و يا الهام گرفته باشد ولي استعمال آن در معماري به احتمال قوي براي اولين دفعه در معماري و حجاري دورة هخامنشي بكار رفته و درسرستونهاي تخت جمشيد 93 و شوش 94 مربوط به نيمه دوم قرن ششم قبل از ميلاد بطور افقي صورت گرفته است. اين پيچ بطور عمودي نيز در نقش رستم يعني پايه‌هاي تخت داريوش كبير كه نمايندگان ملل تابعه بر دوش گرفته اند بكار رفته است 95. در سال 113 ميلادي اين پيچ را در خدمت معماري روم مي‌بينيم به اين معني كه در ستون تراژان شهر رم با زينت پيچي ملايمي يك باند دويست متري از پايه تا زير قله تعبيه و در روي آن صحنه‌هاي مختلف حجاري شده است 96.

بجا است يادآور شود كه از صدها سال قبل سرستونهاي پيچدار در يونان 97 و روم 98 و ايران 99 از سنگ تراشيده شده اند ولي پيچ آنها حلزوني بوده و با پيچ فنري مورد بحث ما تفاوت دارد. دربناهاي اسلامي با توجه به فهرستي كه در بالا ذكر شد نخستين بار اين پيچ را در مقبره شاه اسمعيل ساماني در بخارا مي‌بينيم و مي‌توانيم پيچ اين بنا را نخستين مثال در عالم اسلام بدانيم كه پس از آن در نقاط مختلف ايران و آسياي صغير، ماورا،النهر قفقاز و افغانستان رايج شده ولي از همه جا بيشتر در ايران و ماوراءالنهر مورد توجه بوده است. در بعضي از بناهاي قرون وسطي چون كليساي سن ژاك دو كمپوستل (St. Jacques de Compostelle) در اسپانيا و كاتدرال شارتر (Cathédrale de Chartre) در فرانسه نيز پيچ تزييني بكار رفته است. كليساي سن ژاك دو كمپوستل مربوط به قرن يازدهم ميلادي است. در هر يك از دو مدخل آن در بين دو ستون مدور وصل به ديوار يك ستون پيچدار شبيه آنچه در مقبره شاه اسمعيل ساماني ديديم مشاهده ميشود 100. كاتدرال شارتر مربوط به اواخر دورة رمان و اوايل دوره گوتيكك (قرن يازدهم و دوازدهم) مي‌باشد و در 55 ميلي جنوب غربي پاريس بنا گرديده است. در بالاي سردر اصلي اين بنا نقشي عيسي مسيح (ع) مجسم شده و در زير اين نقش يا باند تزييني به قسمتهائي تقسيم شده و در هر قسمت سه مجسمه نقش گرديده است. حد فاصل اين قسمتها با ستونهاي پيچدار مشخص شده است 101.

پروفسور گيرشمن فرانسوي در صفحه 290 كتاب (Iran Parthes et Sassanides) خود 102 تزييني در موزائيك هاي   [27]   (Germigny des Pres) واقع در فرانسه مركزي نشان داده و تاريخ آن را قرن نهم تا دهم ميلادي معين كرده است. اين تزيين شبيه پيچ مشخص شده است 103 و اين تزيين پيچي كه حدود صد سال بعد از پيچ مقبره شاه اسمعيل ساماني صورت گرفته است احتمالاً به تزيينات پيچي كاتدرال شارتر و كليساي سن ژاك دو كمپوستل الهام بخشيده است. اين تصور به علت نزديكي نسبي سه بناي واقع در اروپاي غربي حاصل ميشود و احتمال قويتر آنست كه اين عنصر تزييني عالم اسلام از طريق اسپانيا و يا تماسهاي اروپائيان در جريان جنگهاي صليبي به غرب رفته باشد.

بهر حال پيچ تزييني در ايران به تحول خود ادامه ميدهد و در دورة صفوي به اوج زيبائي و كثرت استعمال و تنوع خود ميرسد و پيچهاي دو قلو رواج پيدا مي‌كند و در عهد كريم خان زند و دورة قاجار در روي ستونهاي مستقل جلوه گر ميشود. و اما راجع به منشأ پيچ در آثار تاريخي اسلامي، نظر ما اينست كه اين پيچ منشأ گياهي دارد زيرا: اولاً آغاز تمدن كشاورزي انسان براي مساكن خود از گياهان استفاده مي‌كرده و هيچوقت رابطه خود را با اين عنصر ساختماني قطع نكرده است. اهالي بين النهرين نخستين خانه‌هاي خود را از ني ميساختند به اين معني كه شاخه‌هاي ني كنار دجله و فرات را در پلان مدور يا بيضي به زمين فرو ميكردند و سرشاخه‌ها را بهم نزديك كرده گره ميزدند و مي‌توان گفت كه فرم اولين گنبدها به اين ترتيب بوجود آمده است 104 .

