امام شوشتري،‌محمدعلي. "آيا هنرهاي زيبا دراسلام حرام است؟" دوره 8، ش 95 (شهريور49): ص16-18.

 

خلاصه:سخني درباره بت‌سازي و شكستن بتها و علت تحريم مجمسه سازي و تصويرگري در زمان محمد(ص) ومساله امروزي هنرهاي زيبا

آيا هنرهاي زيبا در اسلام حرام است؟

نوشته : س محمد علي امام شوشتري

در پيش درآمد گفتاري كه زير سرآغاز پادآواز هنر نقاشي ايران در روزگار اسلامي براي مجله باستان شناسي و هنر نوشته بودم و در شماره چهارم آن مجله چاپ گرديده است، اين جستار را به گفتگو نهاده‌ام كه هنرهاي زيباي نقاشي وتنديسه سازي در دين اسلام حرام نيست و سخناني كه قشريان در اين باره مي گويند پايه اي جز ناداني يا عوام فريبي ندارد.

نوشتن آن سخن و چاپ آن در مجله دوستاني را برانگيخت تا از من بخواهند در اين زمينه گسترده تر چيزي بنويسم تاراه به هر گونه كج انديشي وكج فهمي بسته شود.

در درآمد سخن بايد گفت: زماني كه آدميان هنوز به پايگاه دانش و فرهنگ بالا نيامده بودند، چون خود را در برابر نيروهاي طبيعت كه برخي از آن نيروها براي زندگي ايشان نيكي زا و برخي زيان آور بود ، ناتوان مي‌ديدند وبر از آن گونه نمودهاي متضاد گوناگون در پهنه ي اين جهان نمي توانستند پي برد و در زندگي انديشگي ناتوان وسرگردان مانده بودند ، بناچار بزور نيروي پندار كه در اين هنگام‌ها ميدان پهناوري پيدا ميكند وسخت خواهد تاخت ، چنين پنداشته اند كه برانگيزنده هر يك از آن نمودها يك گروه موجود نيكخواه يا بدخواه نهانيست كه همواره چشم به آدميان دوخته اند. گروه موجودهاي نيكخواه بياري ونيكي انديشان برمي‌خيزند و به وارونه آنها گروه نيروهاي بدخواه همواره در پي فرصتي اند تابه آدميان گزند رسانند وزندگي ايشان را تباه سازند.

در برابر چنين پندارهائي كه آدميان از جهان وزندگي در مغز پرورده بودند ، پياپي براي دوراندن موجودهاي بدخواه يا دسته ابليسان وايمن ساختن خود از آسيب وگزند ايشان ونيز بدست آوردن هر چه بيشتر مهرباني نيكخواهان ، راههائي از پيش خود ساخته بودند كه همان راهها نخستين پايه بيشتر آئين هاي كهن بت پرستي در جهان است.

از جمله آن آئين ها اين بوده كه براي موجودهاي نيكخواه وبدخواه نگاره ها وتنديسه ها بر پايه پنداري كه از اينگونه موجودها در مغز خود آفريده بودند ، ساخته ودر بتخانه ها نهاده وبراي هر كدام وردها ونيايشها آماده كرده وپرداخته بودند كه در روزهائي از سال وماه بانجام آن آئين ها وخواندن آن دعاها ميپرداخته اند.

چون اينگونه پندارها مايه گرفتاري آدميان وبازماندن ايشان از زندگي وپيشرفت بود ، بويژه دكانداراني كه شماره ايشان در زمانهاي تاريك باستاني ، خيلي افزون تر از امروز بوده است ، از اين پندارها بسود خود بهره برداري ميكرده آدميان را هر چه بيشتر در ترس وبيم   [16]   مي افكنده و از زندگي باز ميداشته اند ، از اينرو پيغمبران بزرگ راستين مانند شت زردشت وپيغمبر بزرگوار اسلام به نبرد با اين پندارها برخاسته اند تا آدميان را از بار سنگين آنها آزاد سازند.

شت زردشت با تنديسه سازي از خدا وفرشتگان به نبرد برخاسته بود واردشير بابكان كه به نوسازي دين آن پاك مرد برخاسته بوده ، از بتهاي مهريان و بودائيان بسيار شكسته است.

همچنين پيغمبر بزرگوار اسلام كه دين او برپايه يگانه پرستي وبت شكني پي ريزي شده است يگانه پرستي را به گونه اي بمردم شناسانيده كه آدميان جز از خداي يگانه از چيز ديگري نترسند وهيچكس را در راه بردن جهان، جز ذات بي همتاي او مؤثر ندانند.اسلام همه نامهائي را كه در كيشها براي موجودهاي نهاني ساخته وپرداخته بودند پوچ و بي اثر وبي چاره وناتوان خوانده است.1

در دين اسلام يگانه پرستي دوپايگاه بسيار بالا دارد : نخستين آن دوپايگاه آفرينش (الوهيت) است بدينگونه كه جهان را وهرچه در اوست خدا آفريده ودر آفرينش آن هيچ نيروي ديگري دست نداشته است. از اينرو تنها اوست كه شايسته ستايش ونيايش است.

در اين پايگاه بسياري از پيروان كيشهاي كهن نيز همداستان بوده اند زيرا هيچ سفيهي هر چه نادان هم بود نمي توانست باور كند تنديسه بيجان چوبي يا سنگي يا فلزي كه خود بدست خود ساخته وذره ناچيزي از اين جهان پرشكوه است اوخودش واين جهان را باهمه شكوه و زيبائي آفريده است2.

