|
|
||
|
شفائيه،
هادي. "عكاسي". ازكلاس هنر. دوره1-5،
ش29 (اسفند43): ص 34-39، تصوير. |
||
|
|
||
|
خلاصه:
عكس مناظر را چگونه
بايد گرفت: فيلم وفيلتر، ايجاد
كنتراست، نور، سايه يا آفتاب، جهت تابش
نورآفتاب، تنظيم فاصله. |
||
عكاسي
هادي
عكس
مناظر را چگونه بايد گرفت؟ علاوه
بر مناظر طبيعت از قبيل كوه و بيابان، باغ و
درختان، و لب جويبار، كنار دريا و غيره، تمام
عكسهايي كه از مجموعهي كوچهها، خيابانها و
شهرها و قصبات و دهات گرفته شود و ديگر مواردي
كه شبيه اوضاع فوق باشد تحت عنوان منظره جاي
ميگيرد. اين
موضوع در سايهي تنوع و وسعت ميدان در حقيقت
يكي از رشته هاي بسيار جالب عكاسي است و توجه
اكثر آماتورها در ابتداي كار بدان جلب مي گردد
زيرا نسبت به رشته هاي ديگر اين مزيت را نيز
دارد كه در وسائل و لوازم خيلي مخصوص و زياد
مورد لزوم نمي باشد. به طوري كه حتي يك دوربين
ساده نيز از عهده انجام بسياري از وظايف محوله
مي تواند برآيد. ولي البته دوربين هاي متوسط و
بزرگ (6*6 تا 18*13). ترجيح داشته و تصاويري كه
بوسيله آنها تهيه مي گردد داراي وضوح بيشتري
است. ازلحاظ قدرت ابژكتيف، چون لزوم
عكسبرداري با ديافراگم هاي خيلي باز بندرت
پيش مي آيد لذا از تمام ابژكتيف ها در اين رشته
مي توان استفاده كرد. به
علت عدم آزادي كامل در برابر طبيعت از حيث
انتخاب نقطه ي ديد، وجود دوربيني كه عدسي هاي آن قابل تعويض باشد و استفاده از
ابژكتيف هاي كه داراي فاصله هاي كانوني متفاوت هستند
بسيارارزش دارد. (زيرا گاهي امكان جلوتر رفتن
نيست و بعضاً عقب نشيني غير ممكن است در صورتي
كه چنين تغيير محلهايي كاملاً ضروري مي باشد.)
مثلاً براي دوربين 9*6 كه فاصله كنوني نرمال آن 105 ميلي متر است يك ابژكتيف 65 و يك ابژكتيف 108 .
سه
پايه ـ
يكي از وسائل كاملاً ضروري عكاسي منظره است
زيرا اغلب لزوم عكسبرداري با ديافراگم
هاي خيلي بسته (براي ايجاد ميدان وضوح بسيار
وسيع) پيش مي آيد. همچنين براي بررسي و مطالعه
ي دقيق و كامل از لحاظ كمپوزيسيون (تركيب بندي)
موضوع، مخصوصاً در دوربين هائي که شيشه ي تار دارند،
لازم است دوربين بدون كوچكترين حركتي در
جاي خود ثابت بماند. معمولاً
كسي كه عكس از منظره يي مي گيرد چون مانند يك
نفر خبرنگار عجله ندارد لذا بايد مسئلهي
شانس و تصادف را كنار گذاشته و به دقت به
محاسبه و اطلاعات فني و هنري خود متكي باشد. فيلم
و فيلتر براي
عكسبرداري از مناظر كوه و بيابان، مخصوصاً در
مواقعي كه هوا آفتابي باشد، فيلم هاي ضعيف (32-40
A.S.A)
ترجيح دارد. اما در مواردي كه مقدار نور كمتر
باشد (هواي ابري ـ زير درختان ـ جنگل و غيره)
بهتر است از فيلمهاي قوي تر (100 –200 A.
