|
|
||
فيوضات، جاويد. "دانستنيهاي علمي و عملي براي محافظت آثار هنري". دوره 5-9، ش 96و97 (مهروآبان): ص56-59، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه: "نگهداري ابنيه" ـ "ورني" تهيه آن و ورنيهاي روغني ـ "ورني تاول زده" ـ "هماتيت" نوعي سنگ معدن ـ "يشم سبز". |
|
|
فرهنگ و دانستنيهاي علمي و عملي براي
نگاهداري و ترميم آثار هنري
دكتر جاويد
فيوضات آخرين قسمت از نوشتههاي
دوست درگذشته ما دكتر فيوضات وقتي به چاپ
ميرسد كه ديري است آتش زندگي او بخاموشي
گراييده است و اين فرصتي ديگر است تا خاطره
همكاري ارزنده او را گرامي بداريم و
برروانش درود بفرستيم.
نگهداري
ابنيه-(consernation des Constructions Conservation of buildings) مطالبي كه در اين چند سطر دربارة
مبحث مزبور بيان ميشود كاملاً جنبة
ابتدايي و كلي دارند-البته مطالب و نكات
علمي مربوط به نگاهداري ابنيه بسيار زياد
و مفصل است كه گنجانيدن و بيان تمام آنها
در اين مختصر امكان پذير نيست. نگاهداري و
محافظت ابنيه باستاني مستلزم داشتن
اطلاعات مخصوصي است كه شايد تعدادي از
مهندسان و معماراني كه حرفهشان نظارت و
ساختن ابنيه و ساختمانهاي مدرن امروزي است
نيز چندان با آنها آشنايي نداشته باشند-بهرحال
در مورد اين قبيل ابنيه كه جنبه باستاني و
تاريخي دارد لازم است قبل از اقدام به
هركاري با مهندس ذي صلاحيتي مشورت شود. در
غير اينصورت بسيار احتمال دارد كه ضمن
كارهاي غير منطقي انجام شده بعضيشان
غيرقابل جبران باشند. لكن بايد در نظر داشت كه اگر مرمت و
محافظت ابنيه باستاني كاري است در صلاحيت
كارشناسان آزموده و با تجربه برعكس تشخيص
علائم خرابي عمل چندان دشواري نيست و
افراد معمولي نيز با كمي دقت ميتوانند
اين علائم را تا حدود زيادي مشخص و تعيين
نمايند. از جمله اين علائم ميتوان ظهور
شكافها را در ديوار يا نقاط مختلف ساختمان
و همچنين علائم خرابي و عدم مقاومت را در
پي و آجر و ساير مصالح ساختماني و حتي آثار
خرابي ناشي از تكثير و فعاليت بعضي قارچها
را كه در زبان انگليسي بدانها بطور عموم(dry-rot)
ميگويند در ملاطها و آثار موريانه و به
عبارت بهتر كرم چوب را در تيرهاي سقف يا در
و پنجره ساختمان به آساني تشخيص داد و اگر
در ساختمان بنا فلز استفاده شده باشد
تعيين پوسيدگي و فرسودگي فلزات نيز كار
چندان دشواري نيست. بزبان بسيار ساده ابنيه را از نظر فن معماري ميتوان بدو قسمت
طبقهبندي كرد: نخست آنهايي كه وزن و سنگيني طبقات بالايي و سقفشان را
مستقيماً ديوارها يا ستونهاي عمودي تحمل ميكنند و از نقطه
نظر مكانيكي امتداد و جهت اين قوا عمودي و
رو به پايين ميباشد. اين قبيل ساختمانها
را معماران انگليسي زبان(Post-and-Lintel
type)
مينامند و از اين نقطهنظر تفاوتي ميان
اكثر مقابر يونان قديم و يك خانه مسكوني
امروزي نيست. طبقه دوم آنهايي هستند كه در
ساختمان آنها طاق(Arcn)
وجود دارد كه در اين صورت تعيين و جهت قواي
ناشي از وزن و سنگيني طبقات فوقاني چندان
آسان نيست و اكثراً تشخيص دقيق آن امري
پيچيده و دشوار است. البته ساختمانها و بناهايي هم ديده
ميشوند كه تركيبي از دو نوع نامبرده بالا
ميباشند مثلا در يك ساختمان آجري معمولي
ممكن است پنجرهها و يا درها را در درگاهيها
نصب كرده باشند كه قسمت فوقاني آنها قوس
دارد و قوا و نيروهاي مايلي بديوارهاي دو
طرف پنجره يا در وارد ميكند، گرچه
معمولاً ميزان اين قبيل نيروهاي وارده بيش
از حد تحمل و به اصطلاح طاقت ديوار نيست