پايگاه دوم يگانه پرستي كه بسيار بالاتر از پايگاه يكم است ولغزشگاه بزرگ آدميان نيز در آن است ومايه دست دجالان دكاندار نيز همان بوده ، پايگاه راهبري جهان يا بگفته اهل كلام «ربوبيت» است.

پيغمبر بزرگ اسلام در اين پايگاه چنين فرموده كه هيچكس وهيچ نيروئي در راه بردن اين جهان جز خداي يگانه دستي ندارد واين تنديسه ها ونقشها ونگاره ها كه ميان بتخانه ها ودرجاهاي عمومي نهاده اند وبنام ميانجي ميان خود وخدا آنها را مي ستايند ، بيچاره اند و همه آنها وكسانيكه آنها را ميپرستيدند سوخت دوزخند_3.

از اينجا بود كه آن بزرگوار براي آنكه مردم ار از زير بار اينگونه پندارهاي زيان آورآزاد كند وبايشان نشان دهد كه تنديسه ها ونگاره ها هيچ اثري در زندگي مردم ندارد حتي به دوركردن خطر از خود نيز توانا نيست ، فرمان داد در همه جا آنها را بشكنند و از پايگاه خدائي وپرستش فرواندازند تامردم از پرستش آنها وشر متوليان آنها آزاد ودر زندگي سبكبار شوند.

اسلام با اينگونه تنديسه ها ونگاره ها نبرد كرده وبا هر تنديسه ونگاره ونقش دشمني نداشته است. اسلام با تنديسه ها ونگاره ها ونقشهائي كه ابزار شرك ودوگانه پرستي بوده دشمني نشان داده ، تنديسه هائي كه بنام نمودي از خدا و تجسمي از فرشتگان او ميساختند ودر پرستشگاهها مينهادند وآدميان را واميداشتند براي خشنود ساختن آنها چاكرانه در روبروي آن بتان بيجان زانو زنند و با ناله وزاري و ورد خواني مهرايشان را بسوي خود كشند يا آزار پنداري آنها را از زندگي خود بزدايند. چون همه اينها جز مايه گمراهي وسنگيني بار زندگي آدميان نبود، پيغمبر اسلام همه را برانداخته است وآدميان را از نيايش كردن در برابر آنها و ترسيدن ازآنها باز داشته .

پس هيچگاه پيغمبر بزرگوار اسلام تنديسه سازي ونگاره گري ونقاشي را بطور مطلق منع نكرده و حرام نشمرده است.ساختن تنديسه از خدا و دربرابر آن به نيايش پرداختن در   [17]   اسلام حرام است وزشتي اين كار بر هيچ خردمندي پوشيده نيست.

پس از اين ديباچه كه در حقيقت دليل خردمندانه مطلبي بود كه گفتم ونوشتن آن براي روشن ساختن راه گفتگو بايسته بود اجازه دهيد اكنون دليل شرعي سخني را كه گفتم بازگويم وروشن سازم.

در علم اصول فقه قاعده اي هست كه آن را در چند عبارت گفته اند از جمله:

« هر حكم شرعي كه برعلتي پي نهاده شده هميشه در بودن ونبودن تابع علت خود مي باشد»4.

گاهي اين اصل را باين عبارت نيز گفته اند.

«حكم شرعي بر علت خود مبتني است وپايان علت پايان آنست »5.

معني اين قانون كلي چنين است كه تاعلت هر حكم وجود دارد آن حكم بايد روان گردد و چون علت از ميان رفت ديگر آن حكم روان نيست.

ساده ترين مثال براي نشان دادن اين معني آنست هر نوشاكي تا مستي آور است حرام است واگر حالت مستي آوري كه علت حكم است از آن زدوده شد همين نوشاك ديگر حرام نيست.

شما در مثل قرابه اي پر از شراب خلار داريد. چون شراب مستي آور (مسكر) هست قرابه نجس ونوشيدن آن حرام است. اما اگر مايه سر كه بآن زدند ومحتوي همان قرابه بدل به سركه شد وديگر مستي آور نبود چون علت حرمت از ميان رفته است ديگر همان شيشه نه نجس است ونه حرام.

همين اصل درباره تنديسه سازي ونقاشي ونگاره گري فرمانرواست اگر بخواهند تنديسه اي از خدا بسازند كه در برابر آن نيايش كنند بيگمان كارايشان خطا و از ديد اسلام حرام است زيرا ابزار شرك را فراهم كرده اند واين كار با پايه توحيد به ويژه در ربوبيت سخت ناسازگار است.

ولي ساختن تنديسه براي آراستن شهرها يا يادبود وبزرگداشت مردان نامي ، مرداني كه بجامعه خدمتي كرده اند ، ونيز هر گونه نقاشي (جز كشيدن چهره خدا وفرشتگان براي نيايش يا قديسان و پيغمبران براي نيايش ) بهيچ روي حرام نيست و هر كس چنين سخني گويد يا رياكار است ويا عوام فريب ويا نادان ناآگاه از اسلام وقانونهاي بنيادي اين دين مبين.

بنابراين هنرمندان ما بدانند كه در كار آنها هيچگونه ناسازگاري با دين واخلاق وجود ندارد و با دل گرم بكار خويش پردازند وبكوشند نمونه هاي ارزنده هنري هر چه بيشتر از قريحه خود پديد آورند.    [18]

پاورقي:

1- تلك اسماء سيتموها انتم وابا كم ما انزل الله بهامن سلطان

2- ولان سئلتهم من خلق السموات والارض ليفولن الله .

3- هأولاء شفعا ء ناعندالله . قل اتتم ومثعفائك حطب جهنم.

4- ان حكم الشرعي المبني علي عله يد ورمع علته وجودا وعدما.

5- ان حكم الشرعي مبني علي علته فبا نتهاءها ينتهي.