S.A)
استفاده شود. با وجود اينكه از طرف كارخانجات فيلم سازي گفته مي شود كه فيلمهايشان نسبت به تمام رنگها حساسيت صحيح داشته [34] و همه آنها را به همان روشني و تيرگي كه چشم انسان را درك مي كند ثبت مي نمايد معهذا عملاً مشاهده مي شود كه در مورد رنگ آبي چنين نيست و آنرا به حد رنگ سفيد و روشن مي دهد در اينجاست كه استفاده از فيلتر زرد ـ سبز ضرورت پيدا مي كند.(در صورت نداشتن آن از رنگ متوسط استفاده مي شود.) چون
راجع به فيلترها در مبحث مربوطه توضيحات
كافي داده شده لذا تكرار همه آنها در اينجا
لزومي ندارد فقط تأكيد مي شود كه از بكار بردن
آنها مخصوصاً در عكسهاي منظره غفلت نشود . اگر
نشان دادن آسمان تيره و به دست آوردن حالات
مخصوصي از آن مورد نظر مي باشد در ساعات اول و
آخر روز، فيلتر زرد ـ سبز روشن و در وسط روز
تيره تر كفايت مي كند. |
|
در مناظر دشت و بيابان، مخصوصاً اگر به تپه
هاي بلند و كوهها منتهي مي گردد، بهتر است
دورها اندكي محو و غرق در پرده يي از مه ديده
شود: با اين ترتيب فواصل منظره بهتر و محسوس تر
ديده خواهد شد. اين محوي معمولاً به چشم ديده
نمي شود و انسان تا دورترين نقاط را بر روشني و
وضوح كامل مي بيند، اما گاهي كه طبقات بخار
هوا غليظ تر و فشرده تر مي گردد (مخصوصاً
درتابستان) روي فيلم تأثير زيادي كرده و عكس
ضعيف و خاكستري رنگي بوجود مي آورد كه به هيچ
وجه جالب نيست. بنابر اين در چنين مواردي
نبايد موضوع مزبور را از نظر دور داشت. نور از
طرفي تنوع موضوعات و طبيعت و از طرفي ديگر
حالتهايي كه در عكسهاي مختلف مورد نظر است تعيين نور
معيني را مشكل مي سازد. سايه يا آفتاب ـ البته اغلب تصاوير منظره در هواي آفتابي گرفته مي شود. اما در اين ميان عكسها ئي كه درهواي ابري گرفته (مانند مناظر باران و برف و مه و غيره كه رنگ خاكستري دارند)، تهيه شده و ازديگر عكسها دست كمي ندارد [36] نبايد فراموش كرد (شكل 2). در
هر حال آفتاب ملايمي كه از زير ابر نازكي مي
درخشد، در اغلب موارد، به نور خشن كه آفتاب
سايه هاي شديدي ا |
|||
|
(شكل2) |
|
جهت
تابش نور آفتاب ـ بطور كلي در تمام موضوعها ، نوري كه از روبرو بتابد
پستي و بلنديهاي آنرا از بين مي برد و نتيجه تصوير
موضوع مزبور مسطح و بي عمق ديده مي شود. منظره
نيز از اين حالت مستثتي نيست. معمولاً نور
مايل كه بوسيله ي سايه روشنها عكس را داراي
عمق و به اصطلاح بعد سوم مي سازد بهترين و در
عين حال راحتترين و آسانترين انواع آن است اما
اگر كسي مسلط به فن عكاسي بوده و صاحب تجربه
كافي باشد با استفاده از حالت ضد نور مي تواند
تصاوير بسيار جالبي تهيه كند.به همين علت
توصيه مي شود كه اگر علاقه زيادی به عكاسي
منظره داريد (با در نظر گرفتن مشكلات كار)،
قسمت اعظم آزمايشهاي و تجربه هاي خود را روي
عكاسي ضد نور صرف كنيد. |
|
تنظيم
فاصله: اكثراً
مشاهده مي شود كه در موقع عكسبرداري از منظره
دوربين را براي بي نهايت (?) ميزان مي كند، در
صورتي كه چنين تنظيمي اشتباه است زيرا
قسمتهاي جلوي عكس در خارج از ميدان وضوح قرار
گرفته و محوي آن به شدت به چشم خواهد خورد. اما
اگر برعكس دورها محو باشد (به شرطي كه افراط
نشود) چندان ناراحت كننده نخواهد بود.
بنابراين با مراجعه به مبحث ديافراگم و ميدان
وضوح معلوم مي شود كه در اينجا بايد
ابتدا دوربين
را براي
فاصله معيني ميزان كرد و سپس با بستن ديافراگم
ميدان وضوح لازم را بوجود آورد. البته
تنظيم فاصله ها دراين مورد بايد براي پلان
اول، (قسمتي از منظره كه در فاصله نزديك
دوربين واقع شده) (شكل 4) انجام مي گيرد زيرا
معمولاً توجه بر روي آن متمركز مي گردد (مگر
درموارد خاصي كه از لحاظ اهميت در درجه دوم
قرار گيرد.) |
|||
|
(شكل4) |
|
آيا
وجود انسان در عكسهاي منظره لزوم دارد؟ معمولاً
در گردشهاي دست جمعي وقتي به پاي آبشار و كنار
جويباري مي رسند به هوس گرفتن عكسي از آن
منظره مي افتند تا«خاطره» يي براي خود نگه
دارند. چه مي توان كرد در برابر اصرار دوستان و
خويشان نمي شود جواب رد داد. اما پس از گرفتن
عكسي به سليقه و دلخواه آنان تصويري نيز بدون
آنها از منظره ي زيبا و جالب بگيرد زيرا پس از
گذشت سالها منظره، زيبايي خود را همچنان حفظ
خواهد كرد در حالي كه لباس حضار وضع خنده آور
مسخره يي پيدا كرده. از طرف ديگر به دست آورده
حالتهاي طبيعي و دور از تصنع از حاضرين كار
بسيار مشكلي است.
