|
|
||
نجمآبادي، محمود. "رازي وصنعت كيميا". دوره8،ش93 (تير49): ص 7-13، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
|
خلاصه:كشفيات
رازي، معرفي كتابها و تاليفات رازي بنابه
اسناد تاريخي: الفهرست،
رسالهاي از ابوريحان، "اخبارالعلماء
باخبار الحكما"، "عيونالابناء في
طبقات
الاطباء"
، فهرستي از كتابهاي رازي، محتوي كلي كتاب "المدخل
التعليمي" از رازي. |
|
|
رازي و صنعت كيميا
دكتر محمود نجم
آبادي
قبل از آنكه تبحر رازي در صنعت
كيميا (شيمي) از نظر خوانندگان گرامي مجله
بگذرانم لازم ميدانم نكاتي چند بعنوان
مقدمه متذكر گردم: اول آنكه: دانشمندان برجسته علم
كيميا در قرون اوليه تمدن اسلامي عموماً
ايراني بودند، بمانند جابربن حيِّان طوسي
و پس از وي محمد زكرياي رازي و ديگران كه
قدمهاي بسيار ارزنده درباره اين علم
برداشته اند. جابر همان دانشمندي است كه
جوهر شوره (= اسيد ازتيك= Acide
Azotique)
را اختراع كرد. و رازي چنانكه ميدانيم
شيميست بزرگ ايراني است كه به ظن قوي نزديك
به يقين جوهر گوگرد (= اسيد سولفوريك= Acide
Sulfurique)
و الكل (= الكحول= Alkohol
Alcool
=) و بسياري از استحصالات شيميائي و داروئي
(= Préparations
Pharmaceutiques)
را پيدا كرده و در طب استعمال نمود كه پس از
وي در اين دانش بيادگار مانده است.
اميدوارم در مقالات آتي صحائفي چند در اين
باره از نظر خوانندگان محترم مجله بگذرانم. دوم آنكه: براي كشف اكسير اعظم (= Elexir)
كه پيري به جواني مبدل گردد و حجر الفلسفي
(= حجر الفلاسفه= Pierre
Philosophale)
كه فلزات كم قيمت مثل مس و امثال آنرا به
طلا و نقره تبديل شود، دانشمندان و
كيمياگران سعي بليغ مبذول ميداشتند. گرچه
توفيقي در اين باب براي آنان دست نداد،ولي
طي تجارب متمادي تعداد زيادي تركيبات و
مواد شيميائي كشف شد و راه براي طالبان
بعدي هموار گرديد. رازي از آن دسته شميستها بود كه در
اين راه قدم گذارد و در نتيجه براي پيدا
كردن اكسير اعظم و حجر الفلسفي تعدادي
ترياقها (= فادزهر= پادزهر= Thériaque
= Antidote
) و معجونها و شربتها و استحصالات شيميائي
و امثال آنها و در جستجوي حجر الفلسفي مواد
شيميائي چندي را پيدا كرد. در اين قسمت
اضافه مينمايم: نتيجه اي كه محققين و
شيميستهاي ايراني بدست آوردند كشف سنگ
جهنم (= نيترات دارژان= Nitrate
d,Argent)
وزاج سبز (= Sulfate de Fer)
وسوبليمه اكَّال (= Sublimé Corrosif)
و املاح آمونياك (= Sels d,Ammoniaque)
و جوهر شوره Acide = Azotique)
و جوهر نمك (= Acide
Chlorhydrique)
و قليا (Carbonate de Soude)
و شوره (= Azotate de potasse)
و الكل و جوهر گوگرد و تيزاب سلطاني (اسيد
ازتيك + اسيد كلرئيدريك) و امثال آنها كه
ضمن اين مقاله خواهد آمد. |
|
ج- بموجب نظر جمال الدين علي بن يوسف
بن ابراهيم بن عبدالواحد شيباني القفطي (متولد
در 568 هجري= 3/1172 ميلادي در قفط از شهرهاي
مصر) صاحب كتاب «اخبار العلماء باخبار
الحكما» قريب سه رساله و كتاب، د- بر حسب نظر شيخ موفق الدين احمد
القاسم بن خليفه بن يونس الخزرجي معروف به
ابن ابي اصيبعه (متولد بسال 600 هجري = 4/1203
ميلادي متوفي بسال 668= 70/1269 ميلادي در دمشق)
صاحب كتاب «عيون الانباء في طبقات الاطباء»
قريب بيست ودو رساله و كتاب، ﻫ-
بر حسب نظر مرحوم يوليوس روسكا رازي شناس
معروف اخير بيست و شش رساله و كتاب، و- اين جانب در تأليفي كه چندي قبل
تحت عنوان «فهرست مؤلفات و مصنفًّات رازي –
شماره 500 انتشارات دانشگاه»انتشار داده
