فروغ، مهدي. "ايران و درام نويسان بزرگ جهان، موضوعها و مضمونهاي ادبي و تاريخي ايران درآثار نمايشنامه نويسان معروف جهان". دوره7-9، ش98 (آذر49): ص10-13، تصوير.

 

خلاصه:  معرفي "ژرژفردريك هندل" موسيقيدان و آثار هنري وي، (زيرنويس مقاله قابل ملاحظه است).

ايران و درام نويسان بزرگ جهان (18)

دكتر مهدي فروغ      رئيس دانشكده هنرهاي دراماتيك

موضوعها و مضمونهاي ادبي و تاريخي ايران در آثار نمايشنامه‌نويسان معروف جهان

اكنون كه با توضيح كافي دربارة نمايشنامة «تيمور لنگ» و شرح احوال نويسندة آن «كريستوفرمارلو»، درام نويس مشهور دوران اليزابت اول در انگليس، از بحث در اين مورد فراغت حاصل كرديم به اقتضاي موضوع و محل ترتيب زمان بايد از كسي ياد كنيم كه نامش معمولاً در زمرة نمايشنامه نويسان، و آثارش در رديف آثار اين گروه از نويسندگان در نمي‌آيد بلكه همه او را به عنوان يكي از بزرگترين موسيقي‌دانهاي جهان مي‌شناسند. اين شخص«ژرژ فردريك هندل» 1  ، مصنف مشهور است كه بين تصنيفات متنوع و متعددش اپراها و «ماسك‌»ها و «اوراتوريو»هايي را مي‌توان يافت كه بعضي از آنها محتوي مضمونها و وقايع تاريخي و افسانه‌اي و مربوط به ايران است و نظر به ارتباط بسيار نزديكي كه بين اپرا و «ماسك» و «اوراتوريو» از يك طرف و تئأتر واقعي 2  از طرف ديگر موجود است كه دربارة آثار مزبور نيز مطالبي در اينجا بيان شود.

در بين آثار متعددي كه «هندل» به شكلهاي مختلف و با عنوانهاي متفاوت تصنيف كرده ما لااقل دو اپرا و يك «ماسك» و يك «اوراتوريو» مي‌يابيم كه هريك به وجهي با تاريخي كشور ما ارتباط دارد و عبارت است از اپراي «خشايارشا» و اپراي «تيمور لنگ» 3   و نمايش «ماسك»  4  موسوم به «هامان و مردخاي» 5  و «اوراتوريوي» 6  «استر» 7.

«هندل» را در تاريخ موسيقي معمولاً با «يوهان سباستيان باخ» مقايسه مي‌كنند و علتش تنها اين نيست كه اين دو اعجوبة موسيقي  8 معاصر يكديگر بوده‌اند بلكه بيشتر از اين جهت است كه در عظمت مقام و موقع هنري و علمي در يك رديف قرار دارند. از اين دو لحاظ صرفنظر شود از بسياري از جهات درست نقطة مقابل يكديگرند. في المثل «باخ» موسيقي‌دان يك شهر كوچك بود و استعداد خارق العادة خود را بيشتر در راه خدمت به كليسا به كار مي‌برد. در صورتيكه«هندل» تصنيفات خود را در لندن، كه يكي از پرجمعيت‌ترين و بزرگترين پايتخت‌هاي جهان آن روز بود و «هندل» قسمت اعظم عمر خود را نيز در آن گذرانيد، منتشر مي‌ساخت. «باخ» يك مصنف متفكر بود و آثارش را با الهام از انديشه خلق مي‌كرد در حالي كه تصنيفات «هندل» جنبة دراماتيك دارد و براحساسات و هيجانات ذوقي و عاطفي استوار است.

