|
|
||
فروغ، مهدي. "ايران و درام نويسان بزرگ جهان، موضوعها و مضمونهاي ادبي و تاريخي ايران درآثار نمايشنامه نويسان معروف جهان". دوره7-9، ش95 (شهريور49): ص2-5، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: درباره نمايش "تيمورلنگ كبير" و شخصيتهاي نمايشنامه مزبور، (زيرنويس مقاله قابل ملاحظه است). |
|
|
ايران ودرام نويسان بزرگ جهان
(16)
دكتر مهدي فروغ رئيس
دانشكده هنرهاي دراماتيك موضوعها ومضمونها ادبي وتاريخي ايران
در آثار نمايشنامه نويسان معروف جهان
« مارلو» نمايشنامه تيمورلنگ را دردوقسمت، وهر قسمت
را درپنج پرده تنظيم كرده است. عنوان قسمت اول باين مضمون است: « تيمور لنگ
كبير كه درنتيجه فتوحات نادر وعجيب، ازپايه يك چوپان تاتاري به مقام سلطاني
مقتدر وتوانا رسيد
»
1 وعنوان قسمت دوم اين است: « پيروزيهاي خونين
تيمورلنگ نيرومند
»
2
. چنانكه درفصل مربوط به نمايشنامه
كابوجيه توضيح داده شد دردوره اليزابت،
درنتيجه نفوذ وتأثير نوشته هاي «پلوت» و«سنگ»3
،نمايشنامه هايي به شيوه تراژدي وكمدي نوشته مي شد كه به آن
عنوان «تراژدي كمدي»
4 دادند ومحصول منحصر ذوق نويسندگان اين عهد است. نوع مهم ديگري
هم بنام نمايشنامه تاريخي
5 بتدريج در اين دوره رواج يافت. «مارلو» در نوشتن نمايشنامه
تاريخي آبروواعتبار فراواني كسب كرد وهنگامي كه در 29 سالگي جهان را بدرود
گفت دراوج شهرت بود درصورتيكه شكسپير، رقيب همسن وسالش را ، عده بسيار
معدودي مي شناختند. «مارلو» چهار نمايشنامه نوشته
6 كه قهرمان داستان
درهريك از آنها، بشيوه وكيفيت خاصي ، جاه
طلبي را
[2] بحد نهايت ميرساند. بعبارت ديگر
درسه نمايشنامه تيمورلنگ ، ودكتر فاستوس،
ويهودي جزيره مالت، موضوع داستان برغرورو
جاه طلبي ياعجب وخودبيني مفرط بناشده است.
درنمايشنامه تيمورلنگ «مارلو» بنابه راه
ورسم معمول درام نويسي زمان، ستمگري
وشقاوت اين تاتار خون آشام را، همانطور كه
يك وقايع نگار شرح مي دهد، درروي صحنه براي
مانقل ميكند. البته قدرت كلام ،
درنمايشنامه هاي «مارلو» براصول فني درام
نويسي رجحان دارد، بعبارت ديگر «مارلو»
زيبايي آهنگ كلام را برمعناي آن ترجيح
داده است. في المثل تيمور در اعمال ورفتار
وحشيانه اش نه با مخالفتي برخورد ميكند
ونه به سزاي كارهاي ناپسند وخلاف انساني
خود ميرسد. خواري
وخفتي كه بمردم مقهور ومغلوب شهرها
وروستاها رواميدارد، وقتل نفسهاي جمعي
مكرري كه انجام ميدهد همه بدون تنبيه
ومجازات مي ماند. درحقيقت دراين نمايشنامه
تيمور سرنوشت وقضاي آسماني را مقهور خويش
ساخته است. «مارلو» از روي قصد خواسته است جبار
خون آشامي را به اوج قدرت وتوانايي برساند به تعبيرديگر ، اعمال پست ورفتار
غير انساني يك قهرمان راتجليل كند. بنابه
عقيده پيروان مسيح عامل اينگونه شقاوت ها
بايستي مسلما“ به عقوبت اعمال زشت
خودبرسد و از آنجا كه «مارلو» به خدا
اعتقاد نداشت ، ميخواست اين عقايد ديني را