لكن اگر مشاهده شكاف و ترك خوردگي در طرفين
قوسها و طاقهاي بناهاي قديمي نمايان شوند
بايد بلافاصله از مهندس يا معمار واردي
نظريه بخواهند تا هرچه زودتر به تعمير و
مرمت ساختمان اقدام شود. در ساختمانهاي امروزي و بدون
مسكوني اكثراً قوسها و طاقهايي كه تعبيه
ميشوند جنبه تزييني دارند و فشار چنداني
برآنها وارد نميشود و غالباً بكمك قطعات
بتوني يا اتصالات فلزي تقويت و مستحكم شدهاند. پيدا شدن شكافي در پي يا قسمتي از
ديوار دليلي است براينكه
[56] ناحيهاي از
بنا از جاي خود حركت كرده و يا درحال حركت و
تكان خوردن ميباشد-اين قبيل حركات هرقدر
هم آهسته انجام گيرد احتمال دارد به تمام
قسمتهاي ساختمان گسترش پيدا يابد-در مورد
ابنيه بسيار قديمي بوجود آمدن شكافها
مربوط به سالهاي زيادي است كه از عمر بنا
ميگذرد و در اثر مرور زمان از مقاومت
مصالح بكار رفته بتدريج كاسته شده و به
عبارت ديگر روز به روز ضعيفتر ميگردند.
لكن اگر براي مدت زمان نسبتاً طولاني هواي
خشك و غير معمولي در منطقهاي بوجود آيد،
خشكي هوا سبب ميشود كه خاكهاي رسي ابنيه
مخصوصاً ساختمانهاي تازه در اثر خشكيدن
چروك برداشته و سبب حركت قسمتي از بنا بشود-همچنين
باز شدن چاكهاي غير مترقبه با فروكش كردن
زمين زير يا اطراف بنا در اثر نفوذ آبهاي
مجاور نيز سبب پيدايش اين قبيل حركات ميشود
كه منجر به شكاف برداشتن بنا ميشود. حفر كردن و كندن گودالهاي عميق در
نزديكي پي ابنيه نيز عامل مهمي در بروز اين
قبيل خسارات بشمار ميآيند. مگر اينكه
ديوارهاي گودالهاي حفر شده بوسيله الوار و
وسايل ديگر مثل ديوارهاي معادن مستحكم
شوند. اگر عرض شكافهاي ايجاد شده در قسمتهاي
پايين ديوار يا ساختمان بيشتر از عرض شكاف
در نواحي فوقاني باشد دليلي است بر اينكه
پي بنا از جاي خود حركت كرده و تكان خورده
است و اگر عكس اين پديده مشاهده شود دليلي
است براينكه فشار زيادي به علل مختلفي
برديوارها وارد ميشود مثلاً بعلت شكست
برداشتن تيرهاي سقف و نظائر آن-در هر حال
در تمام اين موارد بايد شخص وارد و مجربي
بنا را بازديد كرده و در هر ماه چندين دفعه
عرض شكافهاي توليد شده را بدقت اندازهگيري
نمايد تا بتواند بادامه يا توقف حركت
نواحي آسيب ديده پي ببرد. اگر حركت ديواري نسبتاً سريع باشد
يا از حالت عمودي و شاقولي آن بتدريج كاسته
شود-لازم است كه بدون اتلاف وقت با نصب
شمعكهاي(Shores)
لازم از حركت و تمايل بيشتر آن جلوگيري شود-البته
اگر اين عمل در مورد ساختمان سادهاي مورد
نياز باشد يك بناي معمولي نيز بدون
راهنمايي مهندس يا معمار ميتواند شخصاًبه
اينكار اقدام نمايد هرچند كه اين عمل
معالجه قطعي بشمار نميرود و لازم است كه
بعداً كارشناسان مجربي علت واقعي را يافته
و از رفع آنها درصدد تعمير قطعي ساختمان يا
ديوار معيوب برآيد-بهرحال يادآوري اين
مطلب نيز لازم است كه شمعك زدن به نوبه خود
هنري است كه هرشخص مبتدي نميتواند بدون
ملاحظه و سنجيدن جوانب كار و مطالعه دقيق
وضع ساختمان و مشخصات الوارها و ديركهايي
كه بمنظور شمعك بكار خواهد برد بدين كار
اقدام نمايد-البته شمعك زدن نيز اقسام
گوناگون دارد كه در هر مورد بايد از نوع
مناسب آن استفاده نمود-از شمعك زدن براي
جلوگيري موقت از ريزش سقفهاي آسيب ديده
نيز استفاده ميشود. در مورد تقويت ابنيه قديمي معمار با
مهندس مسئول ميتواند پس از بررسي دقيق
ساختمان و بازديد محوطه اطراف بنا
بمعالجات موقتي يا دائمي مفيدي اقدام كند.