مردم مصر نيز براي سقف مساكن اوليه خود از چوب نخل كه نرم و با مقاومت است استفاده ميكردند 105 و بر طبق نظر بعضي مورخين ستونهاي سنگي شياردار مصري احتمالاً از شاخه‌هاي ني بهم بسته الهام گرفته وحتي نام خود را به بعضي سرستونها داده است 106.

خانه‌هاي پيلوتي يا درياچه اي عصر حجر جديد كه در اواسط قرن نوزدهم در قعر درياچه‌هاي سويس كشف شد دليل محكم ديگري بر استفاده انسان از گياه است. اين خانه‌ها در روي تنه‌هاي درختان كه در قعر درياچه فرو شده بود ساخته شده و ديوارها و سقف آنرا نيز شاخ و برگهاي درختان تشكيل ميداده است 107. روش پيلوتي در قرن بيستم نيز رواج دارد ولي بجاي ستونهاي گياهي يا تنه درختان از آهن و بتون مسلح با وضع كامل استفاده ميشود 108.

مورد ديگري كه گياه در ساختمان آن بكار رفته و مدل قرار گرفته است ايوان عنصر خالص معماري ايراني است. منشأ ايوان را مساكن قبايلي ميدانند كه بين درياچه‌هاي آرال، خزر و هامون زندگي ميكرده اند. اين مساكن از سقفهاي نيم گهواره كه از ني و شاخه درختان درست ميشده پوشيده ميشده اند و براي حفاظت از برف و باران روي اينگونه سقف‌ها را با پوست حيوانات نيز مي‌پوشانيده اند.

27ـ نقش موزائيك مسجد بزرگ دمشق كه پيچيدن گياه بدور ستون را نشان ميدهد.

ميگويند ايوان بوسيله اشكانيان كه از جمله آن قبايلند به بين النهرين آمده و در كاخهاي آشور و هتره با مصالح محلي بكار رفته و از آنجا به معماري ساساني راه يافته است. ما نمونه آن را در كاخهاي فيروزآباد، تيسفون، سروستان، قصرشيرين و دامغان كه همه از عهد ساساني مي‌باشد مشاهده مي‌كنيم 109. با اين ترتيب وقتي توجه نمائيم كه اساس ايوان منشأ گياهي دارد تزيين پيچي آنهم مي تواند متّخذ از گياه باشد.

ثانياً اشكال ديگر طبيعي و يا استيليزه گياهان در آرايش بناها به عنوان منبّت كاري، گچ بري، موزائيك، كاشي و نقاشي بكار رفته و در دورة اسلامي بخصوص نقوش گياهي اسليمي مورد توجه بوده است 110. به طوري كه در كلية بناهائي كه داراي پيچ تزييني است كم و بيش اشكال ديگر گياهي نيز بكار رفته است. ثالثاً در عدة زيادي از بناها رشته‌هاي پيچ ابتدا بطور مستقيم از پائين جستن مي‌كند و مي‌توان تصور كرد كه هنرمند متوجه چگونگي رويش گياهان پيچنده بوده و ميدانسته كه اينگونه گياهان بطور مستقيم از زمين بيرون ميآيد و چون به تنهائي قدرت ايستادن و صعود ندارد بدور گياهان ديگر مي‌پيچد.    [28]

29ـ نقش دو ستون پيچ دار موزه هنرهاي ملي.

28ـ نقش ستون منزل افتخار در اصفهان. مربوط بدورة قاجار كه پيچ را بصورت گياه نشان ميدهد.

 علاوه بر آن عده يي از پيچها نيز از داخل گلدان ببالا صعود مي‌كند و نظر ما را در باب منشأ‌گياهي تأييد مي‌نمايد.

رابعاً در روي بعضي از ستونها گياه بشكل نسبتاً طبيعي مجسم شده است:

1ـ نقش يكي از موزائيكهاي مسجد بزرگ دمشق مربوط به عهد سلسله اموي (40 تا 133) چند ساختمان را نشان ميدهد كه درختهائي در اطراف آن وجود دارد. بدور بعضي از ستونهاي اين ساختمان گياهان نازكي پيچيده است 111 (شكل شماره 27).

2ـ محرابي در بغداد به قرن هشتم ميلادي منسوب است كه در تزيين آن گياهي از داخل گلدان صعود مي‌كند و بدور پايه گلدان ديگري مي‌پيچد 112.

3ـ منزلي مربوط به دورة قاجارو متعلق به آقاي افتخار د راصفهان داراي ستون است. شاخه‌هاي گياه نسبتاً طبيعي به دور بعضي از اين ستونها مي‌پيچد 113 (شكل شماره 28).