سخيف معرفي كند. باين وسيله ميخواست ثابت
كند كه ازخون بي گناهان جوي خون جاري
ساختن، موجب كسب چنان تشخص وافتخاري مي
شود كه تحصيل آن، باخلوص نيت وتقوا اصلا“
امكان ندارد وفقط مرگ طبيعي است كه به كار
اين گونه قهرمانان پايان مي دهد. باين
ترتيب «مارلو» قراردادهايي راكه بنابه
اصول اخلاقي درتراژدي معمول ومورد قبول
بود تخطئه كرد. ولي همانطور كه قبلا“ هم
اشاره كرديم اين نمايشنامه ونمايشنامه
هاي ديگر «مارلو» با چنان فصاحت وبلاغتي
سروده شده كه درنتيجه آن نام مصنف در رديف
عاليمقامترين سخن سرايان دوره اليزابت
ثبت گرديده است. «مارلو» درنمايشنامه تيمور لنگ خواسته
است از جاه طلبي وعلاقه به كسب شهرت
وكشورگشايي تجليل كند. چوپان زاده جواني
را بوسيله ظلم وستم باوج قدرت ميرساند. اين
قبيل داستانها كاملا“ باب طبع مردم دوره
اليزابت بود. در اين نمايشنامه اين چوپان
زاده خونخوار پادشاهان وسران كشورها را
دراثر ظلم وشكنجه مجبور به خودكشي مي كند
تاخود جاي ايشان را بگيرد. درنمايشنامه
دكتر «فاستوس» همان جاه طلبي مطرح است ولي
بصورتي ديگر. در اينجا قهرمانان داستان
درمقابل اراده خداوند طغيان ميكند. دكتر «فاستوس»
بخلاف تيمور درصدد كسب قدرت وشهرت مادي
نيست بلكه شور وشهوت فراواني به كسب علم
ودانش دارد. نه فلسفه علاقه اورا به دانش
ارضا مي كند ونه علوم مادي ونه علوم الهي.
از اين رو روح خودرا به مدت 24 سال به شيطان
ميفروشد تا دراين مدت كوتاه ، درهاي همه
مجهولات جهان به قوه جادو به روي اوگشاده
شود. ولي دكتر «فاستوس» دركار خودشكست مي
خورد زيرا شيطان فقط اين امكان را به اومي
دهد كه از لذائذ صوري مادي بهره مند گردد.
نه علم يقين جاوداني باومي بخشد ونه فرصت
كامل ودائمي براي ارضاي تمايلات واحساسات. نمايشنامه «يهودي جزيره مالت» نشان دهنده علاقه بي پايان يك مرد يهودي بنام
«باراباس» 7
، از اهالي جزيره مالت ، درجمع كردن مال
است. اين نمايشنامه در دوره اليزابت بقدري
مورد توجه واقع شد كه در سال 1592 سي وشش
مرتبه بروي صحنه آمد. بحث درباره دكتر «فاستوس» ويهودي جزيره مالت را بموقع ديگر موكول مي كنيم ولي
تذكر اين نكته را دراينجا لازم ميدانيم كه اين سه نمايشنامه كه بنابه شيوه
متداول آن زمان برشرح احوال قهرمان تنظيم شده بزرگترين آثار تراژدي پيش
ازظهور شكسپير محسوب مي شود. نمايشنامه تيمور لنگ ، قسمت اول، درحدود سي
شخص بازي دارد كه به استثناي چهار نفر از ايشان : تيمور لنگ، واوزون حسن 8 ، وخسرو
9 ، وبايزيد10 ، نام همه آنها براي اين نويسنده
[3] نامأنوي ونامعلوم است. تا اين درجه ميدانيم كه «مارلو»
شرح احوال تيمور را از يك مأخذ اسپانيايي بنام «سيلوا دووريالكيون »
11 بقلم «پدرو
مكزيا»12 گرفته است. اين كتاب در سالهاي بين 1571 و 1576 توسط شخصي بنام «تماس فورتس كيو»13 تحت عنوان «فورست»14 بمعني جنگل ، ترجمه شده بود. ازكتاب ديگري بنام « زندگي تيمور لنگ ،
