قهرماني، ابوالفتح. "گزارشي درباره كتابخانه و موزه ملك". دوره9، ش98 (آذر49): ص 28- 34 ، تصوير .

 

خلاصه: محل و ساختمان كتابخانه وموزه، آشنائي با موسس وباني آن، كتابخانه و كتابهاي آن، معرفي آثار خطي اين كتابخانه ـ معرفي معماري ساختمان موزه واشياء گرانبها و تاريخ موجود درآن: سكه‌ها، قلمدانهاو منبت‌كاري‌ها، مبلها وصندلي‌هاي چوب بري شده، فرامين پادشاهان، فرش‌ها وبعضي از اشياء شخصي گذشتگان.

گزارشي دربارة كتابخانه و موزه ملك

از: ابوالفتح قهرماني

يك خانه، آنجا كه نشانه‌هايي از هنر، ادب، و فرهنگ ديرپاي اين سرزمين گرد آمده است.

يك خانه و يك قرن عمر

از ميانة بازار بين الحرمين كه بگذري، خيلي ساده مي‌تواني اين خانه را بيايي، براي همگي آشنا و مورد توجه است. خانه‌اي با نام:«قرائت خانه ملك». با حدود بيش از يكصد سال عمر. با دري كوتاه، چوبين و قهوه‌اي كه زادگاه مردي نيكوكار و خير انديش با نام«حاج حسين آقاي ملك» است. و اينك نيز همين خانه، خانواده و همه گرد‌آورده‌هاي پرارزش اين مرد را در بر مي‌گيرد.

از راهرو نيم كج نسبتاً تاريكي كه بگذري به درگاه حياط مي‌رسي كه در مقابل، قبل از هرچيز اورسي‌هاي بلند اتاق روبرو جلب نظر مي‌كند. حدود صد سالي كه برخانه گذشته، چندان بر آن آسيب وارد نكرده است، و از آنجا كه سعي در حفظ اصالت اين خانه شده، خود نمونة بارزي از هنر معماري نجاري و نقاشي، حتي سنگ تراشي ايراني است.

تا كمركش دور تا دور حياط سنگ است، كه برروي آنها اشكالي حجاري شده و ماهيهاي درشت رنگ برنگ در ميانه حوض سنگي در گردش آرام خود هستند. سكوت، حالت خاصي به اين خانه پر از گنجينه بخشيده است. در حقيقت اين قسمت قديمي ساختمان است، كه به گونة اول حفظ شده. در دو طرف حياط دو پله‌كان است كه وقتي از آنها بالا بروي، به درهاي زيباي قديمي،‌اطاقهايي با سقف‌هايي چوبين بر مي‌خوري. به اطاق دفتر قرائت خانه كه وارد مي‌شوي به خوبي از پشت شيشه‌هاي بلند اورسيهاي آن، حياط و زيباييهاي قديمي را مي‌بيني. ناگهان حس مي‌كني صد سال به عقب برگشته‌اي. صد سالي كه در يك آن چشم تو را به گوشه‌هايي از هنر و استعداد و قدرت فروان پشتكار آدمهاي اين سرزمين روشن مي‌سازد.

كنار ميز مسئول اداره قرائت خانه و موزة ملك به صحبت مي‌نشينيم و يادداشت برمي‌داريم. از گذشته دور تا به امروز و در مورد اين خانه كه به همت و پشتكار يك مرد، جايگاه نشانه‌هايي از هنرادب و فرهنگ اين سرزمين شده است.

آشنايي با يك مرد

مؤسس و باني اين قرائت خانه و موزه-حاج حسين آقاي ملك-در طبقه مياني همين خانه زندگي مي‌كند. مي‌شنويم كه: با وجود كهولت و پيري هنوز هم اداره همه قسمتهاي اين خانه، موزه و كتابخانه و ديگر مؤسسات نيكوكارانه را خود به عهده دارد. او از 33 سال پيش همه اشيائي را كه از كتاب خطي، سكه-قالي و.... طي 70 سال و روز به روز فراهم آورده است در معرض ديد و استفاده مردم قرار داده.