ام، آثار كيمياوي رازي را بيست
و سه رساله و
كتاب متذكر گرديده ام. (شكل 3) اما كتابهاو رسالات كيمياوي رازي عبارتند از: |
صفحه آخر از همان مجله |
شكل قرع و النبيق. |
||||||
|
|
|||||||
شكل آثار و مستوقه (نقل از نسخه خطي كتاب عين الصنعه و عون الصنعه و عون الصنعه تأليف محمدبن عبدالملك الصالحي الخوارزمي الكائي). [11] |
|||||||
|
چنانكه آمد رازي اجسام فشرده را جسد
و مواد شيميائي را عقاقير ناميده است. از
آن گذشته تعدادي از املاح (= Sels)
از قبيل نمك اندراني (=كلرودو سديم= نمك
تركي در اصطلاح معمولي) و نمك خاكستر (=كربنات
دو پطاس غير خالص) و نمك هندي
[10] (= كالا به
زبان هندي) و مواد شيرين بمانند شكر طبر زد
(= تبرزد) و بوره زرگري ]سنگ
طبيعي بوراسيت (Boracite)
كه برات دوكاسيم است يا براكش[
و نمك قليا و زاجها (= زاگها= شَّب= Aluns)
و بوره نان (=بورق الخبر= بوره الخبَّازين)
و مرقشيشا (= ملح آهن و گوگرد يا ملح آهن و
گوگرد و نقره يا ملح آهن و گوگرد و مس
و
مغنيسيا آهن و گوگرد و نقره يا ملح آهن و
گوگرد و مس (Markasit)
و مغنيسيا (= سنگ آهن مغناطيسي) و توتيا (=
دوديا= Pompholyx)
و لاجورد (= الازرود يا سنگ آبي آسماني) و
طلق (= تلك= Mica)
و گچ و شادنه (شاذنج= اكسيددوفر= Oxyde
de Fer
= حجرالدم= سنگ خون Hematite)
و سورمه (= سُرمه= سولفور سرب= Sulfure
de Plomb
= الكحل) و محقونيا (عموماً سيليكات كالسيم
كه بزبان انگليسي Glass
Gall
گويند) و شك (به ضم شين) كه سم الفاروتراب
الهالك يا مرگ موش= اكسيددار سينك= AS03 وراتنج (= انگم درخت صنوبر كه
شيرازيها بدان زنگباري گويند= صمغ) و مراد
سنج (= مرادسنگ=
[12] مرداسنگ= مرده سنگ= اكسيد
دو پلمپ= PBO) وزنگار (= اكسيد مس CUH2O)
و سرنج (=اكسيد ملحي سرت= PB3O4)
و شنگرف (= زنجفر= Hgs
كه انواع و اقسام داشته) و بسياري از مواد
ديگر را نام برده است. اما افزارهائي كه
رازي براي گداختن فلزات و سنگها بكار
ميبرده است بدين قرار ميباشد: كوره، بوته، چمچه، قالب،دم (براي
دميدن)، بوته- بر بوته و بسياري از
افزارهاي ديگر. غير از افزارهاي بالا
افزارهائي داشته كه براي واكنشهاي
شيميائي و آماده ساختن مواد بكار ميبرده
تا بوسيله آنها اكسير را تهيه نمايد. رازي
عقيده داشته است اگر اكسير داروئي كه فلز
در آن گداخته و بخور در آن دهند به طلا و
نقره تبديل ميگردد و يا لااقل رنگ آن به
سفيدي و زردي گرايد و با افزارهائي انجام
ميداده كه بدين شرح است: قرع و انبيق و قدح
و شيشه گردن- دراز و پياله و سنگ سائيدن و
اجاق و دسته سنگي و كوره (تنور) و تابشران و
گوي (كره) و جعبه گلي (درج) و غير ذالك بوده
است. اما براي گداختن آهن رازي گويد: كه اين
كار مشكلترين كارهاست بعلت آنكه آهن هنگام
گداختن بمانند آب روان نميگردد، مگر
آنكه آنرا با داروي مخصوصي عمل آورند. بدين
شرح: 1ـ براده آهن بهر ميزان كه مورد لزوم
باشد، 2ـ زرنيخ سرخ و نرم يك چهارم آهن.
آنها را مخلوط نموده در كيسه ريخته
و دور آن با گل گرفته و در تنور گذارده، سپس
بيرون آورده به ميزان يك ششم وزن آن نطرون
(=بوره) ريخته و با روغن زيتون مخلوط نموده
و اين مخلوط را در بوته اي كه كف آن سوراخ
باشد بر روي بوته ديگر گذارده حرارت داده
تا آنچه كه مايع (آبگون) شود خارج گردد و
آنرا با نوشادر و زاج شامي كوبيده و روغن
زيتون مخلوط نموده و هر دفعه از مخلوط بالا
بدان اضافه شود تا سرعت ذوب و سفيدي آن
بيشتر گردد و بدين شكل اين عمل چند بار
تكرار شود تا مثل نقره به سهولت ذوب گردد. |