پرتوي آملي، مهدي. “ريشه تاريخي امثال و حكم“. دوره 7-16، ش 161 (اسفند 54): 62-63. 

 

خلاصه :  “كلكش راكندن“.

ريشه‌هاي تاريخي امثال و حكم

مهدي پرتوي                                                                                             

معاون رايزني فرهنگي و سرپرست مدراس ايراني بغداد

 

«كلكش را كندن»

معني استعاره‌اي عبارت بالا موقعي بكار ميرود كه كسيرا از بين برده يا از مؤسسه‌ايكه در آن كار ميكرد اخراج كرده باشند. در چنين موارد و نظاير آن گفته ميشود «بالاخره كلكش را كندند». اين ضرب‌المثل در  ازمنه گذشته و در دوران حكومت مطلقه وقتيكه يكي از مخالفان و سركشان دستگاه را سركوب كرده از بين ميبردند بكار برده ميشد ولي در حال حاضر ناظر بر كسي است كه چون قصد تفتين و سعايت را داشته با اتخاذ تدابير لازم نقشه‌هايش را برهم زنند و دفع شر كنند. عبارت «كلكش را كندن» كه در اصطلاح عاميانه خيلي رايج است و مورد استعمال دارد بطور خلاصه كنايه از اينست كه شخص مزاحم را از گردونه خارج كنند و بدينوسيله نقشه‌هايش را خنثي نمايند:

٭٭٭

كلك آتشدان گلي و سفالين است كه آهنگرها از آن براي سرخ كردن فلزات استفاده ميكردند تا بتوانند آهن و فلز گداخته را درون سندان و زير چكش به هر شكلي كه بخواهند دربياورند. كلك مزبور به شكل تقريبي گلدانهاي معمئلي ساخته ميشد و در زير آن سوراخي داشت كه لوله دميدن را از زير زمين به آن وصل ميكردند. آنگاه در داخل كلك مقداري آتش و بر روي آن ذغال‌سنگ يا ذغال چوب ميريختند و با تلمبه مخصوصي از زير كلك به آن ميدميدند تا ذغالها كاملاُ سرخ شود. سپس آهن مورد نظر را در درون آتش ميگذاشتد و باز هم به شدت ميدميدند تا آهن نيز گداخته شده به شكل آتش درآيد و از آن تبر و تيشه و داس و اتبر و بيل و كلنگ…. بسازند. با وجود آنكه آلات و ابزار الكتريكي موجب شده است كه آهنگري از صورت سابق بشكل كارگاه‌هاي برقي درآيد معهذا هنوز در غالب شهرهاي ايران دستگاه كلك خودنمائي ميكند و آهنگران مخصوصاُ جوگيها قبايل سياري هستند كه بصورت چادرنشيني زندگي مي‌كنند و به تناسب فصل به روستاهاي ييلاقي و قشلاقي ميروند و در خارج از آبادي چادر مي‌زنند.

اگرچه هر يك از خانواده‌هاي جوگي چند رأس اسب و الاغ و گوسفند دارند ولي حرفه اصلي آنها آهنگري است كه چون در خارج از آبادي روستاها چادر زدند پس از نصب چادرها اولين كارشان اينست كه زمين جلوي چادر را حفر ميكنند و كلك را نصب ميكنند. در حقيقت كلك اساس كار جوگيها و آهنگرهاست تا به آن وسيله به ساختن احتياجات فلزي روستائيان بپردازند. وقتي كه كلك كنده شود يعني آنرا از زمين دربياورند دليل براينست كه ميخواهند از آن منطقه كوچ كنند و به جاي ديگر بروند.

بعضي مواقع بين روستائيان و جوگيها اختلاف بروز ميكند و گهگاه به منازعه و زد و خورد و منتهي ميشود. در اين موقع كشاورزان قبل از هر چيز جلوي چادر جوگي ميروند و كلكش را ميكنند و به دور مي‌اندازند. وقتي كه كلك كنده شد جوگي مجبور مي‌شود اثاث و زندگي را جمع كند و به جاي ديگر كوچ نمايد. با اين توصيف اجمالي معلوم گرديد كلك را كندن يعني دفع شر و رفع مزاحمت كردن است كه در ادوار گذشته به علت بي‌نظمي و نابساماني كشور و عدم وجود امنيت بيشتر مورد استعمال داشت و به همين جهت در اصطلاحات عاميانه رواج كامل پيدا كرده بصورت ضرب‌المثلي درآمده است.