از او صحبتهاي فراوان در زمينه نيكمردي و خيرانديشي مي‌شنويم يا شنيده‌ايم. اينها را صميمانه مي‌توان پذيرفت چرا كه در يك گردش ساده در كتابخانه به واقعيت اين كوشش و دلبستگي مي‌تواني پي ببري.

بيشترين لحظه‌هاي عمر مؤسس كتابخانه و موزه ملك    [28]     در راه خدمت به مردم و فرهنگ گذشته و مي‌گذرد. داريم عده‌اي را كه به كمك اين مرد تحصيلات خود را به پايان برده‌اند و اينك صاحب مقاماتي هستند.

او زادة تهران است و از يك خانواده آذربايجاني. اما بيشتر مجاور حضرت رضا(ع) بوده. نوعي دلبستگي شيفته‌وار بين او و امام هشتم شيعيان مي‌باشد. او ثروت و املاك خود را حتي اين كتابخانه و موزه را وقف آن حضرت كرده است. در 94 سالگي قدرت حافظه‌اي عجيب دارد. كافي است نام يكي از كتابهايي را كه در قرائت خانه او هست ببري و بعد مشخصات آن كتاب را از زبان او بشنوي. شور عجيبي بياد گيري و مطالعه دارد. هنوز هم وقتي يك شعر خوب و يا مطلب جالبي مي‌شنود يادداشت برمي‌دارد زبان فرانسه را مي‌داند و به زبان فارسي و عربي تسلط كامل دارد. و به سادگي يك ساعت تمام قصايدي را از بر مي‌خواند.

كتابخانه و آثار بي‌نظيرش

محل كتابخانه در قسمت راست خانه قرار دارد، با ساختماني نو و مخزني ديدني كه براي كتابها درست كرده‌اند اين خود عمارت سه طبقه‌اي است كه در طبقه زيرين آن قرائت خانه نسبتاً بزرگي وجود دارد.

عموم مردم از ساعت 8 تا 12 صبح مي‌توانند بي پرداخت پولي، از غنايم نهفته شده در اين كتابخانه بهره ببرند. مخزن كتابها نيز خود دو قسمت است. يكي: قسمت ديدني و فراموش نشدني كتابهاي خطي كه آدم را به ياد سرگذشت ديرپاي ادب، علوم، هنر و دانش اين سرزمين كهنسال مي‌اندازد و ديگر: مخزن كتابهاي چاپي. كتابخانه پيوسته در حال توسعه است. بدين منظور، مترجم و نويسنده و حتي صحاف نيز در اين قسمت وجود دارند. كتابهاي منحصر به فرد خطي زير نظر مترجم و نويسنده ترجمه و حاشيه‌نويسي مي‌شود، به چاپ مي‌رود يا براي ارسال به مراكز علمي و فرهنگي ايران و حتي كشورهاي خارج فتوكپي و آماده مي‌گردد، و مبادله براي نشر قسمتي از فرهنگ و ادب ايران از اين قسمت پيوسته ادامه دارد. به همين نسبت از مراكز گوناگون كتاب و نشريه دريافت مي‌شود مسئولان قرائت خانه و شخص حاج حسين آقا ملك در راه اين توسعه نقش اساسي دارند.

در مخزن كتابهاي خطي حدود 6500 جلد كتاب وجود دارد كه پاره‌اي از آنان به صورت مجموعه است، كه در جمع مي‌توان رقم كتابهاي خطي قرائت خانه را حدود 12000 دانست. 12000 جلد كتابي كه يك مرد با حوصله و علاقه فراوان طي هفتاد سال از عمر خود فراهم آورده و تعدادي از اين آثار بي‌نظير منحصر به اين كتابخانه است.

در مخزن كتابهاي خطي بواقع به شگفت در ميماني، خط، تذهيب، مينياتور، رنگ آميزي و حوصلة دقيق نويسنده و هنرمند ايراني آدمي را مبهوت مي‌سازد. آنجا فقط به اين مسأله معتقد مي‌شود كه: فرهنگ و تمدن ايران چه پشتوانة عظيم و ديرپايي دارد و گردآوري اين كتب خود چه خدمتي در خور به فرهنگ اين مرز و بوم است.