از قبيل استفاده از شمعكهاي چوبي-پشتههاي
مناسب-ديوارهاي اضافي يا ميلههاي فولادي
و غيره-مطلبي را كه بايد بدان اشاره شود
اين است كه هرچه زودتر اقدام شود در
جلوگيري از پيشرفت خرابي و انهدام قطعي
ساختمان مؤثرتر خواهد بود و در اينصورت
شايد بتوان با هزينه كمتري ساختمان را از
خطر قطعي كه در پي دارد نجات داد. تقويت ديوارهايي كه سطوح خارجي
آنها نيز با نقش و نگار مزين شدهاند
دشوارتر ميباشد زيرا هراقدامي كه بمنظور
تقويت انجام گيرد بايد حتيالامكان آسيبي
بنماي ساختمان و نقوش سطوح خارجي آن
نرساند. اگر زهكشي و ملاط ساختمان آجري
ريخته باشد لازم است كه با ملاط مناسبي
سوراخها و ريختهگيهاي ايجاد شده را پر
بنمايد تا از نفوذ رطوبت به داخل بنا
جلوگيري شود. در مورد تقويت ابنيه سنگي بايد دقت
بيشتري به عمل آيد زيرا به مرور زمان برسطح
خارجي قطعات سنگي قشري تشكيل ميشود كه
قسمتهاي داخلي سنگي را از آثار بد و مخرب
عوامل خارجي محافظت مينمايد و در موقع
تنظيف اين قبيل ابنيه نبايد در زدودن اين
قبيل قشرها اصرار داشت-بهرحال اگر زدودن
قشرهاي مزبور الزام آور باشد بايد با
استفاده از روكشها و مواد سيليكوندار
لايه محافظي براي قطعات سنگي بوجود آورند. ورني(Vernis-Varnish)
اگر اكثر ورنيها از انحلال نوعي
رزين(Resin
كه انواع آن در شمارههاي پيشين ذكر شدهاند)
در حلال مناسبي مانند الكل، تربانتين و يا
بنزين تهيه ميكنند-پس از تبخير شدن حلال
يا لايه نازكي از رزين باقي ميماند كه
جنبه محافظ دارد و نقش و نگار سطوح زيرين
خود را از تماس مستقيم با عوامل جوي باز ميدارد. رزينها انواع گوناگوني دارند از
قبيل كوپال(Copal)
و ماستيك(Mastic)
و دامار(Dammar)
و كهربا(Amber)
و غيره كه اكثراً ريشه گياهي دارند و از
نباتات استخراج ميشوند. بعضي از ورنيها را با روغنهاي غير
فرار تهيه ميكنند
[57] كه پس از خشك شدن لايه
سفت و سختي از خود بجاي ميگذارد. از معايب ورنيها اين است كه نه تنها
گرد و خاك معلق در هوا را بخود ميگيرد
بلكه بمرور زمان در اثر نور و روشنايي
بتدريج كدر شده و شفافيت خود را از دست ميدهند-بهمين
جهت هرچند وقتي لازم است آنها را بزدايند و
براي اين منظور حلالهايي بكار ميبرند كه
رزين ورني را حل كرده و بصورت ماده و نيم
مايع چسبندهاي در ميآورد(روش كار و
موادي را كه براي زدودن ورني بكار ميبرند
در مبحث پاك كردن نقاشيهاي رنگ و روغني
قبلاً بطور مشروح ذكر شدهاند). بهتر است بجاي برس-ورني تهيه شده را
بوسيله دستگاهي نظير سمپاش با دستگاههاي
مكملتري كه رنگكاران از آنها استفاده
مينمايند و به نام رنگ پاش(Spray-gun)
معروف است بسطوح مورد نظر بپاشند-در اين
صورت لايه ورني كه پس از خشك شدن حلال
برسطح جسم باقي ميماند ناهموار و ضخيم
نبوده و بلكه نازك و صاف و هموار خواهد شد. همواره بايد دقت شود كه ورني زدن را
در روزهاي گرم و خشك انجام دهند زيرا مرطوب
بودن هوا و يا بعبارت ديگر زياد بودن رطوبت
نسبي در هوا به هنگام ورني زدن پس از چندي
