|
|
||
|
شفائيه، هادي. "دوره8و10 ، ش96و97 (مهروآبان49):ص78-82، تصوير، طرح. |
||
|
|
||
|
خلاصه: اندازهگيري نور درپشت ابژكتيف: نورسنج، نورسنج مجهزبه سلول سولفوركادميم، حافظة سلول، طول عمرسلولها، جاي قرارگرفتن سلولها. |
|
|
عكاسي
هـ- ش- هادي اندازهگيري
نور در پشت ابژ كتيف
امروز اغلب دوربينهاي رفلكس 35
ميليمتري مجهز به نور سنج سولفور كادميم Cds است كه در مسير اشعة نوري كه از
اپژ كتيف عبور كرده قرار دارد. گرچه تشريح موضوع اندكي طولاني است
اما صريح و روشن ميباشد. در اينجا ديگر
نورسنجها به سوي موضوع و اطراف آن متوجه
نيست، بلكه نوري كه از ابژكتيف گذشته و
وارد دوربين شده مورد محاسبه قرار ميگيرد. كارخانههاي ژاپن از سه حرف T.T.L
(از ميان اپژكتيف Through the lens)
و انگليسيها از سه حرف B.T.L(در
پشت ابژ كتيف Behind the lens )
براي تسمية اين طريقة سنجش نور استفاده ميكنند. تكنيك مزبور، كه در دوربينهاي
فيلمبرداري هشت ميليمتري و 8 Super
، نيز مورد استفاده قرار گرفته براي اولين
بار در نمايشگاه بين المللي 1960(فتوكينا Photokina)
معرفي شد در اين نمايشگاه كارخانه آساهي Asahi
ژاپن يك دوربين رفلكس 35م.م بمعرض نمايش
گذاشت كه مجهز به نورسنجي در پشت عدسي بود
و اسپتماتيك Spotmatic
نام داشت. نورسنج اين دوربين تقريباً يك
بيستم سطح تصوير را در نواحي مركزي ميخواند. از سال 1956 تكنيك مزبور كه در آن
تغييراتي داده شده بود تقريباً در اكثر
رفلكسها مورد استفاده قرار گرفت. فكر قرار دادن نورسنج در مسير نوري
كه از ابژ كتيف عبور كرده چندان تازه نيست.
اگر ده سال عقبتر برگرديم در كاتالگهاي
سابق كارخانههاي ايها گه Ihagee،
كه سازنده دوربينهاي اگزاكتا Exaktaاست،
به حجرهاي سلنيم، Cellule
Selenium
عريضي بر ميخوريم كه در پشت ابژ كتيف
قرار داشت. اين حجره يا سلول به گالوانمتري
متصل بود كه از كمترين اثر نور به حركت در
ميآمد. اين وسيله براي عكس برداريهاي
نزديك فاصله Photomacrographie
و ميكروسكوپي Photomicrographie
ساخته شده بود. براي گرفتن عكس از فاصلههاي
دور Telephotographic
نيز يك سلول سلنيم در داخل لوله تله
ابژ
كتيف قرار داده بودند. اين حجره حساس به
نور Cellule
photo electripue متصل به گالوانمتري بود كه
مجموع آنها يك نورسنج بوجود ميآورد. بالاخره تمام راه حلهاي ابتدايي
جاي خود را به تكنيك امروزي داد كه در اكثر
موارد حل مسائل نور را آسان ميكند. اما با كمال اطمينان ميتوان گفت
كه درجة تكامل هرچه باشد حجره حساس نميتواند
همه كار را انجام دهد، زيرا در اين مورد
راه حل مطلق وجود ندارد. ولي لازم به
يادآوري نيز هست كه در ساية وسعت دامنة عمل
latitude
فيلمها بدست آوردن تصاوير
بسيار عالي با حداقل زحمت امكان پذير است. |
|
رفلكسهاي 35 ميليمتري از نوع TTL
مجهز به يك يا چند سلول Cds
هستند كه اجباراً با باطري تغذيه ميشوند.