اشاره به چندتايي از اين آثار پرارزش، اين حرف را پراثر تر مي‌سازد. از قديم ترين كتب خطي اين قرائتخانه بايد به كتاب خطي «ثمره بطليموس» به تاريخ 371 ه ق و «فوزالاصغر» از علي ابن مسكويه به تاريخ 410 اشاره كرد. و نيز قرآنهاي خطي بي‌نظير با جلدهاي مطلا، شاهنامه و خمسه نظامي به خط محمدبن مطهر نيشابوري كه براي سلطان بايستغر نوشته شده، با مينياتوري كه صحنة تقديم شاهنامه را نشان مي‌دهد و سال تحرير آن 837 قمري است.

-ديوان حافظ از قرن دهم با خطاطي و مينياتوري ديدني.

-بازهم شاهنامه در اواخر قرن نهم كه داراي 26 تصوير است.    [29]

موزة ملي ملك-دو صفحه از يك قرآن خطي

آقاي حاجي حسين ملك واقف كتابخانه و موزه ملي ملك

-مثنويات جامي به تحرير علاء الدين زره با مينياتورهاي زيبا.

-قسمتي از گلستان سعدي با تصاويري چند بجا مانده از قرن دهم.

-كليات شيخ سعدي به خط شاه محمد كاتب با تصويرهايي از چند مجلس به تحرير سال 1000 قمري.

-مثنويات عطار كه به سال 819 قمري تحرير شده است.

-احياء العلوم امام غزالي كه به سال 665 قمري تحرير شده .

-مثنوي مولوي با حاشيه مثنويات شيخ عطار به خط عبدالقادربن علي بن محمد بدرالاستر آبادي با تاريخ تحرير 809 قمري.

-مرقع‌هاي گوناگون از جمله مرقعي از خط ميرعماد با جلدي كامل از طلا به تاريخ تحرير 1009 قمري.       [30]

-و بالاخره ديوان جامي با خط سلطان محمد نور كه به سال 938 به تحرير درآمده است.

مخزن را چرخ مي‌زني و اين كتابها را با حيرت از پشت شيشه قفسه‌ها مي‌بيني. مسؤول قسمت مي‌گويد: «باز هم هست» و وقتي نگاه مي‌كني دور تا دورت كتاب مي‌بيني. با جلدهاي چرمي، مقوايي و طلايي به تعداد 12000 جلد كه در جمع گوشه‌اي از همان عظمت تمدن و فرهنگ راستين اين سرزمين است. اگر وقت كني و فقط پاره‌اي از كتابها را ورق بزني بسادگي، به جاوادانه رمز بقاي اين ملت كهنسال واقف مي‌شوي و از عمق فرهنگ و تمدن اين سرزمين حالت پرشوري مي‌يابي.

-14000 جلد كتاب چاپ نفيس، مخزن ديگر كتابخانه را پر مي‌سازد كه اين شماره هر روز به تزايد است. و كوشش مسؤولان و خودباني و مؤسس كتابخانه در اين زمينه حائز اهميت مي‌باشد.      [31]

موزه ملي ملك-قالي درختي بافت تبريز

موزة ملي ملك-تابلوي 7 خط(خطوط مختلف)

اين كتابها را، كتابهاي عربي، فارسي و تركي تشكيل مي‌دهند و كتابهاي به زبان فرانسه، انگليسي، و روسي به تعداد 4000 جلد مي‌باشد كه در جمع تعداد كتابهاي چاپي و خطي به 30000 جلد مي‌رسد.   [32]

يك قسمت از كار پراهميت مسؤولان كتابخانه ملك مبادله مي‌باشد. مبادله از طريق خود كتاب، فتوكپي، چاپ و يا نامه. دامنة وسعت اين مبادله به مراكز علمي و هنري پاره‌اي از كشورهاي جهان نيز كشيده شده است و اين مركز خود صاحب اعتبار فراوان از نظر محققان فرهنگ و هنر ايران سرزمين باستاني به شمار مي‌آيد.