«باخ» تمام تصنيفات خود را بنابر اعتقادي راسخ به مباني مذهبي و با الهامات آسماني مي‌ساخت و هدفش بيان افكار ديني بود در صورتيكه «هندل» با وجود اينكه موجودي بسيار    [10]   پاك طينت و درستكار بود آثار خود را بخاطر مردم جهان خاكي تصنيف مي‌كرد. «باخ» افكار خود را بوسيله ارگ در كليسا به پيروان مؤمن مسيح تقديم مي‌داشت در حالي كه «هندل» صحنة نمايش را براي بيان احساسات خود برگزيد.

شهرت«باخ» منحصر به حوزه‌هاي علماي موسيقي و نوازندگان حرفه‌اي در خاك آلمان، در حالي كه قسمت عمدة كشورهاي اروپا«هندل» را، در دوران حياتش، بعنوان يك مصنف عاليقدر موسيقي مي‌شناختند.

ولي چرخ بازيگر سرنوشت ايشان را تغيير داد. در سالهاي اخير شهرت «باخ» روزبه‌روز افزايش يافته و توجه عموم به وي به جايي رسيده كه بعضي حتي او را بمقام الوهيت رسانيده‌اند و «هندل» كه در سدة هفدهم خداوند موسيقي بحساب مي‌آمد بتدريج از صدر مصطبة جلال نزول كرده است. شايد بتوان گفت كه امروزه به همان نسبتي كه در معرفي «باخ» گاهي مبالغه مي‌شود نام«هندل» كمتر بگوش مي‌رسد و آثارش كمتر نواخته مي‌شود.

«ژرژ فردريك هندل» كه بطور قطع يكي از نوابغ موسيقي است فرزند يك دلاك جراح متمول و متنفذ بود. پدرش در شصت و يك سالگي تجديد فراش كرد و دختر كشيشي را به همسري برگزيد. هيچ يك از ايشان استعدادي در موسيقي نداشتند. پدرش نه تنها موسيقي را درك نمي‌كرد بلكه از موسيقي‌دانها هم بيزار بود و تصميم داشت پسر حقوق‌دان شود ولي شوق و علاقة‌فراوان و كم سابقة «هندل» او را بسوي موسيقي كشانيد. در هفت سالگي براي فرمانرواي «ساكسوني»  9  ارگ نواخت و فرمانرواي بقدري تحت تأثير استعداد وي قرار گرفت كه توصية اكيد كرده كه استادي براي تعليم دادن به وي در نظر بگيرند.

«هندل» مقدمات موسيقي را در نزد «تزاحو»  10  آموخت و استاد از همان آغاز، استعداد خارق العادة كودك را دريافت و او را به شيوه‌هاي مختلف موسيقي ايتاليايي آشنا ساخت. در يازده سالگي به برلن رفت و در دربار ملكه «سوفيا»  11  از كودك هنرمند استقبال گرمي بعمل آمد. «هندل» همة درباريان را از روش كار و مهارت خود در شگفتي فرو برد بطوريكه ملكه حاضر شد هزينة اعزام او را به ايتاليا تقبل كند. اين سفر هنري بسبب مخالفت پدر صورت نگرفت و در مقابل،    [11]

يوهان سباستيان باخ

ژرژ فردريك هندل

علاقة «هندل» به پيروي از امر پدر به تحصيل علم حقوق هم ديري نپاييد و بلافاصله پس از فراغ از تحصيل در دبيرستان تمام هم خود را به فراگرفتن و تمرين موسيقي صرف كرد.

در هيجده سالگي به هامبورگ، كه در آن موقع مركز اپراي آلمان بود رفت و در اين شهر پرازدحام در گروه نوازندگان مصنفي به نام«كايزر» 12  كه مي‌كوشيد مكتب خاصي براي اپراي آلماني، در مقابل اپراي فرانسوي و ايتاليايي ابداع كند، بنواختن ويولون مشغول شد. «هندل» علاقة فراواني به آموختن رموز اپرا، كه يك ربع قرن پيش از آن شاهكارهاي بزرگي از آن بوجود آمده بود نشان مي‌داد.