بكار افتادن آنها يا دستي است و يا اغلب
بطور خودكار. مدت قابل استفاده از باطري (در
صورت كار كردن و يا كار نكردن) يك سال بوده
و بهتر است هرسال تعويض گردد. حافظهي سلولي-وقتي
نورسنج از موضوعي روشن به موضوع تيره
انتقال داده ميشود، مثلاً از خارج
ساختمان به داخل آن، حافظه ي سلول به مدت چند
ثانيه «تنبل» ميماند. اما اين تنبلي مدت
زيادي طول نميكشد و پس از
پنج ثانيه در برابر ضعيفترين نور نيز
سلول Cds
فعاليت خود را آغاز ميكند. بعضي از عيب جويان در اين مورد زياد
اغراق كردهو آنرا يك عيب و نقص «جدي»
براي سلول Cds
ميشمارند. اما بطوريكه گفته شد ابداً
چنين نيست. طول عمر سلولها-از
آنجا كه سلول Cds
مدت كوتاهي است مورد استفاده قرار گرفته
لذا مشكل است بطور دقيق طول عمر آن را
تعيين كرد. وقتي سلول در حال فعاليت و انجام
وظيفه است در حقيقت باطري آن كاري ميكند،
بنابراين اگر دقت شود در مواقع غير ضروري
ابژ كتيف با در پوش خود پوشيده بماند
فرسودگي باطري به حداقل تنزل ميكند. همچنين سلول Cds
از حرارت طولاني بايد محافظت شود. براي اين
منظور كافي است از گذاشتن بيهودة دوربين
در زير آفتاب خودداري گردد كه علاوه
برسلول فيلم و شاتر نيز صدمه خواهد ديد. نورسنج ممزوج Couple-گرچه
اصطلاح مذكور خيلي رواج يافته ولي مدتي
است كه اكثراً آن را «سلول ممزوج» ذكر ميكنند. در اين نوع نورسنجها، دستگاه
محاسبه با ديافراگم و شاتر ارتباط داده
شده كه در نتيجه، تغيير يكي از اين عوامل
بطور خودكار در وضع عقربة گالوانومتر
تغيير بوجود ميآورد. «كوپلاژ Couplage»
ديافراگم ممكن است «مكانيك Mecanique»
و يا «اپتيك Optique»
باشد. هريك از اين دو سيستم مزايا و معايبي
دارد كه بعداً ذكر خواهد شد. بنظر ميرسد
كه اصطلاح «نورسنج كوپله» صحيحتر و صريحتر
از «سلول كوپله» باشد. جاي قرار
گرفتن سلولها
معمولاً، سلول و يا سلولها به يكي
از دو طرف زير
[79]
متوجه است: |
| 3 | 2 |
| 7 | 6 | 5 | 4 | |
(طرح 1)-مقطع يك دوربين رفلكس 35 ميليمتري(Contarex-Electronique) كه قسمتهاي متشلكه آن را نشان ميدهد. دراين جا سلول در قسمت زير جعبه قرار دارد. |
||||
|
1-بسوي
اشعهاي كه از ابژ كتيف عبور كرده و بداخل
دوربين راه يافته. 2-بطرف تصويري كه بوسيلة اشعة مزبور
روي شيشة تار منشور و يزر ايجاد شده است. گرچه طريقة دومي منطقيتر است اما
قرار دادن سلولهايي كه تصوير مزبور را در
تمام سطح و يا قسمتي از آن ميتوانند «بخوانند»
راحت نيست. بدين جهت راه حلهاي متعددي در
نظر گرفته شده و هريك از سازندگان به طريقي
ميروند كه آشنايي با آنها جالب و مفيد
است. سلول در جلوي فيلم(طرح
2)-سلول در جلوي«شاتر پردهيي» جاي دارد.
قسمت اعظم اشعهاي كه از ابژ كتيف گذشته
بدان ميرسد. اين نوع، كه در دوربينهاي Cannon
Pellix از آن استفاده شده قيودي دارد:
آينه ثابت است-سطح آينه كه نيمه منعكس
كننده است 70% نور را بطرف سلول و فيلم عبور ميدهد
و 30% آن را بطرف ويزر ميفرستد. در لحظة
بكار افتادن شاتر قسمت حامل سلول در
انتهاي جعبه جمع ميشود. سلول روي قسمت بالايي آينه(طرح
3)-در دوربين Mamiya-TL
با اين نوع بر ميخوريم كه به شكل ذوذنقه
ميباشد. بعلت سراشيبي آينه، سطح «خوانده
شده» بوسيلة
[80]
سلول بسيار محدود بوده و عبارت است از يك مربع
مستطيل در وسط ضلع پايين تصوير. و چون اين سطح خيلي كوچك است لذا تعيين
دقيق نور براي نواحي مختلف تصوير ممكن و ميسر ميگردد. سلول در پشت آينه(طرح
4)-در اين سيستم، كه در دوربينهاي Topcon
از آن استفاده شده، پشت آينه به جاي اينكه
كدر و صاف و يكنواخت باشد از يك شبكه
شيارهاي ميكروسكپي پوشيده شده است كه در
عين حال تشكيل تصوير برروي عدسي تار ويزر
قسمتي از نور را نيز از خود عبور ميدهد. سلول Cds
تمام سطح پشت آينه را پوشانده و با آن بالا
و پايين ميرود. در مدل Topcon-Auto
100
سلول قسمتي از آينه را اشغال ميكند. سلول در ته جعبة دوربين(طرح
5)-نوري كه از ابژ كتيف ميرسد پس از گذشتن
از آينه بوسيله آينة كوچك ديگري بطرف سلول