گفتن يك نكته در زمينة كتابهاي خطي اين قرائت‌خانه ضروري است و آن اينكه از 30 جلد كتاب خطي كه اينك در 17 جلد آن در سراسر گيتي بيشتر نيست ده جلدش را مي‌تواني در كتابخانة حاج حسين آقاي ملك بيابي.

موزه و پنج تالار آن

موزه ساختمان طرف چپ اين خانه را تشكيل مي‌دهد. منتها با همان سبك قديم و بي‌دستكاري و افزوني، كوشش شده است تا همة آن ارسي‌ها، طاقها، كشوها، گچ بري‌ها، درگاهها، مخمل دوزي‌ها به همان اصالت ديرين خود حفظ شود، و اين نكته جالب است كه آدمي آثار عهد عتيق را در جايگاهي كه خود نشانه‌اي از گذشتة دور دارد مي‌بيند، اگرچه نورافكن‌ها امروزي باشد و نيز فقسه‌ها. در موزه هم نمي‌تواني فراموش كني كه فرهنگ و هنر اين سرزمين تا چه اندازه پربها و ارزشمند است و تا چه ميزان مي‌تواند-و هميشه-بنيان و پايه‌هاي استوار براي فرهنگ و هنر نو باشد.

موزه را به پنج تالار قسمت كرده‌اند كه هرقسمت اشيايي خاص و با نظم و ترتيب بسيار در بر دارند. تالار نخست به مجموعة سكه‌ها اختصاص دارد. در اين اتاق نسبتاً بزرگ به راحتي مي‌توان سير دورانهايي از تاريخ اين سرزمين را ديد كه از نشانه‌هاي سكه به جاي مانده. سكه‌ها به ترتيب زمان و با نظم خاص در قفسه‌هاي مخصوصي جاي گرفته‌اند. از طلا، نقره و نيز مفرغ. بر هريك از آنها اثر ذوق و هنر و استعداد ايراني را مي‌بيني كه در آن نشانة استقلال و آزادگي قرون و اعصار جلوه كرده است.

اينها يك قسمت است. چه بر ديوار همين تالار تابلوهاي زيبايي از هنرمندان ايران و جهان به چشم مي‌خورد كه در حد خود جالب و تماشايي است و نشانة هنر نقاشي كلاسيك. و وقتي پاي تابلويي از كمال الملك مي‌رسي بي‌اختيار قدم سست مي‌كني و به قدرت هنري تابلو خيره مي‌ماني.

و در هرحال باز هم طاقها، گچ بريها، وسقف‌ها نظرت را مي‌گيرد.

در تالار دوم قلمدان و منبت كاريهايي را جمع‌آوري كرده‌اند كه از اواخر دورة صفويه به جاي مانده است. در همين تالار به مبل‌ها و صندلي‌هاي چوب بري شده و منبت كاري و چراغ‌هاي ديدني پايه بلند از ايران و خارج برمي‌خوري كه نمي‌تواني براحتي از آنها چشم برگيري.

كنار قفسه‌هاي قلمدانها كه مي‌ايستي براستي غرق در هنر ظريف و خيال‌انگيز هنرمند ايراني مي‌شوي. چه برمساحتي كمتر از اندازة دو انگشت، شكارگاه بهرام را مي‌بيني و يا يك منظرة زيبا از طبيعت را با همة رنگها و ديدني‌هايش كه جابه‌جا و هنرمندانه برسطح قلمدان نقش بسته است.

در اينكارها نه رنگي به رنگي-به سهل يا اشتباه-درآميخته است و نه فكر مي‌كني كاري است كه براي گذراندن روزي و يا كسب شهرت پديد آمده. خيلي ساده معتقد مي‌شوي كه هنرمند كوشيده است تا با همة وجودش يك اثر هنري زيبا بوجود آورد.

