افشار، ايرج. "يادگاريهاي بقعة سيدشمس‌الدين درشهر يزد". دوره 8، ش94 (مرداد49): ص 18- 22 ، تصوير.

 

خلاصه:معرفي باني و سازندة اصلي كتيبه‌هاي گچ‌بري و خط حلبي، كاشيكاري معرق، محراب بنا.

يادگاريهاي بُقعة سيّد شمسُ الدّين در شهر يزد

ايرج افشار

يكي از بناهاي تاريخي بسيار مهم و زيبا و پريادگار شهر يزد باقيماندة يك مجموعه بناست كه در محلة چهار منار يزد قرار دارد و به صورت زيارتگاهي نيمه ويران گاه به گاه محل عبادت پيرزنان محله و به ندرت مورد بازديد علاقه مندان به آثار تاريخي و مسافران خارجي واقع مي‌شود. اين بنا، تاريخي دراز و قصه‌اي شنيدني دارد.

باني آن سيد شمس الدين فرزند سيد ركن الدين است. پدر، از سادات محترم شهر و باني مدرسه و دستگاه علمي و نجومي به جاي گذاشت كه شرح و تفصيل آن در كتاب مفصل وقفنامه به نام جامع الخيرات (چاپ تهران، 1341) مضبوط و حيرت آور علمي آن مي‌شكند و چون خود سيد ركن الدين را پس از وفات (سال 732) زير گنبد اصلي مدرسه دفن مي‌كنند در قرون بعد مدرسه به مزار تبديل ميشود. اكنون منحصراً زيارتگاهي است از زيارتگاههاي مشهور و محترم شهر يزد.

سيد ركن الدين در قضية قتل تاجري نصاري كه در يزد اتفاق مي‌افتد مورد غضب و اتهام سلطان يزد واقع مي‌شود و به زندان مي‌افتد. فرزندش سيد شمس الدين براي خلاصي پدر راه تبريز را پيش مي‌گيرد تا به دستور شاه پروانة آزادي پدر را اخذ كند.

سيد شمس الدين يكي از دختران خواجه رشيدالدين فضل الله طبيب همداني وزير مشهور عصر مغول را در عقد زوجيت خود در آورد و دستور آزادي پدر را نيز گرفت. اما در تبريز در گذشت. پس از وفات جسدش را به يزد فرستادند و زير گنبد مدرسه‌اي كه خود بنا كرده بود در خاك گذارده شد 1. سيد شمس الدين با تأسي پدر در محلة خارج از شهر آن روزگار يزد به ايجاد مدرسه و بازار و حمام و مسجد و خانقاهي پرداخت كه اكنون بناي اصلي و به اصطلاح قديم گنبد آن باقي مانده است و همانجاست كه مقبرة اوست.

اين بنا از حيث تزئينات يكي از شاهكارهاي هنر معماري يزدست و نقشة آن را سيد شمس الدين در تبريز طرح مي‌كند و به يزد مي‌فرستد و خود همين موضوع نكته‌اي است بديع در تاريخ معماري ايران كه نظير آن را در كتب ديگر نديده ام 2. بهر حال حكايت از آن دارد كه معماران ايراني طرح ساختمانها را بر روي كاغذ مي‌آورده اند و سپس بروي زمين رنگ مي‌ريخته اند و پي مي‌كنده اند.

تزئينات باقي مانده اين بنا عبارت است: كتيبة گچ بري به خط جلي بسيار زيبا در پيش درگاه ورودي، كاشيكاريهاي معرق در همين پيش درگاه، طرحها و گل اندازيها و رسمهاي هندسي و ترنجها و شمسه‌ها و حاشيه‌ها به رنگ و روغن در داخل صحن زير گنبد (كه متأسفانه موريانه 3 صدمه بسيار شديد به آنها وارد كرده است و به دشواري مي‌توان روزگاري اين آثار را مرمت كرد).