چندي بعد به«لوبك»  13  رفت تا در مسابقه‌اي كه براي جانشيني«بوكسته هود» 14  ، ارگ نواز كليساي آن شهر ترتيب داده شده خود را معرفي ‌كند ولي موقعي كه دانست شرط لازم براي توفيق در مسابقه ازدواج با دختر استاد است پس از نگاهي به قيافة دختر از شركت در مسابقه صرف نظر كرد 15 .

كمي بعد با يكي از دوستان موسيقي‌اش جنگ تن به تن كرد و اگر شمشير رقيب در نتيجة اصابت به تكمة لباس «هندل» نشكسته بود امروز لازم نمي‌آمد كه ما دربارة «اپراي خشايارشا» و «تيمور لنگ» مطلبي عنوان كنيم.

نخستين اپراي«هندل» بنام «الميرا»  16  در ژانوية سال 1705 با شكوه و توفيق فراوان برروي صحنه آمد و تقريباً هفت هفته بازي شد. «كايزر» بركاميابي «هندل» رشك برد و در صدد آزار وي برآمد و بالاخره او را از هامبورگ راند.

«هندل» در سال 1706 به شهر فلورانس در ايتاليا و پس از آن به رم رفت ولي باز به فلورانس بازگشت و اپراي موسوم به «رود ريگو»  17  را در آن شهر برروي صحنه آورد. سپس يك اپراي ايتاليايي تصنيف كرد و براي نمايش آن به شهر وينس كه پرتو خورشيد رنسانس هنوز برآن مي‌تابيد رفت ولي مردم به او علاقه‌اي نشان ندادند. در اين شهر با شخصي آشنا شد كه او را به رفتن به انگلستان تشويق كرد. سفري طولاني به نواحي جنوب ايتاليا كرد و ديد كه آوازة شهرتش كه همه   [12]    جا پيچيده است. پس از آن به ناپل رفت و در تمام اين سفرها آهنگهاي محلي گيرا و دلپذير نواحي را در حافظة خود ضبط مي‌كرد.

در سال 1709 اپراي«اگريپينا»  18  را با شكوه تمام برروي صحنه آورد كه بيست و هفت شب متوالي ادامه داشت و شهرتش بعنوان موسيقي‌داني مسلم در سراسر دنيا پيچيد. در اين موقع دربار به فروانروايي«هانور» دعوت شد ولي كمي بعد از ورود به آن شهر براي رفتن به انگليس از فرمانرواي تقاضاي مرخصي كرد. وقتي به سواحل انگليس پياده شد كشور مزبور محزونترين دوران خزان را در تاريخ هنر خود مي‌پيمود. موسيقي به علل مختلف و مخصوصاً بسبب تنزل ذوق عمومي بصورت تأسف آوري درآمده بود. تماشاخانه‌هاي «دروي لين»  19  و «ملكه» 20  در هرزه‌ترين و كثيف‌ترين مناطق شهر بود و مردم جرأت نمي‌كردند براي ديدن اپرا به تماشاخانه‌بروند. در خود تماشاخانه‌ها هم هرشب جيب‌ها بريده و دعواها برپا و بيني‌ها شكسته مي‌شد. فقط يك اتفاق بي‌سابقه و بديع ممكن بود وضع را عوض كند و ورود «هندل» در اين موقع بسيار مناسب بود.

«هندل» پس از مدت كوتاهي اپراي«رينالدو»  21  را در فورية سال 1711 به استقبال بي‌نظير مردم برروي صحنه آورد. چندي بعد به هانور بازگشت ولي سكوت ملال انگيز آن شهر دوباره او را به انگليس بازگردانيد. اپراهاي ديگري را با توفيق كم و بيش متوسطي برروي صحنه آورد و در همين موقع موسيقي معروف به «موسيقي آب»  22   را تصنيف كرد.