كه در ته جعبه جاي دارد فرستاده ميشود. اين طريقه از طرف سازندگان دوربين Contarex
Electronique
پذيرفته شده است. در اينجا سلول فقط قسمتي
از تصوير را «ميخواند» و آن را تكنيك
اندازهگيري «منطقهاي» مينامند. سلول در نزديكي عدسي تار ويزر
(طرح 6)-«قرائت» كامل تصوير حاصل برروي عدسي
تار ويزر بسيار مفيد بوده و خواهان زيادي
دارد. اما بيشك قانون انحصار اختراعات
مانع از عموميت يافتن از طريقه است كه در
دوربينهاي Praklica-Mat
مورد
استفاده ميباشد. در روي عدسي تار ويزر يك
آينه نيمه منعكس كننده وجود دارد كه نور را
بطرف سلول Cds،
كه داراي سطح وسيعي است و درست زير منشور
جاي دارد، ميفرستد، و بدين ترتيب، سلول
عملاً تمام سطح تصوير را «ميخواند». |
|
يك طريقه مشابه ديگر(طرح
7)-در دوربين Canon-FT
تنها يك آينة نيمه منعكس كننده است كه
قسمتي از نور را بطرف سلول Cds-كه
بطور محسوس در زير منشور قرار دارد-هدايت
ميكند. برخلاف Canon-pellix
آينة «FT»
مانند همة رفلكسهاي 35 ميليمتري متحرك
است. اما اندازهگيري نور همچنان «منطقهاي»
است. سلول برروي بام منشور(طرح
8 و 9)-تعداد آنها دو تا است و وظيفة هريك
كنترل قسمتي از تصوير ميباشد. تعيين نور
دو منطقة اساسي تصوير(بطور جدا از هم) راه
حل صحيحي را تشكيل ميدهد. در دوربينهاي Petri-BLT
و Minolta
SR-101
از اين طريقه استفاده شده است. دور تا دور دريچه چشمي(طرح
10)-دوربين Alpa-9d
سه سلول بكار برده كه دو تا از آنها
مستقيماً تصوير را كنترل ميكند و و سومي
متوجه خارج، يعني دريچة چشمي است تا مقدار
نور مزاحم را كه تصادفاً ممكن است از اين
راه بداخل دوربين نفوذ كند، تعيين نمايد.
يك دستگاه محاسبه محصلو سه سلول را يكجا
جمع ميكند و نتيجة درست و صحيحي بوجود ميآورد. در دوربين Contaflex-Super-BC
فقط از يك سلول استفاده شده كه در بين عدسي
چشمي و پشت منشور جاي دارد. در اينجا يك
سيستم اپتيك نيمه منعكس كننده كه مركب است
از يك منشور و يك ميني ابژ كتيف، اشعهاي
را كه از قاعدة ويزر خارج ميشود به طرف
سلولها هدايت ميكند(طرح 11). در دوربين Ultramatic-Voigtlander
از دو سلول استفاده شده كه سطح حساس آنها
بطرف قاعدة ويزر متوجه است. اين دو سلول در
راست و چپ عدسي چشمي واقعند(طرح 12). در
دوربين Yashica
TL
نيز دو سلول وجود دارد كه به همين شكل قرار
گرفتهاند. Pentax-Spotmatic
نيز از دو سلول استفاده ميكند كه روي
آنها بطرف قاعدة منشور است و تمام سطح
تصوير را «ميخواند». بلوك Photomic-T
دوربين Nikon-F
در قسمت عدسي چشمي شامل دو سلول Cds
كه رو به پايين قرار گرفتهاند ولي نور را
به كمك دو سيستم منشوري دريافت ميدارند(طرح
13). در بلوك قابل گذاشتن و برداشتن Photomic-T
سلولها راه حل ايدهآلي براي تكميل
دستگاههاي موجود است. «خواندن»
تصوير به وسيله سلولها:
با توضيحات كوتاه گذشته، كه به كمك
طرحها تكميل شده، از راه حلهاي
گوناگوني براي يافتن نور صحيح عرضه گرديده
اطلاع حاصل شد. معلوم گرديد كه «سلولها» بطور
متفاوتي تصوير را «ميخوانند»: بعضيها
تمام تصوير و بعضيديگر ناحية كوچكي از آن
را. در بعضي از انواع نيز كار را تقسيم كرده و
فقط به قسمت معيني از تصوير ميپردازند(مثلاً
قسمت خيلي روشن و قسمت تيره). همة راه حلها با ارزشند و بطور قطع
مزايايي دارند كه از طرف سازندگان مورد
قبول واقع شدهاند. اما قيود غيرقابل
اجتنابي نيز دارند كه دوري جستن از آنها
مشكل است. بعضي از طريقهها، مانند «خواندن»
تمام تصوير براي اكثر آماتورها مناسبتر
است. اما آماتورهاي مشكل پسند و دقيق كنترل
جزء به جزء تصوير را بيشتر طالبند. بهرحال در ساية وسعت عمل Latitude
فيلمهاي همة طريقههاي ارائه شده نتايج
خوب و رضايت بخشي دارند. بدين ترتيب، انواع مختلفي را كه
سلول و يا سلولها در دوربينهاي رفلكس 24×36
ميليمتر قرار دارند و نور را پس از عبور
ابژ كتيف محاسبه ميكنند مطالعه كرديم. در
شمارة آينده مطالبي در مورد اينكه سلولهاي
مذكور درحقيقت چگونه عمل ميكنند برايتان
خواهم گفت. |