اما با در نظر گرفتن جمله ي مشهور: عكاس طبيعت از
خلاء نفرت دارد ، نتيجه مي گيريم كه او دوست
دارد در تابلوي خود انسان و يا انسانهاي جاي
دهد. پس در اينصورت بهتر است با ملاحظه و مراقبت كامل
عمل كرد و از قرار دادن در پلان اول و يا وسط
تابلو خودداري نمود، مخصوصاً از توجه و نگاه
به دوربين جلوگيري كرد. همچنين كساني را
انتخاب كرد كه لباس و كار آنان با مناظر اطراف
تناسبي داشته باشد. مثلاً وجود يك ماهيگير در
كنار رودخانه (به شرط قرار دادن وي در محلي از
تصوير كه به صورت موضوع اصلي عكس در نيايد). كمپوزيسيون
( تركيب بندي) تبعيت
از قواعد و قوانين كمپوزيسيون در عكسهاي منظره
شايد پيش از انواع ديگر ضروري باشد. در
اينجا عناصر مختلف تابلو خود به خود در طيبعت
جمع شده و اغلب اوقات هيچ گونه تغييري در آنها
نمي شود داد. معهذا عكاس با اطلاعات و تجربيات
خود مي تواند آنها را كم و بيش به كار هنري
گيرد. مثلاً 1-
بوسيله انتخاب و محدود ساختن موضوع، به اين
ترتيب قاعده ي مهم وحدت رعايت خواهدشد و مراكز
توجه متعدد در تصوير به چشم نخواهد خورد. در برابر منظره بايد ديد كه آيا نواحي سايه ـ روشن به طرز جالبي تقسيم شده، ؟ خطوط موجود در آن توجه كافي بر ميانگيزد؟ اگر موضوعاتي در قسمتهاي جلوي تصوير ديده مي شود ( از قيبل شاخه ي درخت و نظاير آن ) مي تواند موضوع اصلي را به شكل زيبا و خوش آيندي در ميان خود گيرد؟ و غيره… بالاخره از خود بايد بپرسيد كه آيا منظره ي مزبور ارزش عكس برداري را دارد يا نه؟ بدين
ترتيب معلوم ميشود كه تصوير خوب منظره نتيجه ي
انتخاب و تجزيه ي دقيق « قطعه» يي از طيبعت است. |
|
آنچه
كه به قاعده ي فوق بايد اضافه كرد اين است كه
اگر چند درخت و يا نظير آن خط مذكور را قطع كند
اين قاعده ارزش خود را از دست خواهد داد. اگر خط افق را از وسط تصوير كنار ببريم دو حالت كاملاً متفاوت به وجود خواهد آمد كه در صورت استفاده ي آگاهانه هر دو نتايج عالي ميدهد. پرسپكتيو
پائين يعني حالتی كه خط افق در يك سوم زير قرار
گرفته باشد در مناظري از قيبل دريا، رودخانه و
نظاير آن كه داراي آسماني جالب باشد مورد
استفاده قرار مي گيرد ( شكل 6) . |
|
براي
آسمان خالي و بدون ابر كه ناحيه مسطح و
يكنواختي را در روي تصوير اشغال خواهد كرد
بندرت از اين وضع مي توان استفاده كرد زيرا به
هر وسيله و ترتيبي كه باشد باز نتيجه يي حاصل
نخواهد شد. چون
از طرفي پلان اول در حقيقت روح و جان عكسهاي
منظره است و از طرف ديگر اهميت آن نسبت به
زمينه در نتيجه ي عكس برداري از فاصله نزديک يا دور
به طور قابل ملاحظه يي تغيير مي كند لذا لازم
است در انتخاب نقطه ي ديد دقت فراوان مبذول
گردد. با توجه به اين مطالب، (مخصوصاً پس از
تجربه هاي چند) معلوم ميشودكه گرفتن عكس مناظر
با تله ابژ كتيف نتيجه خوبي مي دهد و برعكس در
اين مورد عدسيهاي گشاد زاويه نتايج عالي به
بار مي آورد زيرا اولاً در پرسپكتيو ايجاد
بدشكلي نميكنند و ثانياً احساس عمق را شدت مي
بخشد زيرا پلان اول از زمينه فاصله ي زياد كسب
مي كنند و از هم كاملاً جدا مي شود. فقط لازم
است دقت شود تا از بهترين و مناسب ترين فاصله
عكس برداري شود. |
|||
|
(شكل6) |
|
بالاخره،
پس از ملاحظات و مطالعات فوق در قواعد
كمپوزيسيون بايد گفت كه كادر بندي اصلي، لازم
است در موقع گرفتن عكس به عمل آيد نه در موقع
چاپ ( در اين جا فقط مي توان از كناره هاي
نگاتيف مقداري حذف كرد ). هم چنين استخراج
چندين منظره از يك نگاتيف چندان صحيح و معقول
نيست زيرا اگر در منظره يي مراكز توجه مهم و
متعددي به نظرتان رسيده بهتر است از هر يك
آنها عكسي جداگانه تهيه كنيد. (
اين بحث ادامه دارد.) |