در تالار سوم به سكه‌هاي نقره، فرامين شاهان دوران و چند تابلوي ابريشم دوزي برمي‌خوري كه در برابر هركدام از آنها مي‌تواني ساعت‌ها بايستي و خيره بماني. و بازهم بر ديوارهاي تالار تابلوهايي از نقاشان مشهور ايران و جهان و تابلوهايي از استاد كمال الملك. و بعد در مقابل يك تابلو همة غمي را كه فكر مي‌كني ممكن است در يك لحظه به تو روي آورد احساس مي‌كني. در مقابل تابلوي نيمه كارة استاد كه نتوانسته است به علت عدم قدرت بينايي تمامش كند مات ميماني كه قسمتي را كه زنگ زده است و مابقي طرح كه در زير ته رنگها به چشم مي‌خورد از قدرت كامل طراحي كمال الملك حكايت دارد.

در قسمت بالاي اين تالار، يادبودها و افتخاراتي كه از طرف افراد و شخصيتهاي مختلف ايران و جهان براي حاج حسين آقا ملك و خانوادة او مي‌باشد گرد آمده است، و نيز لوحة يادبود فرهنگيان خراسان براي حاج حسين آقا ملك به سبب واگذاري دو ميليون متر مربع از زمين‌هاي وكيل‌آباد مشهد اين مرد نيكوكار به فرهنگيان.

در تالار چهارم آنچه دربارة‌هنر و قدرت قاليبافان ايراني شنيده‌اي يا خوانده‌اي به چشم مي‌بيني و به حيرت مي‌ماني كه در فرشي از تار و پود نقره چه قدرت و استعداد فراواني بكار رفته است. در اين قسمت زيباترين و چشم‌گيرترين فرشهاي شهرهاي گوناگون اين سرزمين را مي‌بيني. فرشهايي از دور تابلوهايي ديدني و خيره كننده به چشم مي‌آيد و پاره‌اي از آنها، سالها از عمر انسانهاي هنرمند را گرفته است.

علاوه بر اين در تالارچهارم نمونه‌هاي بسيار از انواع خطوط فارسي بزرگترين خطاطان، انواع قيچي‌ها، وسائل نجومي، خطوط قرآني پسرشاهرخ نوه امير تيمور برروي پارچه، مينياتور خواجه نصير طوسي به جا مانده از 750 سال و پيش و بالاخره پيراهن شاه عباس كبير را مي‌يابي كه هريك رنگي از هنر و استعداد ايراني دارد.

تالار پنجم را تالار تشريفات نام گذاشتند. وقتي به آن   [33]

موزة ملك- تالار شماره 2-ويترينهاي سكه‌هاي طلا-سقف منبت با گچ‌بري قديمي

-وارد مي‌شوي لغت تشريفات برايت درست به دل مي‌نشيند. فرش زيباي كف آن 66 متر مربع است و درست جفت تالار مي‌باشد. چلچراغها، آينة قدي بزرگ، ساختمان قديمي تالار، تابلوهاي مينياتور گوناگون از مجالس مختلف شاهنامه، همه و همه نام تالار تشريفات را تأييد مي‌كنند. تالاري كه به شيوة فراوان رنگ اصيل ايراني دارد. و دست آخر مي‌رسي به اتاق مخمل كه اتاقي است با نشانه‌هاي هنر معماري و گچ‌بري پيش از صد سال پيش. از كف تا نيمة كمترين اتاق بر ديواره‌ها مخمل است، و تا زير سقف گچ‌بريهاي ظريف و زيبا و نيز در ابتداي راه ارسي بلند با شيشه‌هاي رنگين.

وقتي كار را تمام مي‌كني و پا به بازار مي‌گذاري دست كم صلوة ظهر است. از صبح اول وقت به ديدار مشغول بوده‌اي و تازه زمان براي ديدار كامل و دقيق كم بوده است. در راه برگشت نوعي احساس غرور و شادماني داري. نخست: از ديدن آنهمه هنر، ذوق و استعداد ايراني، دوم آنكه: لااقل توانسته‌اي گوشه‌اي از خدمت صادقانه يك انسان را به فرهنگ و هنر اين سرزمين نشان دهي.    [34]