سبب ايجاد تاولهاي دروني(خشك شده) ميشود. همچنين در هنگام ورني زدن بايد هوا تا حدود امكان تميز و عاري از گرد و خاك باشد زيرا اين ذرات بهتر به ورني خشك نشده ميچسبد و پس از خشك شدن ورني منظرهاي زننده و زشت بدان ميبخشد. |
|
اگر دستگاه رنگپاش در اختيار نباشد
ناچار بايد با برس ورني به سطوح مورد نظر
بمالند و پس از خاتمه كار نيز بايد برس را
بدقت تميز و پاك نمايند(رجوع شود به مبحث
برس). غالباً ديده ميشود كه در اثر بيمبالاتي
برس فرسوده شده و موهاي آن ضمن كار كنده
شده با ورني به سطح مورد نظر ميچسبد-از
بكار بردن اين قبيل برسها بايد جداً
خودداري شود. ورني تهيه شده از رزين دامار براي
رنگهاي روغني بهترين ورني بشمار ميآيد
و در صورت عدم دسترسي به اين ماده بهتر است
از يك ماستيك براي تهيه ورني استفاده شود. نما و منظره يك تابلو نقاشي هميشه پس از ورني زدن بهتر شده و
تابلو معمولاً قشنگتر جلوهگر ميگردد-لايه ورني نه تنها بر جلا و جلوة تابلو ميافزايد
بلكه از تأثير عوامل مخرب موجود در هوا
محافظت مينمايد لكن بايد در نظر داشت كه
هرگز نبايد به تابلوهايي كه تازه نقاشي
شدهاند ورني كشيد-لااقل بايد شش ماه از
تاريخ تمام شدن تابلو بگذرد تا از خشك شدن
و سفت شدن رنگهايي كه در نقاشي بكار رفتهاند
اطمينان حاصل شود و سپس به ورني زدن اقدام
گردد. ورنيهاي روغني كه در تجارت عرضه
ميشوند معمولاًمخلوطي از يك (Gum-resin)
در روغن كه اكثراً روغن
[58] دانه كتاب است تهيه
و بدست ميآيد-در هنگام كار بهتر است
مقداري ماده خشك كننده(Drier
خواص و انواع آنها در شمارههاي
پيشين ذكر شده است) به مخلوط تجارتي افزوده
شود. اگر در مخلوط رزين و روغن نسبت روغن
بيش از اندازه معمول باشد ورني بدست آمده
را(Long-oil)
و در حالت عكس ورني را (Short-oil)
مينامند-ورنيهاي نوع اول پس از خشك شدن
لايه سخت و لاستيكي از خود بجاي ميگذارند
كه در مقابل آب نفوذ ناپذير و مقاوم است به
همين جهت اكثراًاز اين نوع ورني براي
ورنيزدن به چوبهايي كه در هواي آزاد يا
در نقاط مرطوب استفاده ميگردد. اين نوع
ورني به آهستگي و آرامي خشك ميشود. ورنيهاي تاول
زده (Bloom-onvarnish) گاهي روي سطح تابلوهاي نقاشي رنگ و
روغني ورني شده حالت افسرده و گرفتهاي
مشاهده ميشود و نماي تابلو(ابر گرفته) به
نظر ميرسد-در هر حال بوجود آمدن تاولهاي
ريز ممكن است ناشي از قرار دادن تابلوها در
محيط مرطوب باشد ويا اينكه در هنگام ورني
زدن به تابلو ميزان بخار آب موجود در هوا(رطوبت
نسبي هوا) بيش از اندازه بوده است. بهترين طريقه براي از بين بردن اين
تاولها اين است كه اسفنجي را كه در اسانس
تربانتين فرو بردهاند برسطح نقاشي كشيده
سپس با برس نرمي جلاي تابلو را تجديد كرده
و آنرا در گرماي ملايم آفتاب
(بشرطي كه شدت تابش خيلي زياد نباشد) خشك
كنند. بعضي از هنرمندان بجاي روش فوق از
روغن ماشين سبك استفاده كرده و با پارچة
نرمي كه به اين روغن آغشته شده است بر سطوح
تابلو ميكشند تا اينكه روغن ماشين