از تزئينات ديگر اين بنا دورة سنگ مرمر محراب آن  [18]  است كه زن سيد شمس الدين آن را در تبريز دستور فرمودند تا تراشيدند و به يزد فرستاد.

گچكاري بقعه شمسيه.

نقاشي بدنة بقعه شمسيه.

روي اين دورة سنگ آيات 17-20 سورة‌آل عمران را نقر كرده اند. بر روي قسمتهاي دست رس اين سنگهاي مرمر كه در دو طرف محراب است در طي قرون مقداري يادگار به خط اشخاص مختلف به مركب نوشته شده است كه خود آثاري با ارزش است و مؤسسات مسؤول بايد در نگاهباني آنها دلسوزي و مراقبت به كار برند و بنحوي كه به سنگ و يادگارها صدمه نزند آنها را محفوظ كنند كه بر اثر دست زدن اشخاص و مرور ايام محو نشود. البته مقداري هم از يادگارها به علت سائيدگي و كمرنگي ناخواناست و قابل خواندن نيست. متن يادگارهاي مهمتر را اينك درينجا نقل مي‌كنم:

در.  .   .   .   .  .   . بخش   [19]

.  .  .كن به احمد جامم 4 بخش

باري زشراب شوق يك جامم نيست

هر چند گناه كارم اي بار خداي

خطي قديم بر كنار محراب

يادگاري ديگر از خطوط بر ديوار محراب

خطوط يادگاري بر ديوار محراب

كتيبة مرمر محراب   [20]

يادگاري بر ديوار محراب.

طاقنماي داخلي با نقاشي

خط نورالدين كجوئيي   [21]

تحريراً في آخر ربيع الثاني لسنه ثمان عشر و ثمانمأئه به وقت آمدن از طريق فارس شيراز به عزيمت خراسان وطن خود محمد بن صفي الدين عمرالجامي.

لكاتبه

   از وصل خوشاكسي كه سرمست بود……..

هو. اين چند كلمه در روز عيد اضحي در خدمت حضرت رفعت پناه محمدرضا بيكاء سمناني قلمي گشت تحريراً في شهر ذي حجه الحرام سنه 1060، حرره نورالدين محمد كجوئي 5.

خيز در كاسه زر آب تربناك (كذا) انداز پيشتر زانكه شود كاسة سر خاك انداز عاقبت منزل ما وادي خاموشان است حاليا غلغله در كلند (كذا) افلاك انداز 6 از جرون 7 بطرف دارالعبادة يزد آمديم روزي با جماعه همراه بوديم يادگار نوشته شد حرره زين الدين (ظ) بن . . . الدين سمناني همراه احمدبن محمدبن شيرازي گيوه فروش تحريراً في سبع ستين ثمانمأئه. شايد اين دو بيت حافظ قديمترين صورت موجود از اشعار او بر ديوار باشد. پس يادگاري است بسيار ارزنده و شايستة توجه و نگاهباني.    [22]

 

”پاورقي‌ها”

براي تفصيل اين مطالب به تواريخ سه گانة يزد (تاريخ يزد تأليف جعفري، تاريخ جديد يزد تأليف كاتب و جامع مفيدي تأليف مفيدي مراجعه شود. هر سه را من به چاپ رسانيده ام.)

در تاريخ بيهقي هم در مورد طرز اجراي ساختمان اشاره اي شده بدين صورت: «و به نشابور شادياخ را درگاه و ميدان نبوده، هم او كشيده به خط خويش . . . » (ص 149، چاپ غني / فياض).

به موريانه در يزد «ترده» Tardeh مي‌گويند.

شيخ احمد جام ژنده پيل مرادست.

اين شخص از خوشنويسان نستعليق عصر خود در يزد بود و دو كتيبة او هنوز بر سر آب انبارهاي يزد باقي است. خط او در يكي از نسخ خطي كتابخانة ملي ملك (تهران) نيز موجود است و در جامع مفيدي ذكر احوالش را مي‌توان ديد.

دو بيت از حافظ است.

بندرعباس.