4ـ حوضخانه باغ نگارستان در نيمه اول قرن سيزدهم هجري قمري بنا شده و فعلاً محل موزة‌هنرهاي ملي است. اين بنا مانند اغلب بناهاي دورة قاجار داراي يك قسمت مركزي بشكل صليب (+) و به عبارت ديگر يك سالن مربع و چهار شاه نشين اطراف آن است. در نزديك چهار گوشه سالن مربع چهار ستون تا سقف صعود مي‌كند و اين ستونها با پيچ مورد بحث ما تزيين شده است (شكل شماره 29). تعداد پيچهاي هر يك از ستونهاي شانزده است كه از داخل شانزده گلدان جستن مي‌كند و پس از ارتفاع مختصري شكل پيچ بخود مي‌گيرد و علاوه بر اين در روي پيچها ساقه و برگ گياهي نقاشي شده و نشان ميدهد كه سازنده پيچ متوجه منشأ گياهي بوده است.    [29]

”پاورقي‌ها”

فرهنگ فارسي دكتر محمد معين (آ-خ) ص 869.

دايره المعارف مصاحب ص 576 (اين پيچ مورد بحث ما است).

لغت نامه دهخدا، حرف ل. ص 339و340.

فرهنگ فارسي دكتر محمد معين (آ-خ) ص 1369.

ديوان حافظ به اهتمام محمد قزويني ودكتر قاسم غني، تهران 1319، چاپخانه مجلس، ص 2.

6 تا 12ـ ديوان حافظ، خط جواد شريفي، مؤسسه چاپ و انتشارات امير كبير، چاپ چهارم، سال 1341 شمسي صفحات 31و42و45و83و105و144و227.

13 تا 16ـ كليات ديوان حكيم نظامي گنجوي، مؤسسه امير كبير تهران، آبان 1335. صفحات 207و156و315و875.

17ـ فرهنگ فارسي دكتر محمد معين، ص 868.

18 تا 20ـ غزليات جاويدان پارسي تأليف مرتضي تيموري اصفهان 1344، ص 134و150و240.

21ـ ديوان حكيم قاآني شيرازي، تصحيح محمد جعفر محجوب. تهران، 1336 شمسي ص 496.

22ـ ديوان خاقاني شيرواني، تصحيح علي عبدالرسولي، تهران 1317 شمسي ص 363.

23ـ لغت نامه دهخدا حرف ل. ص 339و340.

24ـ تقريرات بانو دكتر سيمين دانشور، آذر 1338.

25-Ionique

26ـ به صفحة 26 مراجعه شود.

27ـ براي شناخت اثر احساسي خطوط به جلد اول تاريخ هنرهاي مصور تأليف علي نقي وزيري، تهران 1337 ص 9و10 مراجعه شود.

28- L,art ancien du Proche-Orient,L. Larousse, Paris, 1964.P.71.

29- Idem. PP.72,73.

30- Idem.p.177.

31- 32- Histoire générale de l,art Flamarion, pp. 70 et 91.

33- L,art Grec,John Boardman,Larousse, Paris 1965. P. 99.

34- 35- Historie générale de l,art, pp. 177,205.

36- 37- 38- L,art ancien du Proche-Orient, La-rousse, Paris, 1964, pp. 111, 114, 219.

39- André Parrot, Assur, Paris, 1961, p. 13.

40- 41- Idem, pp. 69, 95.

42- L,art de l, Iran, par André Godart, Paris, 1962. Pl. 1.

43- Iran ancien, par Edith Porada, Paris, 1963, p. 34, Fig. 16.

44- Idem. P. 32, Fig. 22.

45- André Godard. L,art de l,Iran, Paris, 1962, p. 40. Pl. 10.

46- Idem, p. 48. Pl. 21.

47- Edith Porada. Iran ancien, Paris 1963, p. 58, Fig. 39 et 40.

48- Idem, p. 78.

49ـ هنر ايراني در دوران ماد و هخمانشي تأليف گيرشمن ترجمه دكتر عيسي بهنام تهران، 1346، ص 66.

50ـ هنر ايران در دودمان ماد و هخامنشي تأليف گيرشمن ترجمه دكتر عيسي بهنام تهران، 1346 تصوير 304و304و312و328.

51 و 52ـ ايضاً تصوير 224و226و284.

53- 54- A. Survey of Persian art T. 7, pl. 121, 122, 118.

55- L,art ancien du Proche-Orient, Larousse, Paris 1964, p. 248.

56- Iran Parthes et Sassanides, par Ghirshman, Paris 1962, pl. 99.

57- A. Godard, L,art de l,Iran, Paris 1962, pl. 97 et 100.

58- Edith Porada, Iran ancien, Paris 1963, p. 60, Fig. 42.

59- Iran Parthes et Sassanides, par R. Grish-man, Paris, 1962. P. 207.