امپراتور عاليمقام تاتار» 15
نوشته «پتروس پرودينوس »
16 كه درسال 1553 تصنيف شده ، وهمچنين منابع
ديگري از اين قبيل نيز استفاده فراوان
برده است. نظر باينكه اين دوكتاب دراختيار اين
نويسنده نيست مطالعه درباره نام اشخاص
بازي در اين نمايشنامه ومقابله آن با
اسناد تاريخ فعلا“ ميسر نيست. ونيز نمي
توان گفت كه «مارلو» درتنظيم داستان چقدر
از اين مآخذ استفاده كرده وچقدر از تتبعات
خود بر آن افزوده است. اكنون بيمورد نيست كه دراينجا خصوصيات
احوال اشخاص بازي را آنطوركه «مارلو»
درنمايشنامه تيمور لنگ معرفي كرده است
بيان كنيم.: تيمورلنگ ، جهانگشايي سفاك ، تشنه جاه
ومقام، نشانه خشم الهي ، مردي خطرناك براي
جهان وجهانيان ، كسي كه به آتش قهرش سلطنت
ها بباد مير ود، با اينكه ازچوپان زادگان
است رفتاري شاهانه دارد. نيروي تقدير را به
زنجير اراده آهنين كشيده وچرخ قضارابدست
تواناي خود آنطور كه خواسته به گردش در
آورده است. ازهمراهان تيمور يكي اوزون حسن است كه بعدا“ از طرف تيمور به پادشاهي مراكش
منسوب مي شود. يكي ديگر از همراهان تيمور «ته چه ليز»
17 نام دارد كه وي نيز با پادشاهي
فاس 18 برگزيده ميشود. يكي ديگر از همراهان تيمور كه نامش به نامهاي يوناني شبيه
است، «تريداماس»
19 سپهسالار سپاه تاتار ويكي
از اركان عمده كشور وبنابر آنچه «مارلو»
نقل ميكند تنها مايه اميد ايرانيان است.
اين شخص برتيمور طغيان مي كند وبعدا“
پادشاه الجزاير20 ميشود. ديگر از اشخاص بازي « زنوكريت»
21 دختر
بسيار زيباي سلطان مصر است كه چشمانش چون
ستاره هاي آسمان مي درخشد، آهنگ كلامش چون
نواي موسيقي دراعماق دل آدمي نفوذ مي كند.
اين دختر پس ازشكست خوردن مصريان همسر
ومحبوبه تيمور مي شود وتنها كسي است كه
ميتواند دردل مرد سفاك راه يابد. غنج ودلال
اين مهپاره به حديست كه خشم ژوپيتر را هم
فرومينشاند. «زنو كريت» نديم ونديمه هايي نيز دارد كه
از ذكر نامشان خودداري ميشود. «ماي ستيز»
22 پادشاه ضعيف الاراده ايران
درآن هنگام معرفي ميشود. خسرو، برادر آشوبگر وعصيان زده پادشاه
ايران اشت كه بعداّ امپراتور مشرق زمين،
وفرمانرواي آسيا وايران ميشود ودر ضمن بر
اراضي ماد وارمنستان نيز حكومت دارد وسلطه
او
[4] بر سرزمينهاي افريقا وآلباني23 وبين
النهرين وخراسان ومشرق هندوستان وجزاير
تازه كشف شده هم مسلم است، وقلمرو نفوذش به
حدود اراضي وسيع واقع در مغرب درياي سياه
وبحر خزر ميرسد. ديگر از اشخاص مهم بازي بايزيد ، امپراتور
تركيه است. پادشاه قهاري كه مردم افريقا
واروپا وآسيا از هيبتش هراسناكند. فاتح
عظيم الشأن اراضي يونان ودرياي اژه وسواحل
درياي سياه است، وعاليمقامترين امپراتور
جهان محسوب ميشود. نام اولرزه بجان مردم مي
اندازند وهيچكس راتاب ديدن قيافه رعب
انگيز وي نيست. زبينا 24 ملكه امپراتور تركيه است
درپانزده ايالت ، ومادرسه شيربچه كه رشادت
ايشان از هركول بيشتر است واگر به سن