در لندن مرد ثروتمندي كاخي بنام «كانونز»  23  بنا كرده بود كه در آن هرشب برنامه‌هاي مفصل و با شكوه موسيقي اجرا مي‌شد و «هندل» مدتي رئيس موسيقي اين كاخ بود. و در اين دوره بيشتر وقت خود را بنواختن ارگ صرف مي‌كرد و هروقت فرصت مي‌يافت يك نمايش ماسك در تماشاخانة خصوصي اين شخص ترتيب ميداد. پس از تصنيف مقدار زيادي آهنگ به شكلهاي گوناگون و براي سازهاي مختلف كه در اينجا لزومي براي ذكر آنها نيست در سال 1720 داستان موسوم به «اسيس و گالاتيا»  24   كه موضوعي است مضحك و «هندل» نيز حد اعلاي استفاده را براي نشان دادن اين كيفيت از سازهاي مختلف استفاده كرده است تصنيف كرد.

در همين سال يك شاعر انگليسي كه احتمال داده مي‌شود كه «الكساندر پوپ»  25   بوده باشد چكامه‌اي حزن انگيز به نظم درآورد كه «هندل» با موسيقي تلفيق كرد و آن را «هامان و مردخاي»   26   ناميد.    [13]

 

پاورقي‌:

George Friedrich Handel-1 نويسندگان آلماني نام اين مصنف را عموماً بصورت Handel مي‌نويسند. در اوائل ورودش به انگلستان هندل اسم خود را بصورت Hendel مي‌نوشت ولي پس از اينكه تابعيت انگليس را پذيرفت، نام خود را به املاي انگليسي به اين صورت George Friedric Handel تغيير داد. در آلمان نام خانوادگي مصنف بصورتهاي Hendtler.Handeler.Hendeler و نيز ضبط شده است.

2-Legitimate theatre

3-Tamerlano

4-Masque نوع مخصوصي از نمايش توأم با موسيقي است كه در اين دوره در انگليس بسيار متداول بوده و مختصري هم در نمايشنامه‌هاي شكسپير از جمله نمايشنامة «توفان» The Tempest نفوذ يافته است. در اين نمايشها كه عموماً دربار بطور خصوصي بصورتي بسيار مجلل بازي مي‌شد و عده زيادي خواننده و نوازنده و رقاص شركت داشتند.

5-Haman and Mordecai مقصود هامان است كه از مشاوران و وزيران خشايارشا بوده است. بعداً در اين باره توضيح خواهيم داد.

6-Oratorio در اين مورد بعداً صحبت خواهيم كرد.

7-Ester

8-باخ در 21 ماه مارس 1685 بدنيا آمد و تقريباً يك ماه از هندل جوانتر بود زيرا هندل در 23 فورية 1685 به دنيا آمده است.

9-منطقه‌اي در شمال آلمان كه هندل در آن بدنيا آمده بود.

10-Friedrich Wilhelm Zachau (1712-1663)m منصف موسيقي و ارگ نواز معروف آلمان.

11-Charlotte Sophia (1705-1665)m) ملكة پروس كه از علاقه‌مندان هنر و ادب بود كه تأسيس دانشگاه برلن هم تاحدي مربوط به كوشش و همت او بوده است.

12-Reinhardt Kaiser (1739-1674)m) اين مصنف را پدر اپراي آلمان مي‌شناسند.

13-Ludec

14-Dielrich Buxtehude (1707-1637)m) نوازندة معروف ارگ و مصنف عاليمقام دانماركي كه باخ 50 ميل پياده پيمود تا از محضرش را درك كند.

15-گويا باخ هم با همين مشكل روبرو شده است.

16-Almira

17-Rodrigo

18-Agrippina

19-Drury Lane قديمي‌ترين تماشاخانه لندن كه در سدة هفدهم ساخته شده و در 1671 آتش گرفت و باز بنا شد و آن هم در سال 1809 سوخت و بناي فعلي در سال 1812 ساخته شده است.

20-Queens Theatre

21-Rinaldo

22-Water music

23-Canons

24-Acis And Galatea

25-Alexandre Pop(1744-1688)m) شاعر معروف انگليس در سدة هيجدهم كه به سبب ترجمه آثار همر نيز اهميت فراوان يافته است.

26- Haman and Mordecai