60- 64- Idem, p. 213, 215, 219, 221, 306.

65- Idem, p. 242, No. 296 et 227.

66- 67- Idem, pp. 243 et 244, No. 299 et 302.

68ـ ابنيه و آثار تاريخي اسلام در اتحاد جماهير شوروي ،‌مؤسسه روحاني مسلمانان آسياي ميانه و كازاخستان- تاشكند، پلان 1.

69- Persian architecture, A. U. Pope, 1965. Pl. II

70- Armand Abel, Le monde Arabe et musui-man. P. 54.

71- A. Pope, A survey of Persian art, T. 8, pl. 388, A, B.

72 و 73ـ معماري اسلامي ايران در دورة ايلخانان اثر دونالد ن. ويلبر ترجمه دكتر عبدالله فريار تهران، 1346،‌تصوير 95و 192

74- A Pope, A survey of Persian art, T. 8, pl. 451.

75ـ سفرنامه مادام ديولافوا، ترجمه فره وشي تهران 1332، ص 54.

76ـ ابنيه و آثار تاريخي اسلام در اتحاد شوروي، مؤسسه روحاني مسلمانان آسياي ميانه، شكل 27.

77ـ 78ـ 79ـ ابنيه و آثار تاريخي اسلام در اتحاد شوروي مؤسسه روحاني مسلمانان آسياي ميانه شكل 57و 58و 60.

80- 81- A. Pope, A survey of Persian art, T. 8, pl. 449, 422, 424.

82ـ ابنيه و آثار تاريخي اسلام در اتحاد شوروي مؤسسه روحاني مسلمانان آسياي ميانه شكل 86.

83- A. Pope, A survey of Persian art, T. 8, pl. 482, 484, 485.

84ـ ايضاً ابنيه و آثار تاريخي اسلام شكل 104.

85ـ گنجينه آثار تاريخي اصفهان تأليف دكتر لطف الله هنرفر، 1344، ص 627.

86- 87- A. Pope, Persian Architcture pl. 283, 300.

88- Idem, pl. 318.

89ـ گنجينه آثار تاريخي اصفهان، تأليف دكتر لطف الله هنرفر، تهران 1346، ص 700.

90- A. Godard, l,art de l,Iran, Paris 1962, pl. 167.

91ـ فهرست بناهاي تاريخي و اماكن باستاني، نشريه سازمان ملي حفاظت آثار باستاني ايران 134، ص 151.

92ـ ابنيه و آثار تاريخي اسلام در اتحاد شوروي، مؤسسه روحاني مسلمانان آسياي ميانه و كازاخستان- تاشكند تصوير 114.

93ـ هنر ايران در دوران ماد و هخامنشي تأليف گير شمن ترجمه دكتر عيسي بهنام تهران 1346 تصوير شماره 261.

94- A. Pope, Persian Architcture, 1965, p. 25 No. 12a.

95- R. Ghirshman, Iran, Parthes et Sassanides, Paris, 1962, p. 262.

96- L,art Roman, par M. Wheeler, L. Larousse, Paris, 1965 p. 177, pl. 156 et pp. 179, 180, 181.

97- Histoire générale de l,are. Pp. 125, 126, 128.

98- L,art Roman par M. Wheeler, Paris 1965. P. 61.

99ـ ايران از آغاز تا اسلام تأليف پروفسور گيرشمن،‌ترجمه دكتر محمد معين، تهران 1336، ص 114، ش 50.

100- Histoire générale de l,are, p. 307.

101- Histoire générale de l,are, p. 342.

102- 103- R. Ghirshman, Iran Parthes et Sassanides, No. 372.

104ـ مشرق زمين گاهوارة تمدن تأليف ويل دورانت، ترجمة احمد آرام، فروردين 1337،‌چاپخانه دولتي ايران، ص 199.

105ـ ايضاً ص 277.

106. Histoire générale de l,are, p. 86.

107ـ ايضاً مشرق زمين گاهوارة تمدن،‌ص 151و 152.

108ـ ساختمان غربي دانشكده هنرهاي زيبا و وزارت اقتصاد در مقابل وزارت دادگستري را مي‌توان از بناهاي پيلوتي محسوب داشت.

109- Edith Porada, Iran ancien, Paris, 1963, p. 180 et 189- 196.

110ـ به جزوه شناخت هنرهاي تزييني ايران، نوشته بانو دكتر سيمين دانشور، تهران 1344،‌ص 6 مراجعه شود.

111 و 112ـ هنر اسلامي تأليف پرفسور ارنست كوتل، ترجمه مهندس هوشنگ طاهري تهران، 1347، ص 57و 25.

113ـ نگاهي به هنر معماري ايران تأليف سيد محمد تقي مصطفوي ابان 1346 ص 101، شركت سهامي سيمان تهران.