پدرشان برسند برجهارا ، با مشتهاي مردانه
چون خمير نرم ميكنند. امپراتور تركيه
وملكه اش مرگ را برننگ از دست دادن شرافت
وحيثيت ترجيح ميدهند. ديگر اشخاص مهم بازي در اين نمايشنامه
پادشاه مصر، پدر «زنوكريت» است كه اونيز
از مردان دلاور واز مخالفان تيمورلنگ است. صرف نظر از اين اشخاص كه برشمرديم پادشاه
فاس وپادشاه مراكش وپادشاه الجزايره،
وسلطان عربستان ، وحاكم دمشق ، وچهارزن با
كره اهالي اين شهر ، وتعداد زيادي نديم
ومشاور ومصاحب وپيك و مستحفظ وامير وپاشا
و غيره در اين نمايشنامه وجود دارد. صحنه وقايع مناطق غربي آسيا واراضي
خاورميانه، وتاريخ وقايع سده پانزدهم
ميلادي است. |
|
|
اكنون لازم است چند كلمه هم درباره بازي اين نمايشنامه درروي صحنه بيان كنيم
: هنرپيشه انگليسي «ادوارد الن»
25 نخستين
كسي بوده كه درسال 1587 بازي تيمور را در
نمايشنامه تيمور لنگ به عهده داشته وبطرزي
كه شايسته ومناسب با مقتضيات زمان بوده
آنرا به نيكوترين روي بازي كرده است. در
موقع برگزار كردن اين نمايشنامه در سال 1587
مارلو 23 سال وآلن بيست ويك سال داشت.
همكاري اين دواعجوبه زمان ، يكي بصورت
شاعر ودرام نويس وديگري بعنوان هنرپيشه
وكارگردان ، پايه هاي دوران درخشان تئاتر
انگليسي را استوار ساخت. قسمت دوم نمايشنامه امير تيمور را «مارلو» موقعي نوشت كه 24 سال داشت
وباهمكاري «آلن» بروي صحنه آمد. همكاري اين دونفر مقدمه اي بود براي همكاري
شكسپير و «ريچارد بريج»
26
. همانطور كه «مارلو» نقش هاي عمده
نمايشنامه هاي خودرابراي «آلن» مينوشت
شكسپير هم نقشهاي معروف نمايشنامه هاي خود
را متناسب با خصوصيات احوال «ريچارد بربج»
كه وي نيز از هنرپيشگان معروف زمان خود
وپيرو «آلن» بوده است مي نوشت. |
|
||
|
ريچارد برن |
ادوارد آلن |
|
«آلن»
جسما” و روحا“ هنرپيشه بود و بسرعت در اين
فن شهرت واعتبار يافت. موقعي كه بيست و
دوساله بود درقسمت دوم اين نمايشنامه نقش
تيمور را بازي كرد و از آن پس تمام نقشهاي
عمده نمايشنامه هاي «مارلو» را وي عهده
دار بوده است. در بيست وسه سالگي نقش «دكتر
فاستوس» ودر بيست وچهار سالگي نقش «يهودي
جزيره مالت » را بازي كرد. «بربج» نيز كه
هنرپيشه معروف دوران اليزابت بوده است ،
كمي بعد، نخستين مرتبه نقشهاي هملت واتللو
شاه لير و ريشار سوم را بعهده داشته است. «آلن»
دربيست و شش سالگي ازدواج كرد ودر سي ويك
سالگي بقدر كافي ثروت و مكنت داشت كه از
كار كناره گيري كندوباپول سرشاري كه داشت
به ساختن تماشاخانه همت گماشت. آلن چهل وهشت ساله بود كه مدرسه علي داليچ Dulwich
را بمبلغ ده هزار ليره كه (معادل 100000 يا 110000
ليره امروزي ميشود) بناكرد و با اعتباري به
مبلغ 1700 ليره در سال شخصا“ آنرا اداره
ميكرد. پاورقي:
1-
Tamburlaine the Great who ,from a Scythian Shephered ,by his rare and
wonderful conquests , became a most puissant and mighty monarch.