بوسيله تابلو جذب شود. از بكار بستن اين روش در مورد
تابلوهايي كه ورني آنها سالم است و همچنين
در مقابل اشيائي كه تازه ورني زده شدهاند
بايد جداً خودداري شوند و استعمال روغن
ماشين براي از بين بردن تاولها هنگامي
مجاز است كه لااقل چند ماه از تاريخ ورني
زدن گذشته باشد-هرچند كه نتيجه بكار بستن
اين روش نيز چندان روشن نيست و موفقيت
مشكوك به نظر ميرسد. براي اطمينان از سالم بودن لايه
ورني آسانترين راه اين است كه اسفنج خيس
شدهاي را روي نقطة بياهميتي از تابلو
براي مدت دوازده ساعت قرار دهند-اگر ورني
آب اسفنج را جذب نمايد رنگ ورني به سفيدي
متمايل خواهد شد زيرا اين امر نشان ميدهد
كه آب در لايه نفوذ كرده و قسمتي از آن را
حل كرده است-بنابراين هرنوع عملي كه براي
مرمت و تقويت لايه ورني موجود انجام گيرد
بدون فايده خواهد بود(بهتر است در اين قبيل
موارد لايه ورني فاسد شده را به طوري كه در
مبحث پاك كردن تابلوهاي رنگ روغني تشريح
شده است زدوده و بجاي آن ورني تازهاي
برسطح تابلو بكشند). هماتيت (Hematite) هماتيت نوعي سنگ معدن آهن است اين
سنگ به رنگهاي مختلف از سياه و قرمز و قهوهاي
در طبيعت يافت ميشود و در ازمنه گذشته از
اين سنگ براي مزين كردن ساير اشياء
استفاده ميشد. پشم سبز (Jade) سنگ سختي است كه بيشتر چينيها روي
آن نقوشي كنده و براي تهيه اشيا تزئيني
مورد نظر استفاده ميكردهاند. بطور كلي
سنگ پشم از نظر ساختمان شيميايي به دو نوع
يافت ميشود: نوعي كه آن را(Jadeite)
مينامند و از نقطه نظر شيميايي سيليكات
سديم آلومينيوم-sodium
silicate-aluminium)
ميباشد و نوعي ديگر كه تركيبي است كه در
آن بجاي سديم و آلومينيوم فلزات ديگري
بنام منيزيم و كلسيم يافت ميشود و بعبارت
ديگر سيليكات كلسيم و منيزيم ميباشد(silicate
–ofcalcium and magnesium)
و به نام نفريت(nephrite)
مشهور است. نوع سومي هم كه به پشم سيبري معروف
است(siberian
jade)
در روسيه يافت ميشود كه هيچ شباهتي با
انواع پشمهاي نام برده بالا ندارد و رنگ
آنها سبز مايل به سياه است و آن را بعضي
ازهنرمندان جامعه و جواهر سازان روسيه در
دوران روسيه بكار ميبردهاند. دو نوع پشم معمولي نامبرده فوق به
رنگهاي گوناگون از زرد مايل به سفيد تا سبز
تيرة اسفناجي در طبيعت يافت ميشوند.
البته پشمهايي بررنگهايي كه در اين
فاصله قرار دارند مانند آبي زرد و سبز نيز
در طبيعت فراوان ديده شده است. پشم در جدول(moh’s)
با جدول سختي اجسام( اين جدول در شمارههاي
پيشين تحت عنوان بالا بيان شده است) در
رديف هفتم( 7)
قرار
دارد بنابراين ميتواند شيشه را خراش دهد
و شناختن و آزمايش سنگهاي پشم از همين
خاصيت آن استفاده ميكند. براي كندهكاري روي پشم معمولاً از
سنگ سنباده(curunoum
emery)
استفاده ميكنند يعني متة دواري بكار ميبرند
كه سر مته آن از سمباده نوع نامبرده در
بالا ميباشد و براي پرداخت كردن سنگ پشم
نيز از گرد يا پودر كوارتز استفاده ميكنند(Quarts
يا در كوهي كه خواص و موارد استعمال آن در
شمارههاي قبل ذكر شده است). |