2-
The bloody conquests of mighty Tamberlaine.
3
–
چنانكه مكرر اشاره شده اكثر قريب به اتفاق
نمايشنامه نويسان انگليسي دردوران
اليزابت از فارغ التحصيلان دانشگاههاي
كمبيريج واكسفورد بودند وقرائت متن
نمايشنامه هاي «پلوت» و«سنگ» ،وبحث
وتحقيق درباره آن، تنها دردودانشگاه
مذكور، بلكه در دبيرستان ها هم به قسمت
عمده برنامه كار محصل را تشكيل ميداده است.
4-
Tragi Comedy
نمايشنامه اي كه بصورت تراژدي شروع شود
وبه صورت كمدي پايان پذيرد . بهترين نمونه
آن نمايشنامه تاجر ونيزي بقلم شكسپير است. 5- نمايشنامه هايي كه
شكسپير پيش از سال 1593 يعني سال مرگ «مارلو»
نوشته بود هنوز براي عامله بازي نشده
وتوجه مردم را جلب نكرده بود.
6- چهارنمايشنامه معروف «مارلو» بترتيب
عبارتست از تيمورلنگ ، يهودي جزيره مالت،
ودكتر فاستوس، كه مرحوم دكتر لطفعلي
صورتگر آنرا بفارسي ترجمه كرده است،
ونمايشنامه تاريخي ادوارد دوم. اين
نمايشنامه ها همه مورد قبول وتشويق عامه
مردم معاصر«مارلو» واقع شده بود وشكسپير
درنوشتن نمايشنامه هاي تاجرونيزي وريشار
سوم وريشار دوم بطور آشكار سعي كرده است
راه ورسم «مارلو» رابكاربندد بطوري كه مي
توان گفت شكسپير دراول كار نمايشنامه
نويسي ، درتراژدي ونمايشنامه تاريخي،
شاگرد «مارلو» بوده است. «مارلو» يك
نمايشنامه ديگر بنام قتل عام پاريس The Massacre of Paris
نيز دارد كه به احتمال قوي درسال 1950 نوشته
است ولي اثر قابل توجهي نيست. يك نمايشنامه
ناتمام هم باو منسوب است بنام ديدويا ملكه
كارتاژ ».
7- Barabas. 8 - Usuncasane 9- Cosroe. 10- Bajazet. 11- Silva de Varia
12-
Pedro Mexia.
13-
Thomas Fortescue.
14-
The Forest.
15-
Magni Tamerlanis Imperatoris Vita.
16-
Petrus Perodius.
17-
Techelles
آيا ميتوان احتمال داد كه اين كلمه صورت
تحريف شده تاجلو يا تكلوست؟ 18-
Fez يكي از شهرهاي فعلي مراكش.
19-
Theridamas.
20-
Argier (Algier).
21-
Zenocrate.
22-
Mycetes احتمال داده ميشود كه اين كلمه، صورت
تحريف شده منصور يا مبارزالدين از
فرمانروايان آل مظفر باشد.
23-
Albania سرزميني در مشرق منطقه قفقاز ودر مغرب بحر
خزر كه قسمتي از اراضي شمال شرقي
آذربايجان فعلي واراضي جنوبي داغستان را
شامل ميشده است. اين نام امروزه به كشور
مستقلي اطلاق ميشود كه در مغرب جزيره
بالكان،بين يوگوسلاوي ويونان ودر ساحل
درياي آدرياتيك قرار دارد.
24-
Zebina.
(
1566-1622)25- Edward Alleyn
26- Richard Burrbage. |